The first 187 lines.
تیم زیگزاگ ساب مرجع فیلم و سریال فیلپینی تقدیم میکند
ماه خونین ☪ قسمت هشتم☪
تولدت مبارک تولدت مبارک مالیا
امروز قراره قدرتت بیدار شه
سلام مامانبزرگ
کجا میری؟
بیناییش داره ضعیفتر میشه
باید هرچی زودتر عمل شه
داداش خوبی؟
یه پول خیلی زیاد میخوام
تریستان پول لازم داره
ده هزار
ده هزار واسه یه شب
این آخرین شبی هست که سختی میکشیم
قول میدم وقتی همه قدرتمو پس گرفتم ازشون استفاده میکنم
مخصوصا واسه ازاد کردن مردم اینجا
و اینکارو واسه مامان وبابام میکنم
کسایی که نمیخواستن زندگی ما اینجوری شه
هی الاان
به همکلاسی هات بگو بازم اتاق داریم
بیا
چونکه تعظیلات هم خودش یه فرصته؟
خاله تو کار داشتی؟
قبولش کردی؟
چیو قبول میکردم؟
وای خدایا تریستان تو کلوب گی ملیحیم هستیم
شایعات با زیاد شدن ادما سودتر دهن به دهن میشه
خاله یکم دیگه باید بهش فکر کنم
قبولش کن دیگه
ولی خاله این یعنی داره میگه که قراره که
وقار و شعورم واسه پول به حراج بزارم
واخرشم همشونو از دست میدم
تو فقط قراره همراهی کنی
واقع بین باش
اونوقت میتونی بدهیتو بدی
هه بدهی من اره
بععله
بنظرم اینروزا زندگی خیلی سخت شده
میدونی اگه یکم شبانه روزی داشتیم
اونوقت مجبورنمیشدم ازت اجاره بخوام
مگه دروغ میگم
تازشم توکه گی هستی
پس دیگه چیزی نداری که ازدست بدیش
تازشم توی دنیای مثل ماهاتو باید زور خودتو واسه زندگی کردن بزاری
کاملا درسته
هی تریستان
تو اینجا یه حساب عادی داشتی
اما اولین باره که میببنم میخوای برداشت کنی
کسی از خانوادت تو شهرته
مشکل بیشتری داشته باشه؟ کسی از خانوادت تو شهرته
مشکل بیشتری داشته باشه؟
ندارم واقعا
ولی
باید یکم زودتند سریع پول گیربیارم
چونکه بابابزرگم باید چشماشو عمل کنه
اره درمورد همون
یه متخصص چشم میشناسم
شماره تلفنشو بهت میدم
آره بی زحمت بده
ولی
خیلی گررونه
خب ماهم خرج ومخاج خودمونو داریم که باید پولشو بدیم
گاهی میشینم فکر میکنم که
که چی میشد اگه یه کیسه پول میفتاد روی سرم
اونم وقتی که من داشتم از خیابون رد میشدم
به نظرت اگه میشد خوب نمیشد؟
میدونی چیه؟
پولت خیلی کمه
و تازه سکه هم هست؟
یکم طول میکشه
اگه وقت داشته باشم
بگیرش
نذار از دستت بره
بشین
صبح بخیر
صبح بخیر خانم
خانم؟
معذرت میخوام
واسه اینکه یهویی اومدم اینجا
بلله؟
واسه اون کاری که پیشنهادشو دادین
خانم من نمیتونم انجامش بدم
ولی
درک میکنم
که باید یکیوواستون پیدا کنم
چی داری میگی؟
خانم من نمیتونم به عنوان دوست پسرت بیام
باشه؟ معذرت میخوام
حتی اگه یه شب هم باشه نمیتونم انجامش بدم
ببخشید عزززیزم
اقای جوان سوتفاهم شده
من دنبال همراه نیستم
یعنی راستش واسه دخترم میخوام
اون قراره اولین کارشو کنن
ومنم میخوام خوشبتی های دنیا رو بهش بدم
ولی دوست پسرش ولش کرده
به عنوان مامانش میخوام یه نفرو بیارم که توجشن همرااهیش کنه
با هجده تا گل
کسی که واسش مناسب باشه
فهمیدم
آره
