Release info

Freedom Fighter Lee Hoe Young E02 KOreanFa
A Commentary by KOreanFaTeaM
[ ارائه ای از تیم ترجمه کره فا - مترجم: مرتضی ]

Tags

other
Published on: 2017-08-12
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

* ارائه شده در انجمن کره فا *

* سريال مبارز آزادي خواه - لي هويونگ *

** قسمت دوم **

چه کمکي از دستم برمياد ؟

...هوانگوانگ

.اين شگفت انگيزـه

...شما

اين نقاشيو کشيديد ؟

لي هوانگوانگ ؟

اون پسر , کيه ؟

يعني ممکنه پسر لي هوانگوانگ باشه ؟

* دولت موقت کره *

* سخنان ان جونگئون * * جانگبو سوسا شيميو چئول *

* يويسا ايموا گيسائون *

...يک مرد شايد سرانجام با مرگ رو در رو بشه ولي

. ايمانـِـش مثل آهن , سرسخت و محکم ـه

...يک مرد درستکار شايد توسط يک خطر بزرگ , روح زده شده باشه

.ولي روح و روانش مثل ابرها , روشن و درخشان ـه

.اين جملات , راهنماي زندگي و مسير شهيد آن جونگئون بودند

* بکبوم کيم گو *

.تو با اين کار ِت خيلي کامل به روح و روانش , انرژي بخشيدي

.ولي سونبنيم

.سال نو زياد نزديک نيست

با اين حساب , در عوض اين هديه ي خوشايند , چه کاري مي تونم برات بکنم ؟

من درمورد تلاش هاي اخيرتون براي .ايجاد گروه فعال در اينجا , يه چيزايي شنيدم

منظورت انجمن ميهن پرستي کره ست ؟

.به خاطر همين ميخوام بهتون تبريک بگم

.صبر کن

.يه لحظه صبر کن

.صبر کن

.صبر کن

.نميخوام بهت آسيبي برسونم

.صبر کن

.فقط يه لحظه صبر کن

.صبر کن

.برو کنار

.اگه نري کنار , صدمه مي بيني

.صبر کن يه لحظه .بذار حداقل نفسم بالا بياد

آخه چطور ممکنه يه بچه مثل تو اينقدر سريع بدوـه ؟

.من بابت تلاشهات در تينجين , بهت آفرين ميگم

...بعد از غلبه منچوري و حرکت مستقيم براي سرزمين بزرگ

.حتماً امپراطوري ژاپن بدجوري از نفس افتاده

.داريد اغراق مي کنيد

...اگرچه

.تقلا براي ترور وانگ جينگويي بي نتيجه موند

.اون در کومينتانگ يک شخص ممتاز و طرفدار ژاپني ـه

.ناگفته نمونه که اون در حزب , نفوذ و قدرت داره

چنين فعاليتايي ممکنه تصوير چوسان رو .در چشمان کومينتانگ بدجوري مختل کنه

.گروه ترور سياه فقط از مردم چوسان تشکيل نشده

.نگراني ِ شما , بي اساس ـه

.اين مسئله مربوط به کل کشور ميشه

.من شنيدم که در گروهت , بعضيا چيني و ژاپني اند

.آشوب طلبي , مليت و حد و مرز نمي شناسه

.ما يک نهاد بين المللي هستيم و پرچم و کشور مهم نيستند

....مبارزه براي استقلال

.اين همون چيزيه که ما رو مجبور به انجامش مي کنه

اين طبيعي ـه که اعضاي خارجي , آداب .و رسوم خودشونو داشته باشند

.تو بايد خوب حواست به اعضاي ژاپني گروهت باشه

چه ژاپني باشه چه غير ژاپني , هرکسي که عليه امپراطوري . شورش کنه , مي تونه دوست و هم پيمان ِ ما باشه

