Shifting Gears

Shifting Gears

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Shifting Gears S02E03 10bit x265 720p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-10-31
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

SANDS Movie

‫میدونی، هر چیزی که اینقدر صبح‌ ها چکه کنه،

‫باید به یه دکتر زنگ بزنی.

‫من دارم روی یه راهی کار میکنم ‫که سرعتش رو بیشتر کنم.

‫فعلاً، این تنها آیین آروم‌ بخش منه به جز ‫چرخیدن بی‌ هدف توی اینترنت موقع دستشویی.

‫و دارم توی درست کردن قهوه‌ خودم خیلی خوب میشم.

‫- همش به نحوه‌ ریختنشه. ‫- آره، آره.

‫کلی طول بکشه یه کاری رو انجام بدی ‫و بگی همش به خاطر ریختنشه.

‫به نظر من شبیه یه دموکرات میاد.

‫حدس بزن کی الان یه تماس از مدیر گیم هانت دریافت کرد،

‫و رسماً یه شغل درست و حسابی گیر آورده.

‫- پسر خودتون. ‫- پسر خودتون.

‫خب، خیلی دوست داشتم به سلامتیت با فنجون ‫قهوه‌م بزنم، ولی تا تو به سن من برسی آماده نمیشه.

‫اولین شغل اولین بچه‌م.

‫وای. انگار همین دیروز بود که داشتم ‫یه پسته رو از دماغت در میاوردم.

‫همین دیروز بود.

‫با این کار و ساعتی ۲۵ دلار، ‫میتونم با لیلی مثل ملکه‌م رفتار کنم.

‫یکی یه چتر برداره، دارم پول می‌پاشم.

‫وایسا، ساعتی ۲۵ دلار؟ ‫این بیشتر از چیزیه که من در میارم.

‫واقعاً؟ چه عالی.

‫عالیه. حالا میتونی شروع کنی به پرداخت ‫پول به من برای انجام تکالیف مدرسه‌ت.

‫باشه، در مورد اون، باید یکم با کلمات قلمبه سلمبه آروم‌ تر باشی‫، باشه؟

‫معلمم خیلی قانع نشده بود که من ‫معنی کلمه "متعجب" رو میدونستم.

‫پس اون متعجب بود؟

‫نه، اصلاً خوشحال نبود.

‫بازم مدارس دولتی باختن.

.راستی، دیرتون شده. زود باشید

‫وای. بچه‌م بیشتر از من پول در میاره

‫آه، من که نمیتونم درک کنم.

‫شاید وقتشه به یه چیز دیگه ‫فکر کنی، مثل دانشکده حقوق.

‫اوه، خدا. باز شروع شد.

‫فقط میگم یه تغییر شغل خوبه، ‫نه فقط توی آکادمی رقص،

‫بلکه دانشکده حقوق همیشه...

‫یه راهیه که میتونی خودت رو...

‫فقط میگم...

‫تو باید...

‫هیچ چیز دیگه ای نداری...

‫دست از ... بودن بردار.

‫همین الان با مت تلفنی صحبت کردم. ‫اون یه لحظه دیگه اینجاست، فلفی.

‫آه، ممنون، مرد.

‫اوهو. شما رفقا هنرمندید.

‫یه نکته جالب، میدونید کی دیگه هنرمنده؟ آه، پسرعموم.

‫آره، شهر لس آنجلس بهش سفارش داد که ‫صد و هشتاد و چهارمین دیوارنگاره کوبی رو نقاشی کنه.

‫یه دقیقه وایسا. همون نیست که کوبی توی بهشت ‫داره با فرح فاوست پیک نیک میکنه، مگه نه؟

‫اونی که بعد از اونه.

‫اوم...

‫- میچ، مگه نه؟ ‫- نه.

‫مهم نیست. آه...

‫و میخواستم بگم دیو؟

‫گیبه. اسم خودته.

‫- اوه، مرد، به اون نگاه کن. ‫- سلام، فلافی.

‫- چطوری، مرد؟ ‫- خوبم. از دیدنت خوشحالم، مرد.

‫وای. مکانیکم همه چی رو درباره این اتوبوس بهم گفت.

‫حتی یه عکس هم از موتورش نشونم داد.

‫- چند تا از اینا داری؟ ‫- ام، حدود ۳۲ تا دارم.

‫- وای. ‫- آره. ام...

‫این میشد ۳۳ تا، ولی جی لنو ‫توی حراج ماشین خیلی وحشیه.

‫آره.

‫"آره، متاسفم، من قیمت بالاتری دادم. ‫ندیدمت اونجا کنارم وایسادی."

‫آره، منو ندید، تنها مکزیکی توی ساتبیز.

‫خب، گفتم این برای فروش نیست،

‫ولی خوشحالم که تونستی یه نگاهی ‫به موتور بندازی. چه جواهریه، ها؟

‫میدونی، من خوب پول میدم.

