The first 200 lines.
میدونی، این همه وقت رو با هم گذروندیم
و اون فقط از من خوشش نمیاد
اون کوچولو بهت نیاز داره
تو واقعاً والد خوبی هستی
من و پدرت داریم میریم
تا فرزندخوندگیت رو رسمی کنیم
وقتایی بوده که احساس کردیم ازمون انتقاد شده
بچهها به انضباط نیاز دارن
انضباط اعمال میشه
به روشی که ما صلاح میدونیم، نه اونجوری که شما صلاح میدونید
من گون چمبرز هستم
خیلی سریع قاطی میکنی. بهم زنگ بزن
میخوام درستش کنم
فکر میکنم باید یه مدت از هم دور باشیم
من هنوز عاشق سارا هستم
و قصد دارم برش گردونم
من میدونم چی میخوام. اونم میدونه چی میخواد
تو باید بفهمی چی میخوای
عزیزم؟ بله
اسم اون رستورانه چی بود
که همیشه در موردش حرف میزنی و دوست داری بری اونجا غذا بخوری
تو شهر؟ اون رستوران فرانسویه
آه، ام، کافه دِه نویی
کافه دِه نویی. خیلی خوبه
میخوام برم اونجا. جبار؟
میدونی چی عالی میشه؟ این که بریم اونجا
و سر میز سرآشپز غذا بخوریم
شنیدم الان این کار مد شده. اوه آره
آره. شنیدم خیلی باحاله
آره. شنیدم خیلی باحاله، خیلی گرونه
و رزرو کردنش هم واقعاً سخته
آدم، تازه اگه بری اونجا
و این همه غذای فوقالعاده بخوری
آره... و شراب عالی بنوشی
بعدش باید تو ترافیک روی پل بشینی
تو راه خونه. آره
انگار اصلاً نمیارزه. آره
مگر اینکه، البته... حالا این حرف دیوونهکنندهایه
ولی خب، شاید اگه یه سوئیت تو هتل دبلیو داشتی
با چشمانداز خلیج
اون وقت شاید تقریباً ارزش رفتن داشت
آره. شاید
خب، البته باید یه چیز خیلی مهمی برای جشن گرفتن داشته باشیم
تا این هزینه رو توجیه کنه
میدونی، حتی نمیتونم فکر کنم چی میتونه باشه
مثلاً، شاید یه سالگردی چیزی
سالگرد ازدواجمون. مثلاً سالگرد یک سالگی
همین رو برات گرفتم! نه، نگرفتی
آره، گرفتم
میریم اونجا غذا میخوریم و تو هتل دبلیو میمونیم
تو سوییت گنده و باحالمون و قراره
فوقالعاده و رمانتیک باشه. عزیزم
تو خیلی خوبی
اوه. خب، جبار چی؟ یه بیبیسیتر لازم داریم
یعنی، اون داره اینجا مجانی زندگی میکنه
حداقل میتونه بچه رو نگه داره
این تنها نقطه روشن ماجراست. آره ولی تو خرابش کردی
وقتی ازش عذرخواهی نکردی، اونجوری که من ازت خواستم
من وارد این بحثا نمیشم. خب آره. الان شدی
قراره از خوشحالی بال دربیاره. نه، اینطور نیست
من ۲۴ ساعت از خونه بیرونم
اون قراره دور خودش برقصه
ببخشید. ممکنه واقعاً از این کار خوشش بیاد. بله، مامان؟
جس، ام، چمدونم کجاست؟ بله؟
چرا به چمدونت نیاز داری؟
من تصمیم گرفتم با برادرت برم زندگی کنم
مامان، بیخیال
لازم نیست این کارو بکنی. میدونم
خونهاش خیلی کوچیکه. تو داری
مشکلی نیست. لازم نیست بری
مشکلی نیست
ترجیح میدم جایی باشم که منو بخوان
تو رو میخوان. باشه؟
تو رو میخوان. درسته؟
فقط میخوام لطفاً چمدونم رو بهم بدی
ممنون. صبح بخیر کرازبی. صبح بخیر
هنوزم میخوای ازش در مورد بچه نگه داری بپرسی؟
میدونی چی
چی؟ فقط داشتم شوخی میکردم
هی. یالا
هی، یه تاکسی بیرونه
آره، اون پرینتره بازم خراب شده
تقریباً دو ساعت طول کشید
باید این کارت پرواز رو بگیرم. کارت پرواز؟
کجا داری میری؟
باید برم مینهسوتا. الان؟
راستی آره. میتونی اینجا حواست به کارا باشه
"راستی"؟ آره
باید بخاطر روبی و مسئله مدرسه برم
اون برای ثبتنام مشکل داره
باید برم. نمیدونم
باید به چند نفر داد و بیداد کنم یا یه همچین چیزی، خب
باشه
ام، اون آقاهه برای وان میاد
آقای وان؟ آره. نشتی دارم
اوهوم؟ همون آقا با لهجه
چیز دیگهای؟ باشه. نه
همین. حدود دو... دو روز دیگه برمیگردم
باشه، خداحافظ. و بعد، ام
اوهوم. ما، ام، میدونی
باید... باید یه حرفایی بزنیم وقتی برگشتم
باشه، وقتی برگشتی. سفر خوبی داشته باشی
بهت زنگ میزنم. برو، برو، برو
مشکلی نیست. آره، آره آره. از تو ماشین بهت زنگ میزنم
باشه. آره، زنگ بزن. زنگ بزن، زنگ بزن
خیلی خوبه، کریستینا. پس همه چیز خیلی خیلی خوب به نظر میرسه
عالیه. فوقالعادهست
نتایج آزمایشاتت اومده، پانلهات خوبن
پانلها خوبن. خب، عالیه. محشره
آره. محشره
پس یعنی همه چیز...
