The first 200 lines.
.سکوت ناراحت کننده
.شلدون" سر گوشيشه"
.به همديگه دست نميزنيد
.انگار دو نفر با هم قرار دارند
در واقع از اون چيزي که .به نظر مياد هيجان انگيز تره
شلدون" داره به سمبل هاي" آلت تناسليه سبزيجات ريشه اي
.در نقاشي هاي رنسانس نگاه ميکنه
.نه، حوصلم از اون سر رفت
دارم بخش قيچي هاي کوتيکول .توي آمازون رو بالا پايين ميکنم
چطوريه که همين جا و روي همين ميز
لباس هاشو نميکني و باهاش کاراي ديگه نميکني؟
.اگه اين کار رو بکني جيغ ميزنم
.شلدون" برات يه خبر هيجان انگيز دارم"
.منم همينطور
قيچي کوتيکول جديدم در
.يک تا دو روز کاري ميرسه
.اميدوارم يک روز باشه
ازم دعوت شده تا توي دانشگاهتون براي چند ماهي
.روي يک آزمايش کار کنم
اين عالي نيست؟
.ميتونيم با هم ناهار بخوريم
.ميتونيم با هم بريم
ميدوني، جديدا سواري با لئونارد
.يه مقدار کسل کننده شده
تنهاي بازي ماشيني که هميشه ميخواد بکنيم .بازي سکوت" ـه"
.و تازه توشم خيلي بده
.من هميشه ميبرم
پس با اين قضيه مشکلي نداري؟
خب، چرا بايد داشته باشم؟
خب، اين پروژه باعث ميشه که ما
.در نزديکيه همديگه کار کنيم
و اين ضرب المثل مبتذل که ميگه
".کسي نبايد در جايي که غذا ميخوره دست شويي کنه"
.بابام هميشه اينو ميگفت
اون و "آدم بايد اين جا کي رو با دهنش ارضا کنه
"تا يه نوشيدني بگيره؟
ولي اين چه ربطي به کار کردن تو
در دانشگاه داره؟
"شلدون" جمله ي "جايي که غذا ميخوري دست شويي نکن"
يعني در محل کارت
.رابطه ي عاشقانه نداشته باش
واقعا؟
.آره
.ها
آره، آخه من هميشه اين جمله رو .کلمه به کلمه معني ميکردم
،براي همينم هست که هيچوقت تا حالا نه توي اين رستوران
.و نه توي رستوران ديگه، روده هام رو خالي نکردم
.هم
خيالم از اين که با کار کردنمون با هم مشکلي نداري
.راحت شد
.ولي نه به اندازه اي که من الان قراره راحت بشم
.اين يه دنياي ديگست خانوم کوچولو
«تـيـم تـرجـمـه ي تـيـوي ورلـد بـا افـتـخـار تـقـديـم مـيـکـنـد»
بــيـگ بنــگ تـئـوري، فـصـل هــفــتــم، قـسـمـت پــــنـــجـــم
تــرجــمــه از: اشــکــان و فــربــد Chandler Bing & FarboD
ديوونه اي؟
آدم نميخواد دوست دخترش
.باهاش کار کنه
.صدف جهنمي
چرا نه؟
.پري ـه پُر مو
.فکر کنم ميتونه رومانتيک باشه
.پدر و مادر من در محل کار با هم آشنا شدند
.باباي تو يه متخصص زنانه
.ميدونم
"چيزي که به عنوان آزمايش "پاپ اسمير .شروع شد تبديل به قرار عاشقانه شد
،که تبديل شد به کار کردن مادرم در اونجا
،که تبديل شد به ازدواج ،بعدشم به نفرت
.که تا به امروز ادامه داره
.غول تک چشمِ دو چشم
ميشه تو بهش بگي که اصلا فکر خوبي نيست؟
.نه، نه، به نظر من که عالي ميشه
،شايد دفعه بعدي که سر کار التحاب داشت
اون سعي کنه سرش رو بگيره .و توي چشماش قطره بريزه
.بچه ي بزرگ
.اين که غول خشمگينه
.آره، ميدونم
.دارم ميگم که من دوست ندارم با "برنادت" کار کنم
ميتوني تصور کني که يه نفر رو کل روز ببيني
و بعد از کار هم قراره
که باهاش باشي؟
.وايسا ببينم. ما که هميشه همين کار رو ميکنيم
.من و تو با هم کار ميکنيم و با هم بازي ميکنيم
آره، ميدونم، و همين کارم باعث شد .که برم تو بغل يه زن ديگه
خرس دو قطبي
،خب، من از نگرانيت ممنونم
.ولي من بيشتر از چيزي که قرارمونه "امي" رو نميبينم
،فکر کنم زماني که همديگه رو سر کار ميبينيم
.از سهميه ي هفتگيمون کم کنيم
.خواهشا بزار وقتي که اينو بهش ميگي منم اونجا باشم
"چرا؟ تا بتوني قيافه ي "امي
رو وقتي اين ايده ي فوق العاده رو بهش ميدم ببيني؟
.خواهش ميکنم، خواهش ميکنم بزار منم اونجا باشم
قراره تو "کالتک" چي کار بکني "امي"؟
دارم يه تحقيق رو رهبري ميکنم تا ببينم که
آيا کمبود آنزيم اکسيداز شده ي مونوآمين
