The first 167 lines.
مادر جان من دارم بهتر میشم ...
مادرم فوت کرده ...
... و پدر بزرگم باید از من مراقبت کنه
اما از وقتی که بدنیا اومدم پدربزرگم رو ندیدم
و خونه ای که قراره توش زندگی کنم یه محل جدیده
تارو هانونکیو ساما درسته؟
اومدم تا شما رو همراهی کنم
ارباب ...
Hanaukyo Maid Team
صبح ها پنجره رو باز کن
زیبایی گل ها دنیار رو پر کرده
... تو قلبم چیزی مخفی رو حس میکنم
که داره ذوب میشه
عطر خوش فصل رو حس میکنم
... تورا دعا میکنم
... میخواستم تو را ببینم
هر روز 0 از وقتی که متولد شدم ...
... فقط تو
. فقط میخواهم مراقب تو باشم...
... فقط تو
. میخوام که لمس کنم ...
دستانم تورا میخواهند
.. میخواهم که آزاد
. صدای قلبم
خوبین ارباب؟
کیف شماس؟
. صبر کنید
بله؟
اوم..م
شما ...
معذرت میخوام
من سرخدمتکار خانواده هانونکیو : ماریل هستم
خدمتکار؟
پس شما خدمتکار پدربزرگ هستید؟
که اینطور
.. پدربزرگ پولداره
نه
من خدمتکار شما هستم قربان
" من شما رو مسوول نگهداری تارو هانونکیو میکنم"
" هانونکیو هوکسای"
اومم...م
اوه... پرنده ها
ساکته.. نه ؟
نه اینطور نیس
بله؟
.. این نامه
. بله
هوکسای هانونکیو ساما این نامه رو نوشتن
... و از عمارت رفتند
و به همین دلیل از امروز شما رییس خانواده هانونکیو هستید
رییس...؟
یعنی اینکه ...
... بله شما ریسس من هستید
صبر کن ببینم...
.. این خیلی ناگهانیه
. این چای گیاهیه
نمیتونم ...
خوشتون نمیاد..؟
اون نه...
خوش مزه اس؟
آره ... خیلی خوبه .
واقعا؟
... خوشحالم
خلبان شما مثل اینکه اومد.
شیشا چان اومدی؟
خب . بریم مستر؟
حدود 5 قیقه دیگه راه میوفتیم.
. باشه
. یاشیما سنسه از بخش امنیتی
... بخش امنیتی
ام . کلا چند تا خدمتکار اینحاس؟
.. فک کنم
. در اون حد
. این تیم خدمتکاران هانونکیو ست
.. از سمت راست شما معاون شما .. مسوول لباس شما .. و پرسنل کارکنانشما
... مسوول غذا .. مدیریت . منشی
... از سمت چپ . پزشک . مسوول اطلاعات
... مسوول امنیتی . مسوول مالی و مسوول تکنولوژی
... ریسس رو آوردم
. کارت خوب بود
. صبح بخیر
قربان
. ایشون مسوول بخش امنیتی و محافظ شما هستن
. من تسوروگی کونوئه هستم
خوشبختم
. منو میبخشید
. اون با اون چیزی که تصور میکنیم فرق داره
. یاشیمیا گاردت رو پایین نیار
بله . قربان
. کونوئه ساما شما چقد خفنی
من قراره تو همچین اتاق بزرگی زندگی کنم؟
. تعجب میکنم پدر بزرگ کجا رفت؟
من نمیتونم رییس همچیم عمارت بزرگی باشم
. لطفا لباساتونو عوض کنید
عوض کنم؟
بله . لطفا بسپریدش به ما
. لطفا از این شورت استفاده کیند
. ن نه خودم میتونم انجامش بدم
نه ارباب لطفا بزارید کارمون رو بکنیم
. لطفا اینو بپوشید
. ما باید بریم
. خجالت آوره
خب . بزارید عمارت رو نشونتون بدم
. این دفتر کار شماس
. اینجا به کارهاتون رسیدگی کنید
. اینجا یه مکان عالی برای مهمونی با هزاران مهمونه
! هی
. این اتاق استراحته
هاااا...
دیدن عمارت تموم شد
... وقته شامه
... اما
. اما اینحا که میزی نیس...
.امروز بخش غذا . غذای شما رئ شخصا آماده کردن
. پیش غذا خاویار با چاشنی الکله
wow...
.. سوپ غلیظ
. عالیه
.غذای اصلی خوک بریونیه
. به همراه گاو سرخ شده و فیل کبابی
. و یک موجود ناشناخته
اوم 0 هی
. کمی امتحان کیند
. بچه ها ارباب نمیتونه این همه رو یه جا بخوره
. اه درست میگید
. ارباب 0 استراحت کنید و کمی آب بخورید
. وقته حمامه
کارکن شخصی شما به این کار رسیدگی میکنه
چطور؟
هایییییییی
خب شروع میکینم
!بریممممم
ه...هی
استراحت کنید . شب خوش
. ممنون
. شب خوش
... خسته ام
اه ارباب چه جسور
کارکنان شخصیه شما : لمن
مارون و ملون
. اومدیم تا تخت شما رو گرم کنیم
نه 0 من سردم نیس
. شما باید گرم باشید
... چه بد
بیاید این لباس خواب رو در بیاریم
ه-هی
. نمیتونم بیشتر خودمو نگهدارم
...ارباب
. لطفا رو ممه های من بخوابید
! نه عادلانه نیس قول دادیم که عادلانه بازی کنیم
. آخه نمیتونم تحمل کنم
! ارباب
تو دیوثی ارباب میخواد رو ممه های من بخوابه
! ارباب
خداااااا . گم شیییید
! ارباب
Hanaukyo Maid Team
شاید انباره؟
! ارباب ! ارباب
! ارباب
. خدارو شکر
بهوش اومدید
اوه شرمنده
اینجا نیاز به بازسازی داره
. الان شما رو باز میکنم
کدوم دکمه بود؟؟؟؟؟
نه - این یا این یکی؟
No comments yet. Be the first to leave one.