که من پاکم و آمادهام که برم و...
فکر میکنم. آره. خب، ما هنوز، میدونی...
آخرین مرحله شیمیدرمانیات رو داریم. درسته؟
بعد از اون، برات یه اسکن PET رزرو میکنم
اسکن PET؟ چی؟
مثل امآرآی میمونه، نه؟
اسکن تمام بدنه
ولی شما تازه گفتید همه چیز پاکه. چرا باید...
صبر کن، پس این فقط یه چیز احتیاطیه؟
چرا باید اسکن PET نیاز داشته باشم؟
خب، آزمایشاتت کمی ناهنجاریهای جزئی در خون کبدت نشون داد
فکر میکنیم احتمالاً از داروهاست
ولی فقط برای احتیاط، این کاریه که باید انجام بدیم
باشه
پس صبر کن. آیا شما...
ممکنه سرطان به جاهای دیگه بدنم سرایت کرده باشه؟
جای دیگه بدنم؟ من تازه گفتم...
اون گفت فکر نمیکنه چیزی پیدا کنه
این جزئیه. شاید از داروها باشه
فقط کاریه که مهمه وقتی درمانت تموم شد انجام بدیم
اگه چیز دیگهای باشه که باید باهاش سروکار داشته باشیم، باید ازش مطلع بشیم
باشه
باشه
چرا باید کت و شلوار بپوشم؟ آه
چون هیجانانگیزه. یه موقعیت مهمیه
آره، خوشاینده که لباسهای قشنگ بپوشی
و، سیدنی، تو میتونی یه پیراهن انتخاب کنی
من لباس لازم ندارم چون نمیرم مراسم
چی؟
من فکر نمیکنم ایده خوبی باشه که ویکتور به فرزندخواندگی گرفته بشه
سید
اون واقعاً بخشی از این خانواده نیست
و یه مراسم احمقانه قرار نیست اینو عوض کنه
باشه، سید. اگه میخوای یه گفتگوی خصوصی داشته باشی...
میفهمم که در مورد ادامه دادنت چارهای ندارم
ولی من نمیرم
حاضر نیستم لباس بپوشم و وانمود کنم که خوشحالم
سیدنی
برو تو اتاقت. من خودم دارم میرم!
خانواده که... آره
وای خدای من
وای خدای من
وای
هی. سلام
اینا رو برات آوردم
ممنون. وای. حتماً
میتونم یه لحظه بیام تو؟
آره. حتماً. ممنون
خب، من، اِم...
تو بهم چند تا نصیحت خوب کردی
و این بار به حرفت گوش کردم
برگشتم سر کار جوئل
شنیدم. آهان. باشه
تمام هفته گذشته شیفت دو برابر کار کردم
وای. خب من... منظورم اینه...
پول... پول خسارت پنجره رو دادم
عالیه. آره
و حالا باید یه پولی در بیارم، پول خوبیه
میدونی، و...
من، اِم... دوباره تراپی رو شروع کردم
و، اِم... خوبه. حس خیلی خوبی دارم
و، اِم... قرصها هم تحت کنترله
همه چیز تحت کنترله
من...
خیلی دوستت دارم
هر دقیقه بهت فکر میکنم
حس میکنم هر روز
من... میدونم همهاش تقصیر من بود
ولی من واقعاً دارم تلاش میکنم و تغییر میکنم
و الان حس خوبی دارم
و، امم...
فقط امیدوارم یادت بیاد...
پیوندی که ما داریم
میدونی؟
تو بهترین دوست منی تو کل دنیا
حس میکنم تمام زندگیم تو رو میشناختم
حتی نمیدونم...
قبل از تو چطور بود
حتی بهش فکر هم نمیکنم
پس...
و، من باید... آره
فقط میخواستم گلها رو بهت بدم
من قرار نبود...
میتونی اونا رو بذاری تو آب وگرنه...
باشه. خوبی؟
ولی خب جواب داد
صبح بخیر. حالت چطوره؟
سلام. هی
سلام مری. حالت چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.