.اين فقط يه آرمان ـه

.براي من , حقيقت ـه

.سونبنيم

...برگرد به دولت موقت و

.اجازه بده که در کنار همديگه , در اين جنگ باشکوه بجنگيم

...همونطور که شما داريد مسير خودتونو ميريد

.منم دارم مسير خودمو ميرم

.هيونگنيم

چيزي درمورد مصاحبه شنيدي ؟

مصاحبه ؟

.آره

.اين همون چيزي ـه که ميخواستم با پدرت انجام بدم

...زمان...مکان .من با کمال ميل , اجازه ميدم که پدرت در اين مورد تصميم بگيره

.اگه پدرت تصميمشو گرفت , بهش بگو که با اون شماره تماس بگيره

...آهان...البته

.براي اين کار , پاداش هم ميگيره

.همه ي اين مزخرفاتو نشنيده مي گيرم

تو فکر مي کني من نمي فهمم که اين يه تله ست ؟

به نظرت اگه انگيزه ي ديگه اي داشتم , خودم تنهايي مي اومدم ؟

.اگه پليس بفهمه , همه چيز در يک لحظه تموم ميشه

.شايد داري منو گول ميزني تا بعدش يه نفرو بفرستي دنبال من

چي ؟

بفرستم دنبال ِ تو ؟

.ببين منو

.رفيق

...اون بچه

.با اون شماره اي که بهت دادم , تماس بگير

.اي بچه ي رذل

هنوز خبري از سوکيونگ هيونگنيم نشده ؟

.نه

.حتماً يه جايي اطراف شانگهاي ـه

.ولي انگاري داره مانع ما از رسيدن به هدفمون ميشه .ممکنه به خاطر اون توي دردسر بيفتيم

.اين روزا ديدنت سخت شده

خب من در عوض اين ملاقات , بايد چي کار کنم ؟

.ميخواستم درمورد منچوري با فرماندار موقت بحث کنم

.ولي انگاري هنوز وقتش نشده

* سونگجه لي شيونگ *

مگه منچوري تحت کنترل ژاپن غاصب نيست ؟

درمورد چي ميخواستي باهاش حرف بزني ؟

...حس ضد ژاپني در بين چيني ها زياد و زياد تر شده

.حتي از زمان حادثه ي منچوري

* بمب گذاري راه آهن موکدن که هجوم ژاپن رو به منچوري سوق داد *

.همين کافيه که به سرعت , حس و حال فرماندهان رو بروز بده

.اگه اونا ما رو کامل حمايت کنند , اونوقت ما با 300 هزار نيرو سر و کار داريم

طولي نخواهيد کشيد تا اينکه قبلش اونا در . يک جنگ فراگير با ژاپن رو در رو بشند

.قبل از اينکه اين اتفاق بيفته , ما بايد باهاشون ارتباط برقرار کنيم

.ولي ممکنه براي الان , زود باشه

.هم براي ما و هم براي چين

.بسيارخب

** ترجمه و تنظيم : مرتـضي عـرب زاده **

.گيوچانگ

.بيا

.زود باش

چي شده ؟

تو به همين راحتي اجازه دادي يه چلغوز از جلو چشات فرار کنه ؟

.معذرت ميخوام

.ميخوام برم دنبالش بگردم

بگردي ؟... دنبال چي بگردي ؟

ميفهمي چه غلطي کردي ؟

...به لطف تو

.گروه ترور سياه خودشو مخفي مي کنه

...تو گفتي کيمورا جونپي

ميخواد با لي هويونگ مصاحبه کنه ؟

.بله...با گوشاي خودم شنيدم

...کيمورا جونپي

.کيمورا

* مدرسه رنچنگ : مدرسه ي وابسته به دولت موقت در شانگهاي *

گزارشگر کيمورا , چطور بود ؟

ديدي پول , حتي براي کارمندانِ دولت موقت , چه کارايي مي تونه بکنه ؟

توي اين دنيا چيزي هست که از پول بالاتر باشه و بتونه جلوشو بگيره ؟

يعني ميخواي بگي دولت موقت در تجارتـِـت , هيچ تاٌثير و حمايتي نداره و تو اين کارا رو همينطوري انجام دادي ؟

تو واقعاً نميدوني به خاطر تاٌثير و حمايتشون اين کارو نکردم ؟ .من فقط دارم بهشون کمک مي کنم

