City on Fire

City on Fire (龍虎風雲)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

city on fire 1987 2160p uhd bluray h265-wou
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Lung foo fung wan 2025 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-22
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ببخشید، ممکنه از تلفنتون استفاده کنم؟

بفرمایید.

دوست‌پسر شما حتماً خوشش می‌آید.

خیلی کوچیکه، اه، حالم بد شد.

الو، لطفاً منو به بازرس "لاو" وصل کنید.

بله، منتظر می‌مونم، متشکرم.

آه.

هی، عجب تصادفی!

داری به پلیس زنگ می‌زنی؟

دیوونه شدی.

هی، "واه" صحبت می‌کنه.

گوش کن، اونا...

این دیگه چیه؟

تو یه خبرچین پلیسی!

سعی می‌کنی فرار کنی؟

اصلاً بهش فکر هم نکن!

چی رو تماشا می‌کنی؟

زود باش، بریم!

عقب بایستید، هل ندهید!

راه رو باز کنید.

بازرس لاو.

قربانی "چان کام-واه" بود که به "واه" معروف بود.

او هفت ضربه چاقو خورده است.

او در اینجا مشغول مکالمه تلفنی بود.

ناگهان سه مرد به او حمله کردند.

ما داریم از مغازه‌دار اظهارنامه می‌گیریم.

به شما گفتم که نتوانستم چهره‌هایشان را ببینم.

پس چطور فهمیدی سه نفر بودند؟

وضعیت آشفته بود.

چطور می‌توانستم تشخیص بدهم؟

شما در آن لحظه مشغول چه کاری بودید؟

داشتم وسایلم رو جمع می‌کردم.

یکی داشت کشته می‌شد و شما فقط وسایلتان را جمع می‌کردید؟

قتل هیچ ربطی به جمع کردن وسایل من ندارد.

این چه اشکالی دارد؟

من حرف او را باور می‌کنم.

او چیزی ندیده است.

تمام این‌ها مدرک هستند.

با پلیس تماس بگیرید، این‌ها را برگردانید.

چشم، قربان. اوه، این دیگه مسخره‌ست!

چی؟

من باید زندگیمو بگذرونم! بریم.

هی.

نمی‌توانید با مرده کمی ملایم‌تر برخورد کنید؟

بله، قربان.

هی، "کو چو" رو پیدا کنید.

برادر چو!

هی.

ببخشید، فقط برای کسانی که میز رزرو کرده‌اند.

می‌خوای دستمو ببوسی و خداحافظی کنی؟

خب، می‌خوای یا نه؟

من اونجا یه دوست دارم.

چو. هانگ کجاست؟

همونجاست.

چو، دردسر درست نکن.

اون برادر "تسوی" هست، حواست باشه.

چه دهن گشادی.

برو گمشو.

هوم.

هانگ، تصمیم گرفتم بخاطر تو از همسرم جدا بشم.

او فقط پول منو می‌خواد.

برام مهم نیست.

من فقط می‌خوام کنار تو باشم.

قبول کن.

منظورت چیه که اینطوری سر قرار نذاشتی؟

چه خبره؟

من ساعت‌ها توی "بلک سوان" منتظر موندم.

اگه قرار نبود بیای، باید بهم خبر می‌دادی.

می‌خوام از اینجا بری.

کوری؟

نمی‌بینی دارم با همسرم صحبت می‌کنم؟

هی، کی همسر توئه؟

اگه داری سعی می‌کنی منو عصبانی کنی،

از این جور آدم‌های احمق استفاده نکن.

دست از سرش بردار.

آیا اذیتت می‌کنه؟

احمق.

برو پیش "لیلی" خودت.

خودت می‌دونی جریان از چه قراره.

من اون شب هیچ کاری نکردم.

به من ربطی نداره.

ازش خواستم بیاد و برای تو توضیح بده.

علاقه‌ای ندارم.

خب، من با زن‌های دیگه بودم.

حالا تو هم داری همین کار رو می‌کنی که انتقام بگیری؟

اون مثل یه برده با من بود، زندگی همینه.

کو چو می‌خوای دعوا راه بندازی؟

خوشحالی؟

بریم.

داری خودت درخواست دردسر می‌کنی.

بیرون منتظرت می‌مونم.

گوش کن.

نمی‌خوام امشب ببینمت.

مشکلی نیست.

هی، لیلی، انقدر عجله نکن.

آقای "چو" رو می‌شناسی؟

وقتی هانگ بیرون اومد براش توضیح بده.

