The first 200 lines.
زيرنويس از مهدي shine021
آره، حالا میتونم ببینم.
آره.
اوه، آره.
الان دیگه کاملاً میتونم ببینم.
میتونی بیشتر برداری.
بیشتر! بیشتر!
زيرنويس از مهدي shine021
پیمانکار مستقل چمبرز.
برَد هستم.
الو؟
آره، برَد هستم.
عوضیهای کلاهبردارِ لعنتی.
لعنتی.
سلام عزیزم.
آره، نه، الان توی راهم.
آره، یه کم دیرم میشه... صبر کن، یه لحظه.
عزیزم، خواهرمه.
یه لحظه بهم وقت بده، باشه؟
سلام مَدی، همهچی خوبه؟
کدوم وکیل املاک؟
آره، چند وقته کلی تماس میگیرن.
فکر کردم فقط کلاهبردارهای لعنتیان.
کدوم عمو؟
چی؟ چی؟
مزخرف نگو!
شوخی میکنی، نه؟
اوه، منو ببین.
حالا فقط باید پرده و فرش رو باهاش هماهنگ کنیم.
کارت خوبه.
من به خوبیِ مشتریهامم.
نه، نه، نه، نه، نه.
تو درک نمیکنی.
فکر نمیکردم دوباره بخوام اینقدر به آینه نزدیک بشم.
از وقتی طلاق گرفتم، موهامو درست نکرده بودم.
وای خدا. متأسفم.
نباش.
بدون اون فوقالعادهست.
یه عوضیِ تمامعیار بود.
همیشه اینطوری نبود،
ولی، وای خدا، تبدیل شد به یه هیولا.
اوه، پس متأهلی، هان؟
چند وقته؟
آره. الان پنج ساله.
دوستش داری.
از حالت چهرهت معلومه.
خب، سروکلهزدن باهاش سخته، ولی بهترین دوستای همیم،
پس فکر کنم تا ابد گیر هم افتادیم.
یادمه به کرتیس قول داده بودیم با هم بمیریم.
ولی حالا اگه بیفته توی چاه فاضلاب،
و جمجمهش له بشه، برام مهم نیست.
اوه.
اینم از خودش.
اومده دنبالم.
میدونی، من و کرتیس هم جوون ازدواج کردیم.
حتی نمیتونی تصور کنی چقدر بدتر میشه.
آره، برمیگردم پیشت.
ولی فقط پیش تو، باشه؟
تو خیلی، خیلی خوبی.
امروز روز عجیبی داشتم.
لعنتی، عاشقتم.
عاشقتم.
قول بده هیچوقت از هم طلاق نگیریم.
آروم. همین الانشم طلاق گرفتیم.
قول بده با هم بمیریم.
اصلاً نمیریم، چطوره؟
ولی جدی میگم، نمیخوام به این فکر کنم که
یه روزی توی زندگیم نباشی.
پس بیا همین الان به هم قول بدیم
که با هم بمیریم، باشه؟
با این یکی مشکلی ندارم.
خوبه.
خوبه. خوبه.
خوبه.
خوبی؟
منظورت چیه؟
نمیدونم.
یه حالت عجیبی توی صورتته.
چی؟
باشه.
هرچی.
برای شام چی میخوای؟
میخوام بریم بیرون.
آره، حتماً.
بریم شهر.
عزیزم، بیخیال.
داریم پول پسانداز میکنیم.
قرار شد یه مدت بیرون غذا نخوریم.
اوه، نه، نه، نه.
این تو بودی که گفتی.
نه، من همچین چیزی نمیگم.
این سبک من نیست.
عزیزم، از پیچمون رد شدی.
نه، نشدم.
جدی میگم.
اوه، اوه.
-یه لحظه صبر کن. -داریم کجا میریم؟
سلام، رونی هستی؟
سلام.
آره، آره، الان توی راهیم.
باشه، آره،
خب، حدود نیم ساعت دیگه میرسیم اونجا.
باشه، ممنون. خداحافظ.
برد، دیگه چه گندی زدی؟
اوه، شماره رو اشتباه گرفتم.
عجیبه.
چه احمقیه.
یه سورپرایزه.
-باشه؟ -چیه؟
میخوام برم خونه.