‫- نه، نه، برای فروش نیست. ‫- یه قیمت بگو.

‫به معنای واقعی کلمه برای فروش نیست.

‫دو برابرش میکنم.

‫دارم فکر میکنم.

‫حتی یه جفت بلیط ویژه کمدی، ‫پشت صحنه هم بهش اضافه میکنم.

‫داری پسرفت میکنی.

‫صبح بخیر.

‫خوبم. تو چطوری؟

‫- دارم میمیرم. ‫- چه جالب.

‫ببخشید، دارم یه آزمون تمرینی ‫پذیرش دانشکده حقوق میدم.

‫بابام هی منو هل میده که برم دانشکده حقوق.

‫اون مثل فاکس نیوز میمونه فقط با ضمایر.

‫هر وقت فکر میکنم از این موضوع گذشتیم، ‫دوباره مطرحش میکنه.

‫اون یه روش منحصر به فرد ‫برای عصبانی کردن مردم داره.

‫اینا دیگه از کجا دارن میان؟

‫تازه فهمیدم بچه ۱۶ ساله‌م بیشتر از من پول در میاره.

‫همون بچه‌ ای که فکر میکنه شیر توت‌ فرنگی ‫از گاوهایی میاد که فقط توت‌ فرنگی میخورن.

‫وایسا، این روش تو برای درخواست افزایش حقوقه؟

‫چون اونا فقط از گاوهایی میان که پول میخورن.

‫احساس میکنم یه شکست‌ خورده‌م. ‫منظورم اینه، توی این شغل بی‌ سرانجام گیر افتادم.

‫حالا دیگه قطعاً افزایش حقوق نمیگیری.

‫به این فکر کردی که میخوای از نظر شغلی چیکار کنی؟

‫من ۱۵ سال گذشته رو صرف حمایت ‫از دو تا بچه و یه شوهر مفت‌ خور کردم.

‫چیزی که من میخوام، مثل یه ‫«اضافه کردن آووکادو» سطح تجملاتیه.

‫خب، اینطور نیست.

‫خب، چی میخوای؟

‫راستش؟ آووکادو.

‫وای. ماشین قدیمی مامان. خیلی اینو دوست داشت.

‫من خیلی اونو دوست داشتم.

‫به خاطر همینه که این موتور خفن رو اینجا گذاشتم، مرد.

‫خیلی سفرهای جاده ای خانوادگی توی این داشتیم.

‫تو به ما توی زیباترین جاهای ‫روی زمین میگفتی خفه شیم.

‫منم به برادرت دروغ میگفتم که فولکس ‫قورباغه ای می‌بینم تا بتونم بزنم توی بازوش.

‫دروغ میگفتی؟ منم میزدمش.

‫همین باحالش میکرد.

‫هی، دیگه به رفتن به دانشکده حقوق فکر کردی؟

‫وای خدا. دوباره شروع شد.

‫این کار عاقلانه و کاربردیه.

‫وای. داری با چشمات بهم فحش میدی.

.آخ

‫آه، سلامِ خانواده پارکر.

‫بابام دوباره گیر داده به اینکه "برو دانشکده حقوق".

‫اول با ایو درد و دل کردم، فقط به خاطر ‫اینکه اون باهوش و فهمیده‌ست. ناراحت نشو.

‫یکم ناراحت شدم.

‫دیدی؟ اینجا جاییه که باید یه چیزی بگی که باعث بشه ‫حس بهتری نسبت به بازنده بودنم پیدا کنم.

‫ببخشید، حواسم پرت این لاته ایه که درست کردی.

‫خیلی خوبه.

‫باعث شد فراموش کنم که همه ما فقط مهره های ‫بیچاره ای روی صفحه شطرنج زندگی هستیم.

‫اوم.

‫کارامل.

‫این تا الان بهترینشونه. ده از ده. هیچ ایرادی نداره.

‫اوه، به جز عطر اسطوخودوس.

‫ممنون، ولی برگردیم به من.

‫یه تست استعدادیابی شغلی احمقانه آنلاین دادم،

و ‫میدونید گفت چی باید باشم؟

‫یه بهداشت‌ کار دندون گوت؟

.ای کاش

‫یه مکانیک.

‫باورتون میشه؟ نمیخوام کاری رو بکنم که بابام میکنه.

‫تو اصلاً نمیتونی کاری رو بکنی که بابات میکنه. ‫نمیشه همینجوری تصمیم بگیری موتزارت بشی.

‫میدونی، تو یه جورایی یه مکانیکی.

‫یه مکانیک قهوه.

‫شوخی میکنی، ولی خیلی فرق نداره، باشه؟

‫خیلی از دستگاه های قهوه به اندازه ‫یه موتور ماشین پیچیده هستن.

