The first 14 lines.
بیا زمانی رو به یاد بیاریم که برای اولین بار همدیگه رو دیدیم
تو نور تاریکی من بودی
تو رو توی دنیایی سرشار از آشفتگی پیدا کردم
مثل یه بچه لبخند زدم
با تمام اتفاقاتی که مدتها پیش افتاده
بهتره که هیچ معنی و مفهومی براش نداشته باشیم عزیزم
توی کتابی که هر روز داریم مینویسیم
دنبال دردایی که در این بین پنهان شده،نگرد
تو تنها کسی هستی که برای من وجود داره
هدیهای که دنیا به من داده
پس لطفا کتاب رو کنار بذار امروز وقتش نیست
وجهه زشتی از من که حتی خودمم ازش متنفرم
تو تحملش کردی ولی همچنان گریه کردی
چون مدتی گذشته
No comments yet. Be the first to leave one.