چونکه استخدام دنیل پادیلا خیلی خرج داشت (اسم بازیگر تریستان)
خب چونکه استخدام دنیل پادیلا خیلی خرج داشت (اسم بازیگر تریستان)
خب
تنها چیزی که میخوام
اینه که واسه اجراش همراهیش کنی
وقتی خودشو اون بالاها حس کنه دیگه دوست پسر لازمش نمیشه
که یه ادم خوشتیپی مثل تو میتونه شریکش بشه
اون شرمنده میشه
واقعا؟ اوهوم
مامان بزرگ من با یه متخصص چشم حرف زدم
اون یکم ارزونتر حساب میکنه
که پول بیمارستانشم من میدم
وحتی کرایه آژانستومیدم
وایی من غش
مرس پسرم مامان بزرگت خیلی احساساتی شده
ولی میدونی الان دلم میخواد فقط ببینم که
مامان بزرگت جذابه
وای خاک به سرم جدی میگه مامانی؟
وای گابریل مثل همیشه دلقک شدیا
جدیه بابات
مامانیتو عفو کن عزیززم
تریستان تو هنوزم باید پول هاتو بدی؟
اره عمه بیشتر ازاینا باید خرج کنم
پس داداشی میتونی لباس جدید بخری؟
ذلیل مرده
چیزای مهمتر از لباس سیب هست
که بایدواسشون خرج کنه
به هر حال مرسی عزیزم که بهمون کمک مبکنی
همه چیزم مال شماهاست
بچه اینا درمان ستاره ای ان
اره اینا دارن واسش خوب کارشونو میکنن
حال هم شصت پاش مثل سرش نیست
بخار اینکه داره مینی پد میشه
درسته ابجی بزرگه؟
به هر حال این چیه؟ درسته ابجی بزرگه؟
اقا این عقب دهنده گوشت ناخنه
عقب دهنده؟ اقا این عقب دهنده گوشت ناخنه
اقا این عقب دهنده گوشت ناخنه
وایساوایسا عقب دهنده؟
واسه کوتیکول هاش دیگه
من و جی زفکر کردیم داری موادو به پاش فشار میدی این چه زهرماریه دیگه؟
آقا خیلی خنده داری
وای تریستان خوشگل شدی
میدونستم . چی بهت گفته بودم؟
فقط یه حموم میخواستی وگرنه مث بچه ها قلب ادمو میلرزونی
اره داداش این همون قله جذابیتی هست که الان بهش رسیدی
ولی اگه یه شلوار جین میپوشید یبهتر نمیشد؟
آره ها شلوارت کو ؟
اوتش نکردم الان میرم اتوش کنم
تو بهتری
مثلا کراوات خریدی ولی اینها که شکل تفنگ ان
باریستو
خب اماده ای؟
ما خوبیم؟
عزیزم خیلی قشنگ شدی
خیلی بزرگ شدی
بیا
یادت باشه همیشه دخترم
که از حالا به بعد
در همه ی لحظات سختت باهاتم
منم همینطور
و من
اونام همینطور کنارتن
بابا
بعد مبارزه
اون منم که مواظبت میمونم
تا چند دقیقه دیگه، زیر نور ماه کامل
در روز تولد ۲۱ سالگیت
مالیا رودیگورز ارث و قدرت والدینت مال تو میشه
لیا و متئو
و وقتی که این اتفاقا بیفته تو رهبر جدیدمون میشی
کسیکه آسایش واسمون ایجاد کنه
نه تنها برای خون آشام ها و گرگینه ها
بلکه واسه همه ی موجوداتی که تحت سرپرستی رئیس ان
از طرف خانوادم و طبق پیشگویی …
قسم میخورم خجالت زده ات نکنم
به سلامتی آزادی همه خونآشامها و گرگینه ها
به سلامتی آسایش همه ی بشریت
وای تو نفر دومی زودباش لباستو بپوش
خاله لیا وایسا
مامانبزرگت چرا داخل نموندی؟
دلم اصلا طاقت نیاورد آخه دلتنگ همچین شبایی بودم
خیله خب بیا بریم هممون دلمون دیدن دوباره این مراسم ها رو میخواسته
خانم
چی میخوای؟ چی شده؟
چیو میخوای بفهمی؟
No comments yet. Be the first to leave one.