The Little Devil

The Little Devil (Il piccolo diavolo)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

piccolo diavolo 1988 1080p
The Little Devil 1988 1080p
A Commentary by adelmomen
زیرنویس این فیلمو حدود 13 سال پیش منتشر کردم . چند وقت پیش اومدم دوباره ببینمش متوجه شدم نیاز به ویرایش اساسی داره و... ویرایش مجدد انجام شد piccolo diavolo 1080p

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

زیرنویس عادل مومن نژاد

جوری که نگام می‌کنه... لطافت لب‌هاش...

یه اتفاق وحشتناک برام افتاد.

وقتی این اتفاق برام افتاد که فکر می‌کردم دیگه هیچ اتفاقی نمی‌تونه برام بیفته.

ولی اتفاق افتاد و دیگه بچه نیستم.

احساس می‌کنم توی یه هزارتوی بی‌راه خروجی گیر افتادم.

حس وحشتناکیه.

فقط یه لحظه‌ست، ولی یه لحظه چقدر طول می‌کشه؟

چقدر ممکنه طول بکشه؟

یه لحظه چقدر می‌تونه طول بکشه؟ لحظه‌های کوتاه داریم و لحظه‌های طولانی.

ابدیت هم یه لحظه‌ست.

می‌دونم، پدر، ولی خواهش می‌کنم منو مسخره نکنید.

سعی کن از رم خارج بشی.

می‌خوام باهاتون صادق باشم.

من از هیچ‌کدوم از حرف‌هایی که زدید سر درنیاوردم.

چه اتفاقی براتون افتاده؟ یادتون باشه زندگی خودش یه بازیه.

می‌دونم، ولی اینم می‌دونم که گاهی همه به زمان نیاز دارن.

ببخشید اگه یه کم آشفته حرف می‌زنم، ولی حالم خوب نیست.

قبول، ولی هر کسی مثل شما زانو نزده جلوی من

و بهم بگه «همه‌چیز خوبه».

- طبیعیه. - ممنون، ممنون.

حالا باید چیکار کنم؟

به سلامت برو، در پناه مسیح. خداحافظ، مائوریتزیو.

پدر مائوریتزیو!

پدر مائوریتزیو!

آروم باش، آروم باش. چی شده؟

ببخشید، پاتریشیا. الان برمی‌گردم.

- بس کن! - جودیتا، این کارو نکن.

خواهش می‌کنم!

پدر مائوریتزیو، شیطان تسخیرش کرده!

اون یه آرایشگر ناپلیه، ولی شروع کرده به لهجه توسکانی حرف زدن.

از دیروز شروع شده و افتاده به خوندن «پازا ایدئا».

سوپ انگلیسی می‌خواست و شوهرمون می‌خواست از خونه بندازتش بیرون.

خواهش می‌کنم، یه کاری بکنید.

چیزی نیست. فقط یه لحظه‌ست. یه لحظه چقدر می‌تونه طول بکشه؟

- دارید چیکار می‌کنید؟ - نه! - بس کنید!

آرومش کنید و ببریدش توی محراب. پنج دقیقه دیگه تموم می‌شه.

پدرمادر! دیگه کاسه صبرم رو لبریز کردید!

چه خانواده روی اعصابی هستید!

این دیگه یه حرفه‌ای واقعیه!

حالا برید بیرون، می‌خوام باهاش تنها باشم.

«همه با هم!»

«برادران ایتالیا، ایتالیا برخاسته...»

چه گرمه! اینجا چقدر گرمه!

تقصیر اون زوپا اینگلزه‌ست. رو معده‌م مونده.

خدای من! شکمم چقدر درد می‌کنه! ولی چه خوشمزه بود!

من عاشق زوپا اینگلزه‌ام!

مائوریتزیو؟

مائوریتزیو!

- تو کی هستی که این‌طوری با من حرف می‌زنی؟ - جودیتا.

نه تو، اون موجودی که توی این بدنه‌ست. اسمت چیه؟

جودیتا!

کری شدی؟

من نمی‌تونم از اینجا بیرون بیام!

خوب سرم کلاه گذاشتی، شیاد!

باد ببرتت!

