The first 200 lines.
"هشدار !فیلم حاوی صحنه های سافت پورن میباشد "
...مارکو ، الان توشه
! محکم بکن توش !تا ته فشار بده بره توش
!سيمونا !سيمونا
! ميخوام باهات ازدواج کنم ! به نظرم تو دختر خیلی خاصی هستی
چرا بهم جواب نمیدی ؟
دلت نمیخواد باهام ازدواج کنی ؟
... اره ،مارکوس ،مارکو ، مارکو ! تو کارت حرف نداره ، معرکه ای
کوکی ، این وقت شب اینجا چیکار میکنی ؟
!برو بگیر بخواب !بدو بینم
" سرینا گراندی " : در
" بانویِ شب "
: همراه با "فابیو سارتور "
" فرانچسکا تاپی "
" البرتو دیستازیو "
" امانوئلا تاسکینی "
و " استانکو مولنار "
... يک ،دو ، سه ، چهار ... يک ، دو ، سه ،چهار
... يک ،دو ، سه ، چهار ... يک ، دو ، سه ،چهار
خوب ، دخترا ، وقتشه که روی سینه ها کار کنید
!جوليانا نوبت توئه
میخوام یه نوشیدنی بخورم
دارم از تشنگی هلاک میشم
!یالا دخترا ! وقت حرکات ایستاده هست
! تنهام بذار
! دیگه نمیخوام ریختت ببینم
!تو حالم بهم میزنی ! مرتیکه نجس کس لیس
برونو ، کجا داری میری ؟ !غلط کردم برگرد پیشم
سلام اقای بیانکینی طبقه رو اشتباهی !اومدین اینجا طبقه سومه
اه ، اون بالا یه جورائی به گاه رفته
الان ویالون میزنی ؟
بله ، ترجیح دادم که فعلا هدفم تغییر بدم
ولی اونجوری که شنیدم خیلی خوب !پیانو میزنی صداش تا طبقه ما میاد
وای نه ! پیانو واسه اونائی !...هستش که موزیک جدی میگیرن
! الان دیگه باید برم
! پس امیدوارم که تو کارت موفق باشی - ! بای -
!اوهو ، سلام کوکی
! سیمونا ! اینجام
چرا سعی نکردی میز بیاری داخل ؟
وای دیوونش شدم ! این دقیقا همون چیزیه که دلم میخواست
با شرکت تماس گرفتم و اونا قبول کردن !که با جرثقیل اون بذارن توی تراس
ولی جرثقیل لازم نبود خودمون میتونستیم ...دو دقیه جداش کنیم و بیاریمش تو
قبلا فکر جاش کردم اینجا به نظر جاش عالیه
بالاخره میتونیم چند نفری رو واسه شام دعوت کنیم
این بوی خوب چیه ؟
یه چیز مخصوص ، فکرش از خودم بود
شام خودمون زیر نور شمع میخوریم . خیلی عاشقانه میشه
یه دوش میگیرم و جَلدی برمیگردم - دیر نکنی ، شام الان دیگه اماده میشه -
در نهایت اینم هدیه من واسه تو اینقدر !کوچیک هست که بتونه از در رد بشه
! مرسی
فکر کنم این واست به اندازه یک ماه حقوق آب خورده
بخاطر همین پول در میارم
! امیدوارم ازش خوشت بیاد
اره ، ساده هست ولی قشنگه ، میخوام بگم اینارو به سربازای توی ارتش میدن
برای مارکو همراه با عشق از طرف سیمونا دهم اکتبر 1982
دقیقا ساعت 9:30 دقیقه صبح
در واقع سه سال قبل توی همین لحظ ما شش ساعت بود که ازدواج کرده بودیم
فکر کنم همین الانشم دیر شده ، نظرت چیه ، موافقی ؟
! دستورات صادر کن ! فرمانده من توئی
وای خدا ، همه چی خیس شد
! مهم نیست ! بیخالش شو
هی ، روبراهی ؟
! اینم از بارون ، عجب پسر خوش شانسیم
وقتی در دسترس نیستی ، اینجوری میشه که بلد نیستی لباس یکی رو در بیاری
تو زندگیت مردهائی بودن که اینکارو بهتر انجام میدادن ؟
یعنی الان داری حسادت میکنی ؟
نه ، ولی میتونی بهم راستش بگی