-سورپرایزت. -من از سورپرایز خوشم نمیاد.
میریم خونه.
-خوبه؟ -خودت میبینی.
عمراً!
بهت گفته بودم یه روزی برای هردومون خونه میگیرم.
آره، ولی...
ولی چی؟ آشغالدونیه؟
معلومه. چشم دارم که، جولز.
ولی من بنا هستم.
دو سه ماه بهم وقت بدی،
میتونم اینجا رو تبدیل به قصر کنم.
چطوری؟
خب، اول باید داخلش رو ببینم.
برقکشی رو بررسی کنم...
نه، یه توضیح بیشتری میخوام.
چطور این مال توئه؟
مال ماست، اصلاً هرچی که این خرابشده هست.
فکر کنم عمومه.
داداشِ مامانمه.
خونهی اون بوده، ولی حالا مرده.
نه زن داشته، نه بچه.
مامانم توی تیمارستانه.
پدربزرگِ طرفِ بابام.
و مَدی هم نمیخواد درگیرش بشه.
فکر میکنه من میتونم تحویلش بگیرم و درستش کنم.
یعنی...
یعنی میتونم، باشه؟
مدی هم میدونه که سالهاست داریم سعی میکنیم
از اون آپارتمان کوفتی و کوچیک بیایم بیرون.
من حتی نمیدونستم عمو داری.
آره، خودمم نمیدونستم.
اون کیه؟
اوه، اون وکیلهست.
همهی اینا همین الان داره اتفاق میافته؟
نه، نه، نه، نه، نه.
فقط میخوام یه نگاهی به خونه بندازم.
اون قراره یهسری کاغذ بده.
برد، خب، احتمالاً تو...
-که نمیتونی همینجوری یه خونه گیر بیاری. -هی!
سلام. برد؟
بله.
خب، از آشنایی باهاتون خوشحالم.
منم از آشنایی با شما خوشحالم.
و ایشون همسرتونه؟
بله، ایشون جولیاست.
سلام. خب.
خیلی قشنگه.
خب، نظرتون چیه؟
خونه خیلی خاصیه،
-مگه نه؟ -آره، باحاله.
عاشقشم.
این محله رو خیلی دوست دارم.
اینکه یه حیاط داشته باشیم واقعاً هیجانانگیزه.
خب، این قضیه چطوری پیش میره؟
برد که همینطوری صاحب خونه نمیشه، درسته؟
نه، به این سادگیها نیست.
نگران مالیات و اینجور چیزهاست.
بله، مالیاتهای عقبافتاده و هزینههایی هست، البته.
ولی اونها چند ماه دیگه مطرح میشن.
همونطور که تلفنی برات توضیح دادم، برد،
عموت وصیتنامه نداشته.
کسی رو هم بهعنوان مجری وصیت تعیین نکرده بود که مسئول ملک باشه.
و برای شروع روند انحصار وراثت، باید تو مدیر پرونده بشی.
تو برای این کار عالیای.
بعد مدیر پرونده تصمیم میگیره خونه به کی برسه،
که در این مورد، شما زوج جوون و دوستداشتنی هستید.
اگه بخواید میتونید تصمیم بگیرید بفروشیدش،
ولی این دیگه به خودتون بستگی داره.
میتونیم بفروشیمش؟
ولی داره میگه مجبور نیستیم.
ولی داره میگه میتونیم.
اگه بخواید،
میتونید از وسایل و اموال داخل خونه یه فهرست تهیه کنید.
فقط خوشحالم که با شما آشنا شدم
چون مدت خیلی زیادی دنبال وارث عموتون میگشتم
خیلی خیلی طولانی.
در نهایت، اون رابطههای زیادی نداشت.
اگه اشکالی نداره نگاهی به این مدارک بندازید.
اگه سؤالی داشتید، راحت با دفترم تماس بگیرید.
فکر میکنید میتونیم بریم داخل؟
نه.
ولی اگه من برم و در هم قفل نباشه...
اون توی خونه مرد؟
بله.
ولی فکر نکنم هنوز اون تو باشه.
آره. آره.
باشه.
آره.
خب.
ممنون.
No comments yet. Be the first to leave one.