The first 200 lines.
زود باش باید ببریمش
میخوایم همینجا نگهداریمش امکان نداره بچه ها
بالتازار"،میخوام تورو غسل تعمید بدم"
به نام پدر پسر و روح القدس
آمین
"ماری"..."ماری"
باید ازین نمک متبرک بخوره
"ژاک"
"ماری"
"ژاک"
سال دیگه می بینمت
..چند سال بعد
اونجاست
ملک فروشی
ماری"،بیا اینجارو ببین"
..می بینی
نزدیک 50 هکتار زمین واسه کشت و کار آماده شده
هرکاری که تونستم انجام دادم تا اینجا سروسامون بگیره
همه این چیزارو از مطالعه کردن یاد گرفتم
این املاک که مال ما نیست میدونم مال ما نیست
چیز مهمی نیست اتفاقن باید خوشحال باشیم
عجب خر ردیفیه شل و ول نیست
یه خر مدرن
معلومه که خیلی دوسش داره زیاد
واقعن خیلی دوسش داره؟
بیش از حد
تو هم دوسش داری؟
آره
خر دوست داری؟
..انگار عتیقه ست
عتیقه..؟
دفتر وکالت
همانطور که در جریان هستین من بخاطر مرگ دخترم دیگر تمایلی به برگشتن ندارم
و در فروش املاکم ناموفق بودم
پس چرا خودت دستی به سر و روی اونجا نمیکشی
مگه خودت قبلاً یه چنین پیشنهادی نداده بودی؟
میتونی از مدرسه استعفا بدی و راحت به کارت برسی
ادامه بده
وکیلم درباره فروش یا بازسازی اونجا اختیار تام داره
همچنین کل هزینه های اولیه مربوط به انجام کارو فراهم میکنه
به تو اعتماد کامل دارم از طرف من اختیار تام داری
اصلاً نیازی نیست در مورد هر کاری با من مشورت کنی
یعنی میخواد به این سرعت همه چیو راست و ریست کنه؟
درسته
و اگه قبول نکنم؟ مجبور که نیستم دیگه
به نظرم اینجوری واست بهتره
زیادم به شایعات توجه نکن
شایعات..؟
میتونی با خر بری ترجیح میدم پیاده برم
تا تونستن چوب درختای اینجارو بردن فروختن
فعلن تونستیم رد یه سری آدم ناشناسم پیدا کنیم
اینکه ادعا کردن بابات ازین راه کلی پول به جیب زده به من ربطی نداره
البته هنوز چیزی ثابت نشده
چنین چیزی امکان نداره
پدرت به مال و منال زیادی رسیده هرچی میگن از رو کینه و حسادته
اون آدم پاکیه ترسی از روبرو شدن با پدرت نداره
منم اومدم تا حل و فصلش کنم دیگه
پدرت فکر میکنه بابای من مقصره درسته؟
چیز دیگه ای هست که نبودنش بتونه بهش آسیب بزنه
"آره،"بالتازار
اوه،"ماری" هیچی عوض نشده
ولی تو خوشگلتر از قبل شدی
خوشگلتر و زیباتر از گذشته
یادته روی همین نیمکت یه بار چه قولی بهت دادم؟
که فقط میخوام تورو دوست داشته باشم؟
ولی "ژاک"،من مطمئن نیستم که بتونم دوست داشته باشم
میدونی چقدر واسم سخته؟
اگه واقعاً عاشقت نباشم نمیتونم وانمود کنم که عاشقتم
یعنی ازینکه با من باشی ناراحتی؟
"اتفاقاً خوشحالم "ژاک
برو تنهایی باهاش حرف بزن
نذار چنین مزخرفاتی بین ما فاصله بندازه
داری میری؟
یعنی بازم می بینمت..؟
راحت میشه با حرف زدن حل و فصلش کرد
ولی زیادی داری سخت میگیری دیگه
چرا من باید اول پا پیش بذارم؟
اول اون اومد باهات حرف بزنه
ولی تو پرتش کردی بیرون
بذار من خودم حساب کتاب میکنم
این کسب و کار منه دوست ندارم به هرکسی جواب پس بدم
علاوه بر اون،نمیتونم پیداشون کنم
همه چیو فراموش کن فقط باید ثابت کنی که حق با توئه
دادگاه مشخص میکنه که حق با کیه
اگه قراره "ماری" تو اتاقش بمونه و بهش غذا نده
پس واسه چی بیخودی اینو نگه داشته
یه خر پیر جز مضحکه مردم شدن چی داره دیگه
اصلاً چنین چیزی نیست
اینکه از خرج کردن پرهیز کنیم یعنی مسخره شدن