... اهمیتی نداره
چند نفر ، بفرما بگو ، هان ، هان ؟
تمام اونا دیگه رفتن، الان فقط من و تو هستیم که حساب میشیم
هیچوقت دلم نمی خواد دوباره قیافت ببینم
! تنهام بذار
دنبالم نیا تو یه مرد وحشی هستی
برونو ، صبر کن ، برگرد
سلام سیمونا !سلام کوکی
تو خیلی با نمکی باید یه سگ عین تو بخرم
تو اینکارو نمیکنی ، نه سگ و نه مردا ما با هم توافق کردیم ماریسا
هنوز هم اتاقی جدید من باربارا رو ملاقت نکرده بودی
از اشنائیت خوشبختم - منم همینطور -
الانم باید بجنبی تا دیرمون نشه ،مگه نه ماریسا ؟
! بای ! بای
فکر کنم دیرمون شده ساعتم خوابیده بود
! زود باش
دارید باهاش چیکار میکنید ؟
خانم معلم هنوز داره گلایه میکنه خودت باید بدونی چجوریاست
با این طرز فکر !هیچوقت کار حل نمیشه
بالابرها چه غلطی کردن ؟
میگن نگران این هستن بین طبقات گیر کنه و رد نشه
قراره که با نجاز صحبت کنی ، درسته ؟
تمام سعی خودم میکنم ولی قولی نمیدم شاید فردا
ولی ممکنه یکی اون بدزده
قراره خودم حواسم بهش باشه ! پس نمیخواد نگران چیزی باشی
اه ممکنه روش خط بندازی یا حتی بدتر - ای بابا فکر نکنم اینطور باشه -
به نظر انگار صاحبش تو هستی - کوکی با من راحته -
ساعت تقریبا 9/5 هستش - وای میشه کوکی رو بگیری ،باید عجله کنم -
مرسی بیا اینم کلید خیلی لطف میکنی
اره ، خیلی باحالی دستت درد نکنه
! یک ،دو ، سه ! یک ، دو ، سه
!الو
! اره یه لحظه گوشی تا صداش کنم
! سیمونا شوهرت پشت خطه
یه لحظه الان میام
اوه جولیانا لطفا یه !سکه واسه قهوه بهم بده
! مرسی
! سلام مارکو
سلام ، میخواستم بگم که !امشب قراره بریم مهمونی
.... شادیم بد نباشه حس میکنم امادگی هر جور پیشنهادی دارم
چیز زیاد تحفه ای هم نیست دست خودته اگر دوس داری بریم
! فکر کنم بازم بهتر از هیچیه
پس بهشون خبر میدم که میریم
اه، واسه اطمینان لازم نیست چیزی بخری مستقیم بیا خونه ، بعدا می بینمت
اه ، سلام تمام اطلاعات توی کامپیوتر هست مشکلی نداری
باشه ،بهشون بگم که تو هم به مهمونی میای ؟- ! اه ، قطعا میام -
! دیگه تحمل نداشتم ! اگر فرار نمیکردم ،میمردم
اونا فقط در مورد موتور و !هواپیما صحبت میکردن
...مثل اینکه کارمون همینه
این مربوط به کار ما میشه که تعمیرات هواپیما رو انجام میدیدم
منوی غذای افتضاح با اون مرغای سوخته و سبزیجات بی اب خشک
وقتی شروع به سرور اون قهوه فوری با پودر شیر و خامه کردن دیگه پایان کار بود
یکی باید بهمون میگفت که باید چجوری کمربندامون ببندیم
هی کوکی ، چه خبر ، میخوای جیش کنی ؟
پس صاحبت قراره خیلی فوری تو رو ببره بیرون تا کارت بکنی ، باشه ؟
صاحبش یه نقشه دیگه داره میخوام مسابقه بوکس نگاه کنم
امشب بخاطر مسابقه تاریخی تلویزیون برنامه ویژه داره
به خاطر همین مهمونی ترک کردم
مارکو نوبت توئه ، امروز صبح من بردمش بیرون
اوه منم خیلی وقتا هم صبح هم شب بردمش بیرون
خودتم میدونی شب خطرناکه و میترسم
مسخره بازی در نیار ، دو دقیقه یه چرخی دور ساختمان میزنی و سریع برمیگردی