- حالم به‌هم می‌خوره! - از بدن این زن بیا بیرون!

موجود پلید!

موجود شهوت‌ران!

برگرد همون جایی که ازش اومدی و از بدن این زن برو بیرون!

- گوش کن، من شیطانم! - چی؟

از جهنم فرار کردم. خواهش می‌کنم، نمی‌خوام برگردم اونجا!

می‌شه یه صندلی بهم بدی؟ از راه دوری اومدم و خسته‌ام.

خواهش می‌کنم یه جا برای نشستن این باسنم بده.

ممنون.

خوب سر کارت گذاشتم، کشیش بدبخت! شیطان رو خوشحال کردی.

اوه، این دیگه خودشه!

نذار برم، توی این گاو گنده راحتم.

- نذار برم! - دور شو، شیطان!

ای داد! لخت شدم. لعنتی، چه سرده!

آخ، چقدر درد می‌کنه...

چی شد؟ کجان؟

یا حضرت مریم!

چی شده؟ من روی زمینم.

پاهام درد می‌کنه، شکمم هم درد می‌کنه.

- حالتون چطوره، خانم؟ - خوب نیستم.

حس می‌کنم یه چیزی خوردم که خوب هضمش نکردم.

دیشب زیادی زوپا اینگلزه خوردید.

- بریم، می‌رسونمتون. - خیلی ممنون.

ساوریو، به خانواده‌ش بگو سریع ببرنش خونه و استراحت کنه.

شما کی هستید؟

- از کجا اومدید؟ - از اون خانمه.

از اون خانمه؟

- شما همون موجود پلیدی هستید که توی اون زن بود؟ - بله.

البته نه. اون زن موجود پلیدی بود که بیرون از من بود.

مائوریتزیو؟

حتی نمی‌تونستم توی اون هیکل گنده پام رو تکون بدم.

حالا فقط می‌خوام یه کم قدم بزنم.

- کجا می‌ریم؟ - محاله. بذار لمست کنم...

کجا؟

محاله! دارم خواب می‌بینم.

تو وجود نداری.

دارم با خودم حرف می‌زنم.

طبیعیه! خیلی‌ها با خودشون حرف می‌زنن.

مائوریتزیو! مائوریتزیو، منو تنها نذار.

لعنتی، پاهام از سرما یخ زده! مائوریتزیو!

هر کسی می‌تونه بفهمه که آدم گاهی چیزهایی رو می‌بینه که وجود ندارن.

شرط می‌بندم اگه برگردم، دیگه نمی‌بینمت.

نه‌تنها نمی‌بینمت، اصلاً اینجا نیستی. تو وجود نداری!

مائوریتزیو!

مائوریتزیو!

مائوریتزیو؟

- کیه؟ - منم.

چی از جونم می‌خوای؟ ولم کن. خیلی سرم شلوغه.

مائوریتزیو، در رو باز کن. پاهام از سرما یخ زده.

مائوریتزیو، لخت‌ام و سردمه.

خواهش می‌کنم در رو باز کن.

باشه. حالا دیگه بس کن.

دیگه بسه. از سیرک فرار کردی؟

این داستان مسخره دیگه خنده‌دار نیست.

فکر کردی می‌تونی منو قانع کنی که شیطانی؟

یه چیزی شده، مائوریتزیو؟ منو نترسون!

- الان برمی‌گردم. - مائوریتزیو!

تکون نخور!

بهم اعتماد کن. الان برمی‌گردم.

الان میام.

مائوریتزیو!

- چه خبره، پدر مائوریتزیو؟ - این چه آهنگیه؟

اومدم! اومدم!

- چه خبره؟ - هیچی، نگران نباشید.

- کسی داخله؟ - نه.

راستش یادم رفته بود برادرزاده‌م اینجاست.

امروز صبح رسید.

یه کم عجیب‌غریبه، موسیقی دوست داره.

چه مزخرف! کی آهنگ رو قطع کرد؟ مائوریتزیو!

برگشتی!

چه مزخرف! همه لباس‌هات شبیه همن!

- چطوره؟ - آره.

