Brooklyn Nine-Nine

Brooklyn Nine-Nine

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Brooklyn Nine-Nine S3-E19 WEB-DL Terry Kitties ver 02
A Commentary by javad1372
►TvWorld.iNFO » Milad eMJey || [email protected] هماهنگی با وب دی ال

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2016-04-01
Downloads: 38
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.بونجور، دوستان

.اوه، به یکی تو پاریس خیلی خوش گذشته‌ها

.اوه، من و کوین یه هفته‌ی عالی رو باهم تجربه کردیم

.حس میکنم رو یه نون خامه‌ای شناورم

.موندم چرا مردم به زبان ترانه باهم حرف نمیزنن

من الان چند ماهه دارم ازتون

،میخوام بذارید تلفنُ اینطوری جواب بدم

کیه کیه زنگ میزنه؟

.قرش بده، دختر

.بچه ها، داره شعر میگه

.به جینا میگه بخون

!کاپیتان هولت نشئه سفر شده

.الان هرچی بخواید نه نمیگه

،من یه اسب پلیس میخوام

.و دلم میخواد تری مرتباَ سوارش بشه

منم میخوام یکی از بچه‌های قسمت منابع انسانی

.مرزهای محیط کاری رو یاد بقیه بندازه

تو ژاپن یه دستشویی‌هایی میسازن

...که آب داغش با سرعت جت میزنه تو

.همینجا جلوتُ میگیرم، رفیق

...چیزی که اینجا نیاز داریم یه حاملِ کارمندی مسلح به اسمِ

!تانکه

.دوتا تانک .منم یکی میخوام

.عالیه، پس همه یه تانک

فقط یادتون باشه که نمیتونیم نشئگی سفر ،کاپیتان هولتُ از بین ببریم

.پس یه وقت چیزی نگید که ناراحتش کنه

اوه نه، این احمق‌ها اونجا چیکار میکنن؟

شاید اونقدرهام بد نباشه؛ .شاید ناراحتش نکرده باشن

چی کردید؟ چی گفتید؟

.هیچی ".فقط گفتیم، "خوش اومدید

و باهاش درباره اینکه تو فرانسه اضافه وزن .پیدا کرده، شوخی کردیم

!نه

چرا همه اینطور خشکشون زده؟

!برگردید سر کارتون

.به سلامت، تانک

تانک؟

...من فقط سه پوند تو پاریس اضافه وزن پیدا کردم

!سه پوند

تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـی کـنـد »

:تــــــرجــــــمـــــــه از Milad eMJey میـــــلاد

.هی تری، یه بسته واست آوردم

.اوه، واسه گروهبان هدیه آوردن

"چی تو جعبه‌ست؟"