شنیدم کارای عجیب و غریبی انجام میده
مثلاً هیزم جمع کردن و شکستن
هم مهربونه هم باهوش
کشیش حسابی هواشو داره چرا تو نگه نداشتیش؟
سعی میکنم واسه یه هفته اینکارو بکنم
"شب بخیر "جرالد
گمشو پایین
برو پایین
نشنیدی چی گفتم
داری کجا میری؟
هیچ جا
پس برگرد برو تو خونه
چیکار داری اینجا؟
دارم دنبال یه چیزی میگردم که مال من بوده
نترس دزد نیستم
گمشو بیرون ببینم
همین الان
چیزی شده..؟
" بچه خیلی خوبیه "جرارد
همیشه چوب و آرد میاره بدون هیچ چشمداشتی کار میکنه
"چیکار کردی "جرالد
من..؟
بیخودی حاشا نکن
هر وقت پول خواستی به خودم بگو
حتماً
نمیخوام هیچ کم و کسری داشته باشی
فعلاً ببین چی واست گرفتم
حالا چی هست؟
اونجارو ببین
ولی یه روزی باید همه چیو بهم برگردونی
"نبینم دوباره بری سراغ "ماری
کجا رفته بودی؟
احضاریه پلیس
باید یه جا مخفی بشی
میتونی همین امشب از مرز فرار کنی
اینقدر منو عذاب نده
یعنی گریه منم واست اهمیت نداره
چرا بیخودی منو اینجا نگه داشتین؟ مگه کار اشتباهی کردم؟
نه تو کاری نکردی
هیچکاری نمیتونن بکنن
باید رو صورت هردوشون یه تُف آبدار بندازم
بده ببینم
هنوزم باید اینجا بمونم
دستتو بده ببینم..این انگشتت
یعنی دیگه بازداشت نیستم؟
نه نیستی..ولی نباید از شهر خارج بشی شاید بهت نیاز بشه
الانم میتونی بری
ممنونم خوک مُرده کثیف
این کار منه قربان آخه چی باید بگم
خودت عین بچه آدم توضیح بده که چی به چیه؟
خب چی باید بگم؟
یعنی من باید توضیح بدم؟
نمیدونم رو چه حساب به من مظنونین
شاید طرفتون رو بشناسم
ادامه بده ببینم
یه قاتل
چطوری؟کی؟تنهایی بوده یا نه؟
این بچه ها هیچ دخالتی نداشتن
گفتی که تا حالا دست به کار قاچاق نزدی
یا اینکه اصلاً به مرز نزدیک نشدی
وقتی اونا احمقن من چیکار کنم
به اندازه کافی مزخرف گفتی دیگه
داری حرف مفت میزنی
آخه من که گناهی ندارم
تو نمیخواد واسه ما وجدان درد بگیری بچه
اینقدر حماقت نکن
خودتو قاطی نکن..گمشو بیرون
چی میخوای؟
تو خیلی چیزا درباره ما میدونی
کثافت عوضی
نشونت میدم
من به نفع تو شهادت دادم الاغ
بی چشم و رو
پس چرا پلیس رو نسبت به ما مظنون کردی خودت قاتلی
توهم زدی
شک ندارم که خیلی خل و چلی عین تو
اگه یه قتلی اتفاق بیفته یادت می مونه که شهادت بدی؟
ثابت می کنم
پس چرا از تو اثر انگشت گرفتن؟
قاتل
می بینی که بازداشتم نکردن
بعد دادگاه معلوم میشه
یعنی چقدر طول میکشه
نمیدونم،شاید یک سال
خالی بند
تخم داری دوباره بگو
ولش کنین
بزدل
بیچاره از سرما داره میلرزه
دو ماه همینجوری بوده هیچ تغییری نکرده
حیوون ضعیف شده
باید زودتر راحتش کنیم
صبر کن
تویی قاتل
من میتونم خوبش کنم
ولی نمیتونه از جاش بلند بشه
خودم میدونم باهاش چیکار کنم
روز به روز داره بهتر میشه
بعد به ترتیب روی بوم پیاده میکنم
خیلی از سازه ها آدم رو به یه دیالکتیک خاصی سوق میدن
بین این آبشار و من
هیچ ارتباط منطقی وجود نداره
ولی حرکت من شبیه به پایین اومدن آبشاره
پس نقاشی یعنی فکر دیگه؟
نقاشی یعنی عمل
کسی که جرمی مرتکب شده باشه باید مجازات بشه
ولی اگه اون موقع حالت طبیعی نداشته باشه
مثلاً الکل مصرف کرده باشه چی؟
آگاهانه باشه و یا اینکه اصلاً نباشه
بالاخره در ناخودآگاهشه
یه جنایتکار ممکنه آگاه باشه
No comments yet. Be the first to leave one.