خیلی بهت میاد. از من چی می‌خوای؟

«از من چی می‌خوای؟»

من برادرزاده‌تم. یه برادرزاده از عمویش چی می‌خواد؟

- حالا چیکار کنیم؟ کجا بریم؟ - ساکت شو، موجود پلید!

خوشم نمیاد این‌طوری صدام کنی!

خوشم نمیاد! ما موجودات پلیدِ باشکوهی هستیم!

مائوریتزیو، تو یه موجود پلیدی!

ولی چه باحاله!

تا حالا یه موجود پلیدِ باشکوه دیدی؟

حالا چیکار کنیم؟ کجا بریم؟

- پایه‌ای بریم یه دوری بزنیم؟ - آره.

فقط من و تو با ماشین.

من یه کت می‌پوشم، تو هم یه کت بپوش.

بریم همین الان.

کجا بریم؟ بیرون، کُتت رو بپوش. بجنب!

می‌ریم رستوران یه زوپا اینگلزه خوشمزه بخوریم و بعدش هم می‌ریم برقصیم.

پایه‌ای برقصیم؟ اینو بپوش.

نه، بهت نمیاد. برات یه پالتو و یه کلاه می‌خرم.

خوش‌تیپ می‌شی و من بهت افتخار می‌کنم.

خیلی وقته دلم می‌خواد با یه دوست قدیمی برم خرید.

همه‌چی آماده‌ست، ولی بهتره قبل از اینکه راه بیفتیم اسم خودت رو بهم بگی.

- اسمت چیه؟ - من؟

آره.

- اِم... جودیتا. - از آشنایی باهات خوشحالم، جودیتا. خوبه، تمومه.

از آشنایی باهات خوشحالم. همین کافیه که

دوست بشیم.

- ناراحت شدی که گفتم «موجود پلید»ی؟ - آره، ناراحت شدم.

ببخشید، به خاطر اون پوستینی که پوشیده بودی اشتباه قضاوتت کردم.

نه بابا! بهتره همین‌جا بذاریش. خیلی زشته.

- بریم، تا حالا دنیا رو نگشتی؟ - نه.

حسابی خوشت میاد.

ببینیم کسی اینجاست یا نه.

خوبه، راه بازه.

مائوریتزیو، اینجا محشره!

مائوریتزیو، این چیه؟

- دنده دو. - نه، ترمز دستیه.

این چیه؟

- دنده یک؟ - نه، صندلیه.

درسته.

این آسونه. برف‌پاک‌کن‌ها.

حالا نوبت توئه، از من بپرس.

- این چیه؟ - دنده دو.

نه، دنده سه.

یه چیزی توی ماشین جا گذاشتم. اینجا منتظرم باش، زود برمی‌گردم.

نه، تو اینجا منتظرم باش. فهمیدی؟ همین‌جا.

- کجا؟ - همین‌جا، بشین.

الان برمی‌گردم.

مائوریتزیو!

این چیه؟

- ترمز دستی. - آفرین!

خوب حدس زدی.

ببخشید، ایستگاه قطار از کدوم طرفه؟

ایستگاه قطار؟

ایستگاه قطار!

کیه؟

من گلوریا هستم، گواهینامه‌م رو روی میز، کنار میوه‌ها جا گذاشتم.

کیه؟

من گلوریا هستم، گواهینامه‌م رو روی میز، کنار میوه‌ها جا گذاشتم.

کیه؟

من گلوریا هستم، گواهینامه‌م رو روی میز، کنار میوه‌ها جا گذاشتم.

- کیه؟ - کیه؟

می‌شه بدونم کیه؟

من گلوریا هستم، گواهینامه‌م رو جا گذاشتم

روی میز، کنار میوه‌ها. برای ایستگاه!

پاتریشیا!

ولی دیروز چی شد؟ منتظرت بودم.

امروز هرچقدر بخوایم وقت داریم.

- پدر مائوریتزیو! - نه، دیگه چی شده؟

پسرتون دستگیر شده!

- سلام، شما پدر مائوریتزیو هستید؟ - بله، چی شده؟

پسرتون دستگیر شده!

دیروز یه جوون رو دستگیر کردیم که ادعا می‌کنه پسرتونه.

The Little Devil subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for The Little Devil

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left