."دیالوگ برد پیت تو فیلم "هفت

ولی جدی چی توشه؟

.بدترین چیز دنیا

.خفه شو، احمق

اوکی، حالا چرا واست بچه گربه فرستادن

و چرا ازش متنفری؟

.این بچه گربه نیست

این یه چَک تو صورته

.اونم واسه اتفاقی که بیست سال پیش افتاده

اونموقع که موهاتُ مدل فلت‌تاپ میزدی؟

،میدونم فلت تاپ میزدی

.چون عکس‌هاتُ دیدم

،شرمنده، بقیه داستان رو بگو !تری فلت‌تاپی

.سال 1995 بودش

.تازه شده بودم کارآگاه

،خیلی سر اولین روزم تو بخش 5-6هیجان زده بودم

ولی بچه‌های اون جوخه همه‌شون .یه مشت عوضی بودن

.سلام، من تری هستم

میز من کجاست؟

،اول یه پرونده حل کن

.بعد بهت میز میدیم

.سر همه چیز همین رفتارُ داشتن

،وهو، اول یه پرونده حل کن .بعد قهوه بخور

اول یه پرونده حل میکنی، بعدش میتونی

.کارت تبریک تولد دبی رو امضا کنی

.مثه اینکه باید یه پرونده حل میکردی

دقیقاَ، واسه همین بزرگ‌ترین پرونده‌ای که :تونستم رو پیدا کردم

یه تعداد ورود غیرقانونی

.که همه‌شون شبیه به هم بودن

.طرف از پنجره‌های بلند وارد خونه‌ها میشد

:بعد از یه ماه مظنون رو پیدا کردم

.دیمیتری کوزکو

.یه آکروبات بازِ سابق که سابقه کیفری هم داشت

!آشغالِ سیرک .باید خودش باشه

.من هم دقیقاَ همینُ گفتم

!آشغال سیرک .باید خودش باشه

رد آکروبات بازُ زدم و

تیم جوخه‌ی ضد تروریستی رو خبر کردم که ساختمون .رو محاصره کنن

.امکان نداشت مو لا درز کارمون بره

!پلیس نیویورک! رو زمین

!بخواب رو زمین

!دستات رو نشون بده

.او-اوه

...طرف دوسال قبل موقع بندبازی بدجور خورده بود زمین

.و ستون فقراتش نصف شده بود

حالا چرا بچه گربه میفرستن؟

،خب، اون موقع

.شاید یه مقدار دستپاچه شده بودم

!نگاه کنید، طرف گربه داره

!به گربه یاد داده که چطور دزدی کنه

!واسه همین بهش میگن سارق گربه‌ای

چرا کسی چیزی نمیگه؟

.اوه تری

آره، واسه همین هرسال واسم گربه میفرستن

.که اون روزُ یادم بیارن و بزننش تو سرم

الان میرم یه تبلیغ آنلاین میذارم

بلکه یکی رو پیدا کنم که این سنده‌ کوچولوی شیطانی .رو ازم بگیره

نکته مقابلش اینه که

.شما دوتا یه زوج دوست‌داشتنی میشید

میشه پیشنهاد کنم که اینُ بذاری تو یه لیوان

و وانمود کنی داری ازش یه قُلپ میخوری؟

تری، داری میری کاری که گفتمُ بکنی؟

اوه، هی، میشه اینُ غرض بگیرم؟

.جنویو رفته خارج از شهر

دوتا گوشی میخوام که بتونم

.واسش یه عکس از جلو و یکی از عقب بفرستم

.دلم نمیخواد عکس کونت تو حافظه گوشیم باشه

آدریان، توی اتاق استراحت زندگی میکنی؟

نه، چرا همچین سوالی میکنی؟

اه، چون داری شونه‌هاتُ تو فضای

غذاخوری همگانیمون اصلاح میکنی؛

رختخوابت رو راحتی پهنه؛

.و از این چیزا

.باشه .مُچم رو گرفتید

،صاحبخونه‌م منُ از خونه پرت کرده بیرون اونم فقط چون همسایه احمقم

.تحمل یه سری جیغ کوچولوی نصف‌شبی رو نداره

داشتم خواب میدیدم یکی داره سعی میکنه

.با یه قاشق مرباخوری تیز، پوست سرمُ بکنه

جداَ مغزها محشر نیستن؟

منظورم اینه، چطور همچین چیزایی بهشون خطور میکنه؟

،وقتی تو ماموریت نفوذیم بودم یکی سعی کرد و پوست سرمُ

.با یه قاشق مربا خوری کند

.حتماَ، اینطوری هم میشه

مگه با روزا قرار نمیذاری؟

نمیتونی پیش همون بمونی؟

اوه آره، نه، الان داریم یه داستان خیلی سکسی رو تجربه میکنیم

.که توش محل زندگیمونُ به همدیگه نمیگیم

.سکسمون رو خیلی شهوتی میکنه

.اوق - .کاملاَ میگیرم چی میگی -

.خب، اگه کاری از دست من برمیاد حتماَ خبرم کن

.اوه آره، توی خونه تو میمونم

.ممنون

خونه من؟ !هان... چی شدش الان؟

.خودت الان گفتی میخوای بهم کمک کنی

،اه، مگه اینکه جدی نگفته باشی

.که کاملاَ هم درکت میکنم

.قبلاَ هم بهم خیانت شده

.مثلاَ همون یارو قاشق مربایی‌ـه

.نه نه نه نه، این حرفا چیه

.میتونی پیش من بمونی

!اوه !تو بهترینی، چاک

!مرسی

ولی بذار بگم بهتره واسه خودت ،یه گوشگیر خیلی خوب پیدا کنی

چون وحشتناک بودنِ اون کابوس‌هایی

.که گفتم رو حسابی کم اهمیت جلوه دادم

.اه

.خیلی خب، میبینمت هم خونه

.خیلی خب

توجه کنید: بخش 9-9 فردا میزبان

یه کلاس خنثی سازی بمب خواهد بود و

.جداَ پیشنهاد میکنم که توش شرکت کنید

خنثی کردن یه وسیله انفجاری آخرین تستِ

.مهارتی در مواقع پرفشاره

.و نتیجه‌ش یا مرگه یا زندگی

نهار هم میدن؟ - .آره -

.مام هستیم

کس دیگه؟

.من هم هستم - .همینطور من -

.این کلاسه بنظر مثه یه "بمب" میاد

اگه نمیخوای قضیه رو جدی بگیری

.ترجیح میدم توش شرکت نکنی

.باشه - .مرخصید -

.تو کلاس گل میکارم

تا دستت ثابت نباشه که

.نمیتونی بیست سال لباس کوک بزنی

واو، واقعاَ فکر میکنی با این حرفت خودنمایی کردی؟

بیست دلار شرط میبندم که من تو کلاس ،بهتر از تو عمل میکنم

.کله نخی

.خیلی خب، قبوله

و بذار بهت بگم که "کله نخی" بینِ ما

.خیاط‌ها یه تعریف عالی به حساب میاد

،اگه میخواستی بهم توهین کنی

."باید صدام میکردی "گره ردکُن

.باشه گره ردکن - !اوه، اینُ خودم یادت دادم -

،بهتره تو این عکسه بامزه بیفتی

.وگرنه هیچکی نمیگیردت

!یه تکونی به اون پنجه‌هات بده

.وهو هوه وهو، آروم باش گروهبان

ببین، بنظرم داری یه مقدار این شوخیشون

،رو جدی میگیری .که البته درکت میکنم

شاید باورت نشه، ولی تو دبیرستان بچه‌ها واسه

.خوشتیپ بودنم، بهم زور میگفتن

.باورم نمیشه - .حق داری -

واسه این بودش که خشتکم رو تو .کلاس فنی آتیش زدم

.مثه چی درد گرفت

.ولی نکته اینه که متنفرها، متنفر میمونن .بیخیال شو

.تیلور سوئیفت همیشه راست میگه

دلیل اینکه این زورگویی‌ها رو اعصابم راه میرن

...اینه که با یکشون زندگی کردم

.پدرم

یه آدم ظالم بود که با زندگیش حال نمیکرد

.و حرصش رو سر من خالی میکرد

.اوکی، اوکی

.حالا این شد یه چیزی

،اگه با بابات مشکل داری

.دوات دست خودمه، پسر

خیلی عجیبه که بخوام الان درباره‌ی بابای دوزاریم .صحبت کنم

More Farsi Persian subtitles for Brooklyn Nine-Nine

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left