.باعث يه ترس فلج کننده در ميمون ها ميشه يا نه
.اوه
.اگر شبيه انسان ها باشند، جواب "آره" هست
وايسا، تو اين آزمايش رو روي انسان ها هم انجام دادي؟
منظورت زنداني هاي محکوم به مرگه که چيزي براي از دست دادن ندارند؟
،نه، اين که غير اخلاقي ميشه
،تعداد کمي اينو ميدونند
اما آنزيم اکسيداز شده ي مونوآمين
."توسط يک زن کشف شد، "مري برنهايم
.درسته
.گوشيه منم به باهوشيه شماهاست
."امي"، "برنادت"، "پني"
."امي"، "برنادت"، "پني"
."امي"، "برنادت"، "پني"
نميخواد اين کارشو تموم کنه، درسته؟
.برام مهم نيست
اميدوارم عشقش به تکرار رو
.يه روزي توي يه چيز مفيد تر به کار بگيرم
...سلام
.نظرم عوض شد
.تو نميتوني جايي که من کار ميکنم کار کني
.از بقيه ي بعد از ظهرت لذت ببر
."شلدون"
.من قرار داد رو امضا کردم
.يه چک هم نقد کردم
مثل اينکه قرار نيست از اين قضيه
.بدون آبروريزي بيرون بياي
."متوجه نميشم "شلدون
.فکر کردم گفتي با قضيه مشکلي نداري
.نداشتم
"اما اين واسه قبل از اين بود که "هاوارد
بهم بگه که چقدر افتضاحه که آدم مجبور باشه
.با طرف مقابلش کار کنه
چي گفت؟
،حالا بهت بر نخوره
فقط فکر ميکنه که زياد ديدن تو براي .مغزش خسته کنندست
.ببخشيد، بايد يه صحبتي با شوهرم بکنم
.آره، خب،حالا، خب... کوتاه باشه
تا اونجايي که من ميدونم .مختصر حرف زدن دوست آدمه
پس الان خوبيم؟
.نخيرم، اصلا هم خوب نيستيم
.من دارم روي اين پروژه کار ميکنم
آره، و تو نميتوني بهش بگي که .چي کار کنه و چي کار نکنه
هفته ي پيش تو به "لئونارد" گفتي که نميتونه
.لباس "ووکي" ـش رو بيرون بپوشه
.اون فرق داره
من با کسي که شبيه يه خرس فضايي احمق
.لباس پوشيده به مرکز خريد نميرم
.شلدون" تو نبايد نگران اين باشي که اذيتت کنم"
.ساختمون من فرق داره
.و مجبورم نيستيم که با هم غذا بخوريم
واقعا؟
.آره، قبل از همه ي اينا من يه دانشمندم
،من اونجام که کارم رو بکنم و با يه ذره شانس
.ميمون ها رو زهره ترک کنم
.هم
مطمئني که شخصيت پروانه وارت
جذب اين آتش مشتعل که من باشم نميشه؟
.دارم مطمئن تر ميشم
.باشه پس، بهت اجازه ميدم
.من که از تو اجازه نخواستم
.ديگه ديره. عقب کشيدن نداريم
.نه، نه، گوش بده. شلدون اشتباه فهميد
منظور من اين بود که
،اگر با هم کار کنيم
،تو خيلي من رو ميبيني
.نه بر عکسش
،"اگه قراره به زنت دروغ بگي "هاوارد
،جملت رو با "شلدون اشتباه فهميد" شروع نکن
.اين راه فرار به درد نميخوره
خب؟
.باشه، باشه
،من اينو گفتم و فکر ميکنم که درسته
به نظر من اگه با هم کار کنيم و با هم زندگي هم بکنيم
.از همديگه خسته ميشيم
آره، اما اگه بخوام منصف باشم، اون فقط قسمت
.خسته شدنش از تو رو گفت
محض رضاي خدا، چرا؟
دقيقا فکر ميکني از چي خسته بشي؟
تنها گزينه هاش اين ـند که يا خودش رو به سکته بزنه
.يا واقعا سکته کنه
...چيز خاصي نيست، من
به خاطر صدامه؟ زيادي رئيس بازي درميارم؟
چي...؟
.دستم داره بي حس ميشه
.آفرين
.اين دست واسه سکته نيست احمق جون
منظورم اينه که مطمئنم چيزهايي راجع به من
وجود داره که اگه مجبور بودي هر روز باهاشون
.سر و کله بزني ديوونت ميکردند
مثل تو چشام دروغ گفتنت؟
...اوه، بيخيال، من فقط
وقتي که دارم بهت دروغ ميگم بايد کجا رو نگاه کنم مگه؟
.امشب يه جا واسه خوابيدن پيدا کن
..."برني"
.اگه حالت بهتر ميشه بايد بگم که من و "امي" خوبيم
.يعني خيلي خوبيم
خب پسرا، مهموني لباس خواب چطور بود؟
روي تخت بالا پايين ميپريد و با بُرِس آهنگ ميخونديد؟
.مهموني لباس خواب نبود
فقط دوتا داداش بودن که ،دور هم جمع شده بودن، ميخنديدن
کلوچه ميخوردن و شاهزاده ي عروس .رو نگاه ميکردن
.خواهش ميکنم، ادامه نده
.هرطور ميلته
No comments yet. Be the first to leave one.