...اينطوري که داره پيش ميره , همه چيز داره گيج کننده و حيرت آور ميشه

و اينو بدون که حمايت مالي براي يک .مدرسه , براي آبرو و اعتبارم , خيلي هم بد نيست

.هنوزم فکر نمي کنم پليس ژاپن از اين موضوع خوشـِـش بياد

به نظرت تا الان من با پولم در اونجا ملاقاتي نداشتم ؟

.آيگو

سونگجه سونسنگ , چند وقته گذشته ؟

!چقدر دور بودي ؟

...آه...جون ِ من يه نگاه بهش بنداز

اون کي بود ؟

.اون يکي از اشخاص مهم دولت موقت ـه

...اسمـِش , لي

راستي تو , اون روز درمورد اودانگ ازم سوالاتي پرسيدي , مگه نه ؟

.اون , برادرش ـه

.فقط يه لحظه ميخوام ايشونو ببينم

.از اينجا برو- .سونگجه سونسنگ-

.سونگجه سونسنگ

.سونگجه سونسنگ

.سونگجه سونسنگ

.تو داري براي دانش آموزا , مزاحمت ايجاد مي کني

چطور به خودت اجازه دادي با اين همه جيغ و داد , به اين مکان مقدس بي احترامي کني ؟

.فقط به چندتا از سوالام , جواب بديد

.اگه درمورد برادرم ـه , من از هيچي خبر ندارم

.بهتره که از اينجا بري

.سونگجه سونسنگ

.سونگجه سونسنگ

.دوباره ميام

...اون مرد

.اين پيغامو برسون به دست اودانگ هيونگنيم

* تيکوکو شينبون , گزارشگر کيمورا جونپي *

* هونگ جونگهوا : عضو گروه ترور سياه *

چيزي فهميدي ؟

.اون واقعاً يه چيزي هست

منظورت کيه ؟

.هـِي , بيايد بخوريد

.اين سوپ داغ , آرومت مي کنه

.جونگهوا , تو هم بخور

درمورد کي داشتي حرف ميزدي ؟

.کيمورا جونپي

...فارغ التحصيل رشته ي ادبيات از دانشگاه کيو با موفقيت کامل

.با اين حال اون در تيکوکو شينبون براي خودش اسم در کرده

...اون , مخبر امور مالي که رسيدن به قله ي موفقيت رو رد کرده

...و به جاش اين پُست رو در شانگهاي انتخاب کرده

.که البته هرکسي با قبول کردنش , مخالف ـه

سرنخي چيزي هست ؟

.تو که ميدوني , هر دسيسه اي يا به زنا مربوط ميشه يا به پول

.نه اينطور نيست

.اون هيچ خلافي مرتکب نشده

.اينطور که بوش مياد , بايد آدم خشمناک و مهيجي باشه

و مهيج تر از اون چي مي تونه باشه ؟

...پدرش

.ژنرال کيمورا اندو , رئيس هيئت محتمل الوقوع ژاپن در شانگهاي ـه

پس براي چي اون ميخواد درمورد پدرم تحقيق کنه ؟

.تو گفتي اون , گزارشگر معروفي ـه

.اون توي شانگهاي مي تونه کلي سوژه پيدا کنه

آخه چرا پدر ِ من ؟

...دليلشو نميدونم ولي

هرچقدر کهجلو تر ميرند و هشيارتر ميشند , عيب . و نقصاشون هم آشکار تر ميشه

و اون نقص چي مي تونه باشه ؟

.عطش براي شهرت

.اونا ميخواند تو ذهن همه مشهور و معروف باقي بمونند

. با اين اوضاع , فکر نکنم سونگجه سونسنگ رو ملاقات کرده باشي

...صدات کردم بياي اينجا تا ازت بپرسم که اودانگ لي هويونگ

از اعضاي بهترين خاندان اشرافي چوسان ـه ؟

.بله همينطوره

.معروف ترين خانداني که به ميراث قديمي ِ خودش ميباله

پس چي باعث شد که چنين شخص معروف و اشراف زاده اي سرزمين مادريش رو ترک کنه و به منچوري بره ؟

.و البته کل خاندانش رو هم برده

* سال 1910 , اقامتگاه لي هويونگ در کيجو *

نسل هاست که خاندان ِ ما با احترامات و ... حمايت هاي بي کران اين کشور و

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left