The first 200 lines.
در اینده منتظرت هستم
قسمت 11 جوونی چطوری ازت محافظت کنم؟
سلام
تیمی
اقای هائو
چی کشوندتتون اینجا؟
برگشتی تیمی
اره برگشتم
..من
کاری نداشتم
واسه همین اومدم یه دوری بزنم
تیمی برگشتی
اره برگشتم
خوشحالم که اینجا دیدمتون
خونمون همینجاست بفرمایید بریم تو
نه نه
مرسی
دانش اموزا دارن از مدرسه میان بیرون
میترسم
داژیو اینجا ببینم
تیمی برگشتی
اره برگشتم
نکنه
دوباره دردسر درست کرده؟
نه اون کاری نکرده
راستش باید
راجب یه سری مسائل خصوصی باهاتون حرف بزنم
باشه
چطوره که
بریم اونجا صحبت کنیم؟
همسایه ها اینجان
جای مناسبی نیست اینجا
باشه
بریم
اقای هائو
دوران کاراموزیتون تموم شده؟
شما معلم خوبی هستین امیدوارم اینجا بمونین
اینکه داژِی بتونه دانشگاه بره یا نه
به شما بستگی داره
لطفا بشین تیمی
خب
بزارین یه راست برم سر اصل مطلب
بگین دیگه اقای هائو
از هیچی نترسین
راستش این موضوع ربطی به من نداره
ولی فکر میکنم
به بزرگ شدن و رشد داژی
ربط داره
میدونین
داژی تو سن
بلوغه
شاید به نظر بیاد نسبت به مسائل بی اهمیته
ولی اون
عمیقا حساس و اسیب پذیره
..من
بعضی وقتا تعجب میکنم ولی
جر و بحث بین زن و شوهر
جزئی از زندگیه
درست نمیگم؟
نباید سریع
تصمیم طلاق گرفتنو
گرفت
میدونین خانواده
پناهگاه بچه ها واسه بزرگ شدنه
مهم نیست که چه اتفاقی میفته
خانواده به بچه ها امنیت
و شادی میده
حرف من اینه
اقای هائو
راستش من
برگه های طلاقو با پدر داژِی امضا کردم
اهان
پس طلاق گرفتین؟
ما یه عمر بود داشتیم باهم جر و بحث میکردیم
احساس رهایی میکنم
از اینکه طلاق گرفتم
داژی از این قضیه خبر داره؟
نه نداره
نمیدونم چجوری باید بهش بگم
میترسم که
نتونه این واقعیتو
بپذیره
خب
تیه می به هر حال
اگه طلاق گرفتی
..پس
..پس
بهتون پیشنهاد میکنم
فعلا به داژی چیزی نگین
اقای لیو بیشتر اوقات سرشون شلوغه
اگه شما به داژی نگین
ممکنه
خودش متوجه نشه
اقای هائو
ممنون که
مواظب داژی هستین
باشه
کاریو که گفتین
انجام میدم
وظیفمه
چرا باز دوچرخه ی چن تونگو برداشتی؟
چون دیرم میشد
از اینکه دیرت بشه میترسی؟
..من
میترسم وی شیائو دعوام کنه
رابطتت با چن تونگ خوب شده
چرت و پرت نگو
همچین چیزی غیر ممکنه
اون خیلی مغروره
مثل پادشاها رفتار میکنه
تازه خیلیم زبون تند و تیزی داره
داری چیکار میکنی؟
هیچی
شیائو وو گفت دوچرخت
از قبلیه بهتره
داریم به سگ غذا میدیم
این سگ توئه؟
اره
این سگمون
چن موتونگه
چی؟
چوب
چوب
یه چوب مثل اینا
بیا باهم بریم
چی؟
مسیرمون یکیه
بیا بریم
نمیتونم بیام
چرا؟
کار دارم
چیکار داری؟
باید بهش غذا بدم
مگه از دوچرخش خوشش نمیومد؟
برو سوار شو
برو
واسه چی منظورمو کج میفهمی؟
میای یا نه؟
ولش کن
اون نمیاد
بیا با دوچرخه بریم
بزار من برونم
برو کنار
چی؟
مگه دختری؟
زود باش
سرتو بیار پایین
سفت بشین تو خودت دسشویی نکنیا
برو که رفتیم
سرتو بیار پایین
جلو دیدمو نگیر
بنظر میرسه هیچی عوض نشده
دوچرخه چن تونگ گم شد
پدر مادرم از هم طلاق گرفتن
هیچ کاری نمیتونم بکنم
جز اینکه ببینم این اتفاقات دوباره تکرار میشن
اقای هائو
داشتم دنبالتون میگشتم
چیشده؟
اقای ژو ازمون خواسته امشب بریم کمکش
فراموش کرده بودی؟
فکر کردم جدی نگفته بوده
بیا بریم
باید راجب سهام
باهاش مشورت کنم
بیا بریم
واقعا فکر میکنی از این چیزا سر در میاره؟
بیا بریم
درسته
بخرش
به حرفم گوش کن
نگهش دار
و نفروشش
قطعا روش سود میکنی
باشه
هی
تو ازمون خواستی واسه یه کاری بیایم اینجا
ولی من دوساعته که
دارم روزنامه میخونم
من که کاری ندارم اینجا
دارم میرم خونه
اقای هائو
من به کمکتون احتیاج دارم
یکم دندون رو جیگر بزارین
ولی
کارت
با سه تا مرد چیه؟
اقای هائو
اقای ژو لابد یه دلیلی داره که مارو اینجا نگه داشته
کاری که باید بکنیم اینه که
صبر کنیم
اقای ژو
تا الان چقدر به دست اوردین؟
زیاد در نیاوردم
به این میگی زیاد نیست؟
این حتی از حقوقمم بیشتره
حقوقت چیزی نیست که بخوای با این مقایسش کنی
بهت میگم
تا زمانی که کارایی که بهت میگمو بکنی
قول میدم بهت
No comments yet. Be the first to leave one.