‫اونا همه میتونن صداتون رو بشنون.

‫جدی میگم. یه ایده دارم که ‫از یکی از این کمپرسورها استفاده کنم،

‫تا سرعت دم کردن قهوه دمی رو بیشتر کنم.

‫ولی شما نمیخواید کل روز به حرفای من درباره قهوه گوش بدین

‫مگه نه؟ چون یه ایده پادکست هم دارم.

‫شاید درست کردن قهوه کار تو باشه.

‫این یه کار نیست.

‫باشه، یه کاره، ولی خب، یه شغل نیست.

‫باربارا استارباکس مخالف این حرفه.

‫میدونی، ما واقعاً به یه قهوه‌ فروشی دیگه نیاز داریم.

‫قهوه‌ فروشی قبلی تعطیل شد چون باریستا ‫به مشتری‌ ها روی لیوان‌ هاشون لقب میداد.

‫من لقبم رو دوست داشتم.

‫هات چاکلت.

‫میدونی کی از لقبش خوشش نیومد؟

‫پیرزن سلیطه.

‫منظورم اینه، البته، من دوست دارم ‫قهوه‌ فروشی خودم رو داشته باشم،

‫ولی به پول خیلی زیادی نیاز دارم.

‫و تنها راه به دست آوردن سریع پول زیاد،

‫نیازمند یه سطحی از برهنگی‌ ایه که ‫باهاش راحت نیستم و یه دوربین خیلی بهتر.

‫خب، رایلی، بهتره از اون اونلی فنز دوری کنی.

‫اون خانوما ناراحتن.

‫مخصوصاً اون دارلین.

‫اوف. پسر، خیلی به یه نوشیدنی نیاز دارم. ‫پاهام درد میکنه، و دلم داره قورقور میکنه.

‫اوه، روز سختی توی محل کار داشتی، پیشی کوچولو؟

‫- رئیس داره خیلی بهم فشار میاره. ‫- آره؟

‫مبارزه یه کارگر واقعیه، بابابزرگ

‫ولی، هی، حداقل لحظاتی مثل ‫این رو در پایان یه روز طولانی داریم.

روز طولانی؟ تو چهار ساعت کار کردی

‫سلام، کوسه‌ ها.

‫هی، داری چیکار میکنی؟

‫ما داریم بهتون فرصت یه عمر رو پیشنهاد میدیم.

‫اوه، نه.

‫این همکار منه، مامان.

‫بابا، میتونم بابا صدات کنم؟

‫بابا، تو همیشه منو برای دانشکده حقوق تحت فشار میذاشتی،

‫چون میگفتی من برنامه بهتری برات نمیارم.

‫خب، این برنامه منه. کافه کلاچ.

‫من عاشق قهوه‌م، عاشق درست کردنش، نوشیدنش،

‫و حالا قراره عاشق فروختنش باشم. ازم میخری؟

‫میخرم. خیلی دوستش دارم، مثل یه لاته.

‫خب، من دنبال سرمایه‌ گذار میگردم ‫تا کافی‌ شاپ خودم رو باز کنم.

‫وای، چه عالی.

‫شرط می‌بندم هزینه‌ های راه‌ اندازی خیلی زیاد نیست.

‫در واقع، کل هزینه‌ ها نصف قیمت دانشکده حقوقه.

‫این دلیلی برای سرمایه‌ گذاریه.

‫ولی فقط به حرف مامان گوش نکن.

‫من به عنوان یه قهوه‌ خور مادام‌ العمر، ‫با اطمینان میتونم بگم...

‫قهوه رایلی پارکر بهترین قهوه‌ ایه که تا حالا خوردم.

‫قهوه رایلی خیلی خوبه،

‫دیگه به قهوه‌ های دیگه اصلاً قهوه نمیگم.

‫بهشون میگم، "اون مایع قهوه‌ ای خیس".

‫من بیشتر اهل چای هستم، و حرف من ‫اینه که قهوه رایلی فوق‌ العاده‌ست.

‫مت، چای یعنی شایعه.

‫سلام، من لوری گرینر هستم از حوضچه کوسه،

‫و هیچی بیشتر از حمایت از یه استارتاپ ‫تحت رهبری زنان رو دوست ندارم.

‫به همین خاطره که من، از کافه ‫کلاچ رایلی پارکر حمایت میکنم.

‫در مجموع، راه اندازی کافی شاپ خودم ‫استفاده خوبی از مهارت های من میشه،

‫و خیلی از مردم رو خیلی خوشحال میکنه، ‫پس، سرمایه گذاران ما رو خوشحال میکنه.

‫پس چی میگی، کوسه؟

‫اگه آماده ای که به پرتفوی خودت ‫کافئین تزریق کنی، فقط بگو که هستی

.نیستم

Shifting Gears subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Shifting Gears

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left