The first 200 lines.
مدارس ابتدايي و راهنمايي . ما يه ساختمون دارند
. ما مثل يه خانواده ايم
. ما شش نفريم
. نه ، هفت تا ، با حساب تو
. اين کلاس درس مدرسه راهنماييه
! برو کنار
. اين کاتسويوست . کلاس سومه
... ' خوش اومدي او-سا-وا '
... ' هيرو '
... ' مي '
. ' هيرومي '
، ايبوکي يه سال از من پايين تره . کلاس هفتمه
! اوه ، نه
چي شده ؟
! گلدون . ترک خورده
. يکي ديگه ميارم
. آتسوکو هم کلاس هفتمه
. بچه ها برين سر کلاستون . داره زنگ مي خوره
. زود باشين
! من مي خوام اوساوا رو ببينم
، خوب اينم کوتاروست ... داداشمه ، کلاس ششمه
... و ...
! اي بابا
! ساچيکو
! زود باشيد ! شاگرد جديده داره مياد
! سطلُ بيار
... ساچيکو ، وقتي جيش داري
، قول داده بودي که بگي ... مگه نه ؟
. ساچيکو تازه مدرسه اومده . اون کلاس اوله
.همش هميناييم
. نه ، نيستيم
. خودمُ فراموش کردم
. من ميگيتا سويو هستم . کلاس هشتمم ، عين تو
. من ميگيتا سويو هستم '
' . کلاس هشتمم ، عين تو
عين تو ' ؟ '
... ' شايدم ' مثل تو
ساچيکو باز کاري کرده ؟
خوب ، اوساوا ، چرا خودتو معرفي نمي کني ؟
! خوش قيافه ست
. من اوساوا هستم
همين ؟
. هوساوا ، هيرومي
. کلاس هشتمه
. تازه از توکيو اومده
! به نظر بزرگتر از کلاس هشتمه
! ساعت مچي داره
... ميگيتا
. اون همپايه توئه . کنار تو ميشينه
. سلام
. سلام
. تو هميشه تو کلاست تک بودي
. اين آخر درس علومه
. خوبه
! اوساوا ! اوساوا ! اوساوا هيرومي
! خودتون که ميدونيد ، اين بي ادبيه
آقا ، جشن خوشامدگويي داريم ؟
. بله ، بايد داشته باشيم
با آبگوشت سيب زميني ؟
چجوريش ؟
! کاري
اگه اضافه خواستي . تعارف نکن
! سرده
براي کل مدارس منطقه . فقط يه آشپزخانه است
. بگيرش . اينم دسر
چيزي شده ؟
دستات تميزن ؟
. بوي بد (!!) ميده
. بشين اينجا ، کنار کوتارو
... همه ي خوشيم
. به يه آن تموم شد ...
اينجا مغازه هم داره ؟
! مغازه ي ايبوکي
... اونا آب نبات دارن ، صابون ! همه چيز
... اينجور مغازه اي
. باباي آتسوکو آرايشگري داره
يه چيزي ميدوني ؟
من مي تونم اداي گوريل و ميمون ! در بيارم
دکتر چي ؟ بيمارستان کجاست ؟
. واسه دکتر بايد بري شهر
چي ؟ اينجا دکتر نداره ؟
! ما همه تو اين روستا سالميم
! دکتر لازم نداريم
چيزي شده ، سويو ؟
هيچي نيست . شايد مردم توکيو . خيلي ضعيفن
. سويو ، جيش دارم
. باشه . بيا برگرديم مدرسه
. هي ، بيا گهگاه فوتبال بازي کنيم
... يه چيزي بهتر هست
چي ؟
! اين
! آخ آخ آخ ! من تسليمم
! ايده هاتُ تو مخ داداشم نکن
دستشويي
سويو ؟
. چيزي نيست . من اينجام
بايد ياد بگيري . خودت دستشويي بري
. باشه
! سويو
! سويو
. برو کمک مادرت
. داشتم مي رفتم
... يکمم هلو
چند شد ؟
. هفتصد ين
. سلام ، آقاي تارا
. اينو بردار
هندونه هاي آقاي تارا . شيرين تر از هندونه هاي شهره
ميگه ماليدن آب ميوه به صورت . خوشگلترت مي کنه
. اون فروشنده خوبيه
. همه تو مدرسه اينکارو مي کنن
، بعد 15 سال . دخترش داره مياد اينجا
... اوه ، هموني که فرار کرد
، شوهره ترکش کرده . و آسم شم برگشته
جز برگشتن به اينجا . راه ديگه اي نداشته
. پدره ازش گله مي کرد
. خوب ، امروز حالش بهتر از هميشه بود
، ته قلبش . خوشحاله که اون برگشته
. تنهاست و داره پير ميشه
. سويو ، من حاضرم
! مراقب باش
. معذرت مي خوام
. اول يکم هندونه بخور
. بعدا مي بينمت
. به سلامت
! خداحافظ
! سلام
! خوش بگذره
. بايد از اوساوا هم بخوايم باهامون بياد
درسته ، نبايد بذاريم . احساس تنهايي کنه
چر ازش بدت مياد ، سويو ؟
... نه ، من ازش بدم نمياد
. من ميرم صداش کنم
! منم ميام
چرا طرف خونه اقاي تارا ميرين ؟
. اون نوه شه
نوه ي آقاي تارا ؟
خبر نداشتي ؟
... پس نوه ي آقاي تارا بوده
. يجورايي منو به اون نزديک تر مي کنه
! گفت که مياد
. تو بالکن خوابيده بود
. از بابام مي خوام اگه بتونم يکي بخرم
. من باهات ميام
راست ميگي ؟
. من دير خوابيدم
پس خسته اي ؟
. ببين . اون گُل داره
. حق با توئه
. يجورايي ضايعه
اين مسير چجوريه ؟
به کجا ميره ؟
. ساحل
پس اون مسير سريعتره ؟
. نه ، اونور سريعتره
. نماي اين مسير بهتره
. من ازينجا ميرم
چرا ؟
. اون رفت
چي شد ؟
. نمي بينمش
. سريع راه مي رفت
خيلي وقته . ازين سمت ميريم
پنج سالي ميشه از وقتي اون زنه پريد ؟
همون زني که کلي پول بدهکار بود ؟
کي پريده ؟
. هيچکس
کاتسويو ! دستاتُ مثل فنجون . پشت گوشات بذار
کجا پريده ؟
. ميتوني صداي ناله کردن تپه هارو بشنوي
. خوبه ! بهشون گوش کن ، کاتسويو
حالا ، وايسا . مي بيني ؟ . ناله ها هم قطع شدند
، پس وقتي راه بيفتي . دوباره شروع ميشه
. درسته ، داره دنبالمون مياد
چي شده ، ساچيکو ؟
. يکي اونجاست
منظورت چيه ؟
. داره بسمت ما مياد
! سويو ، زود باش
! صبر کنيد
! ولم کن
! ولم کن
! روح
! روح پامُ گرفته
! ولم کن
. بگيرش
. ممنونم
واسه ناهار ، آقاي ماتسودا فقط . به خانم واتانابه يه ظرف پر ميده
... اصلا متوجه نشده بودم
، ما هممون يه ملاقه مي گيريم . اما هميشه به اون دو ملاقه ميده
. همه ي اين صدفارو من پيدا کردم
! خوبه
. من ميتونم بيارمشون
. من از اين ور ميرم
چرا ؟
بازم ؟
. مي خوام روحُ ببينم
. خطرناکه
. من از اونور نميرم
. منم نميرم
No comments yet. Be the first to leave one.