چی رو توضیح بدم؟

اون شب چرا منو به خونه‌ات دعوت کردی؟

نمی‌دونم، اگه نیاز داری کسی بهت توضیح بده...

آقای چو را پیدا کنید.

چی شده؟

هی، لیلی، تو نمی‌تونی بری.

صبر کن، کو چو!

بایست، کو چو!

همین پایین بمان.

هی، لیلی، بایست!

او از من خواست که با شما تماس بگیرم، همین.

همونجا وایسا، حرومزاده!

شما بازداشت هستید.

ما دلایل محکمی داریم که...

هی!

کو چو، برگرد!

کو چو!

داری سر به سر من می‌گذاری!

حرکت نکن!

برو به درک!

ضرب و جرح مسئله‌ی مهمی نیست!

ما شما را به خاطر آن بازداشت نمی‌کنیم.

ما به شما مظنونیم که در یک پرونده قتل دست دارید.

با ما بیا.

بزن بریم!

بگیریدش.

تندتر بیا، آره.

بگیریدش.

دیگر مشکلی نیست.

خوبه، آرام باش.

هی، یواش‌تر، این دست منه!

عجله کن و برو داخل!

برو!

مرا برای چه کاری اینجا آورده‌اید؟

خفه شو و راه بیفت!

آقا، ما او را در مشروب‌فروشی گرفتیم.

او داشت به کسی حمله می‌کرد.

بیاوریدش داخل.

هی! زودباش.

هوم.

این چه نوع شوخی مزخرفی است؟

شما هرگز تماس‌هایم را جواب نمی‌دهید.

من چطور باید با شما تماس بگیرم؟

بیا اینجا.

او را می‌شناسی؟

اسم او واه بود.

کی مُرد؟

جدی باش.

آیا چیزی درباره‌ی او می‌دانی؟

او یک مجرم تمام‌عیار بود.

درگیر قمار و تجارت جنسی بود.

او به دردسر افتاده بود. بدهی سنگینی داشت.

حقش بود که بمیرد.

تو او را خوب نمی‌شناسی.

او هم مثل تو بود، یک مأمور نفوذی.

او یک افسر پلیس بود.

او زودتر از تو به نیرو پیوست.

او در حال نفوذ به یک باند جنایتکار بود.

آنها قصد داشتند به یک کارخانه جواهرات دستبرد بزنند.

او امشب با من تماس گرفت.

شاید اطلاعاتی به دست آورده بود.

نتوانست با من ارتباط برقرار کند و بعد کشته شد.

فکر می‌کنم همان باند این کار را کرده.

چو!

من می‌خواهم تو کارِ واه را به دست بگیری.

عمو کوونگ، من قبلاً استعفا داده‌ام.

من هنوز آن را دریافت نکرده‌ام.

من نمی‌خواهم این کار را بکنم.

ببین، فقط تو افراد اطراف واه را می‌شناسی.

تو تنها کسی هستی که من دارم.

برو و هر چه می‌توانی پیدا کن، قبل از اینکه دوباره دست به کار شوند.

بعد از پرونده‌ی شینگ، من حرفم را واضح زدم.

دیگر نمی‌خواهم مأمور مخفی باشم.

این فقط یک کار است. مشکل چیست؟

من به دوستم خیانت کردم.

شینگ چیزی نبود جز تفاله.

یک فروشنده هروئین، یک رباخوار.

می‌دانی او مسبب مرگ چند نفر بوده است؟

تو یک پلیسی، باید مثل یک پلیس وظیفه‌ات را انجام دهی!

وظیفه‌ام را انجام دهم؟ منظورت چیست؟

من به دوستانم خیانت کردم!

شینگ با تمام وجودش به من اعتماد داشت.

او به خاطر من چاقو خورد.

شما پیوندی که ما داشتیم را درک نمی‌کنید.

من واقعاً دیگر نمی‌خواهم مأمور مخفی باشم.

فقط بگذارید بروم، خواهش می‌کنم!

خیلی وقت است مادربزرگت را ندیده‌ای.

چو!

هرگز فکر نمی‌کردم تو یک خائن باشی.

هرگز تو را نمی‌بخشم!

هرگز تو را نمی‌بخشم!

شینگ!

پلیس‌ها اینجان!

فرار کنید!

بجنبید!

سریع، سریع!

اسکینی، برو.

باشه.

اسکینی!

آرام باش.

بله، فو.

فو، مراقبشان باش.

مگر اینکه مجبور باشید، شلیک نکنید.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left