! هی این ری رابینسون جیگره
پس بذار توی بالکن جیش کنه
اون پی پی داره نه جیش
یالا دیگه ، پاشو ببرش بیرون
اگر ازت بخوام چیکار میکنی ؟
! سرم رفت ، چش سفید ، بگیر اینم پولش
! گرفتم عمو
...پول واسم انداخت
یالا کوکی ، بزن بریم خوش بگذرونیم
! اگر دلت بخواد ، میتونم برم
! ازت متنفرم
! چه سگ خوبی !یالا کوکی
هی ، یه دفه چت شد ؟
! صبر کن - ! شب بخیر ، سیمونا -
! برگرد اینجا ، لعنتی
همش تقصیر تو جنده کارتن خواب شد چرا اون ترسوندی ؟
! خوب ازت یه سوال ساده پرسیدم خودتم بدک نیستی
! به من نگاه کن
میخوام وقتی تلمبه میزنم !توی کُس تنگت خودت ببینی
! مارکو
!هوم - دوستم داری ؟ -
! معلومه که دارم !ازت راضیم
تو که هیچوقت ولم نمیکنی ، میکنی ؟
! یالا واسم قسم بخور
! خودتم میدونی که ولت نمیکنم
! بیخیال الانم میخوام بخوابم
! بی صبرانه منتظر شروع کار هستیم
! بیا ،تو دستم مونده
نه مرسی ، قهوه دوس ندارم قبلش اینقدر خودم که دارم بالا میارم
تازگیا تو چه مرگت شده ؟ !دیگه نمیتونم این وضع تحمل کنم
! بذار زیاده روی نکنیم
بگم نگو که با شوهرت تو دردسر افتادی چون عمرا باور نمیکنم
! تو همیشه با بقیه فرق داشتی ، خاصی
اونوقت چه چیز خاصی دارم - تو مارکو همیشه با هم بودین -
اصلا ندیدم که باهم دعوا کنید
کی گفته من و مارکو با هم دعوا کردیم ؟
هیشکی ، فقط دارم سعی میکنم بفهمم تو چرا اینقدر عصبی شدی
بفرما دیدی بهت گفتم !؟
اینروزا بیش از حد عصبی و دستپاچه ای
میخوام بدونم چرا مردها همیشه پایه و اساس مشکلات یه زن هستن !؟
منظورم اینه که زنها همیشه سکس دارن
و تمامش هم به لطف اقایون امکان پذیره
! این دیوونه کننده هستش
نکنه بهش خیانت کردی ؟
خیانت ؟
اره واسه سرگرمی
میدونستم متوجه میشی - بچه شدی شوخی نکن -
! نه دارم راستش میگم
طغیان کردم ، توسط یه روح شیطانی خودم در اعماق لذت و شهوت غرق کردم
اون شیطان تو ماشین دیدم ، بعدش خودم به پشت در خونه رسوندم و زیر نور پنجره ترتیبم داد
درست توی طبقه هم کف - وای فکر کنم داری کم کم خُل میشی -
! انگار خیلی جدی گرفتی فقط داشتم شوخی میکردم
معشوقه ای در کار نیست
زندگیم کاملا عادی و روی رواله
هیچ چیز کثیفی در کار نیست غیر از ، یک ، دو ، سه ،کار
! یک ، دو ، سه ، کار
خونه ، شوهر ، کار ، و اخر هفته ها
خونه ، شوهر ، کار ، و اخر هفته ها
سیمونه ، زده به سرت !؟
داشتی به کشتنمون میدادی
ولی میشه بدونم تو چه مرگت ...شده ؟ اولش مثل دیوونه ها
رانندگی میکنی بعدش !یه دفه اینجا نگه میداری
دلم میخواد تو ماشین باهام عشق بازی کنی
الان نزدیک 5سالی میشه اینکارو نکردیم
وای عزیزم یادته وقتی اینکارو کردیم هنوز ازدواجم نکرده بودیم
قانون این بود که تا ماشین نگه داشتی بریم رو صندلی عقب
ترجیحا باید اینکارو توی تختخواب خونه انجام بدیم
! بس کن
کی باور میشه که یه همچین حرفی بزنی
هر کی رد بشه میتونه مارو ببینه بهتره خودم رانندگی کنم
خودم شب تو تختخواب جبران میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.