The first 200 lines.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
سلام سلام
اومدین کی رو ببینین؟ تو رو
اوه خوبه
شما مردم چی میخواین؟ عکس
ما عکس هم داریم؟ چرا یکی از ما نمیره ببینه؟
خب من تا یه هفته دیگه برمیگردم
نه اون الان برمیگرده اون الان برمیگرده
ایناهاش جو، همتون آماده این؟
خب حالا میگیرید
حالا اومد
حالا اومد
من خوبم، من خوبم
بگیرینشون
خداحافظ چه شهریه
پسر آدم فکر میکنه انگار رفتیم تا ماه و برگشتیم
و بعد از هر نمایش جمعیت مردم بیشتر و بیشتر میشه
آره یادته وقتی رو که من از جمعیت میترسیدم؟
آره اما دیگه نه، من دوستشون دارم
اونا فقط آدم هستند خیلی خوبه
هارک، یکی داره در میزنه
جواب بده، جواب بده باشه
اوه سلام ادی سلام ادی
چت شده؟
سه تا پلیس و یه چوخه آدم ریختند تا ما رو وارد تئاتر بکنن
بچه ها میخوام با خانوم لورلای آشنا بشید
حالتون چطوره؟ سلام خانوم لورلای
حالتون چطوره؟
اوه این پسرمونه بزرگترین توی این شهره و راحت میخندونه
اینو نگاه کن
خانوم لورلای میخوام پدر و مادرم رو بهتون معرفی کنم
حالتون چطوره؟ من میخوام پدر و مادرم رو بهتون معرفی کنم
اونا اینجا نیستند
خانوم لورلای برای هفته نامه آمریکایی داستان مینویسه
بنظر میرسه شما بچه ها از بقیه مشتریها بامزه تر باشید
بله که هستیم
عالی نیست وقتی مردم کارشون رو دوست دارند؟
غذا آماده است میتونم براتون ساندویچ درست کنم؟
نه من میخوام چند تا یادداشت بردارم این خیلی ارزش غذایی نداره
چرا نمیخواین مقداری از این گوشت گاو با ذرت فوق العاده
و سالامی و بهتره در مورد داستان من صحبت کنیم
اوه بله همین جا بشینین
و ما میگیم که چطوری همه چیز به اینجا رسید
حالا بگید که چند ساله شما در این شغل هستین؟
حدودا 12 ساله حدود 12 سال، کجا بدنیا اومدید؟
اسکرنتون اسکرنتون؟
چه تصادفی
شما بچه ها توی اسکرنتون بودین؟ نه
این اولین برخورد شما با پارامونته؟
اوه من اینجا گار نمیکنم پس برای چی اینجایین؟
اومدم که با شما مصاحبه کنم
خب پس عجله کنین ما آماده ایم
حالا چی میخواین بدونین؟ بچه ها دو دقیقه وقت دارید
دو دقیقه؟ قراره چی بشه؟
تو و بابا میخواین برید به قسمت کناری و نمایش رو تماشا کنین؟
توی آخرین نمایش وسایل رو روی پیانو جا گذاشتی؟
یالا من این بوقها رو دارم
دیگه چی داریم؟ ما توی این نمایش از بوقها استفاده نمیکنیم
خب پس اینا رو نگه دار مامان خانوم لورلای بیا با ما
میخوام بدونم شما دو تا چطوری با هم آشنا شدید؟
چیشو میخوای بدونی؟ خب فکر میکنین بعدا چی بشه؟
خب میخوایم چند تا نمایش دیگه هم اجرا کنیم
و به کارمون ادامه بدیم، همش همین
یالا، بپر، بپر، بپر یالا
از اینور، از این لا بیا
بپر، نترس
ما باید بریم، بپر باشه
یالا، بپر، یالا به این میگن یه دختر خوب
اوه مثل گربه بپر نه نه
از چی میترسی ؟ ما اینجاییم
تو از اون طرف بیا تو از اونطرف بیا
آماده ای آقای آنتونی؟ معلومه که هستم آقای میلر
بزن بریم باشه
اینم هاروی میلر
سلام
یالا بیاین عقب اتوبوس ما میریم به خیابون 34
میخوام بگم که ما خوشحال و هیجان زده ایم
از اینکه شما خانومها و آقایان
به اینجا یعنی تئاتر پارامونت اومدید
و چقدر زیباست که شما آدمهای دوست داشتنی رو میبینیم
میتونستم ساعتها بیرون اینجا بمونم
اما خواننده خیابونی ایتالیایی پیرتر شده
و بهمین دلیل همکار و رفیقم رو بهتون معرفی میکنم آقای جو آنتونی
اینجاست
ازم نمیخوای که یه آهنگ بخونم؟
اوه چرا ولی فکر کردم بهتره دو تایی با هم یه آهنگ رو بخونیم
دوتایی باهم؟ آره فکر نمیکنی فوق العاده بشه؟
آره عین هلو میشه
خب پس شروع کنیم؟ آره
اوه ممنون پدر سفید بزرگ
بدون من چی کار میکنی؟ چی کار میکنی پسر؟
بدون من چی کار میکنی وقتی من برم؟
ماشینم رو میفروشم و حلقه ام رو دستم میکنم و فوری یه بینگ استخدام میکنم
این همون کاریه که بدون تو انجام میدم این کاریه که میکنم
ولی بهم بگو بدون من چی کار میکنی
چی کار میکنی پسر
بدون من چی کار میکنی وقتی من برم؟
من مشکلی با جایگزین کردنت ندارم، فوری میرم به نزدیکترین باغ وحش
این کاریه که بدون تو میکنم این کارو میکنم
ما میشیم
مثل دو تا برادر تو و من مثل دو تا برادر تو و من
من مال توام من مال خودمم
و من تو رو دوست خواهم داشت تا بمیرم و من تو رو دوست خواهم داشت تا بمیرم
تو بدون من چی کار میکنی؟ تو چی کار میکنی؟
وقتی من برم تو چی کار میکنی؟
وقتی حساب بانکیم تموم شد و نیاز به خمیر پیدا کردم
این تو هستی که همیشه بهم میگی کجا باید برم
دیدی؟ بدون من چی کار میکنی؟ چی کار میکنی؟
ما مثل دو تا برادریم من و تو
من میرم به شرق من میرم به غرب
و من تو رو دوست خواهم داشت تا وقت مرگ و من تو رو دوست خواهم داشت تا وقت مرگ
بدون من چی کار میکنی؟ چی کار میکنی پسر؟
بدون من چی کار میکنی وقتی من برم؟
من جانشین تو بودم من دلقک تو بودم
وقتی بیفتی پایین کی تو رو میکشه بالا؟
کیه که 10 دلار داشته باشه و 9 دلار بهت بده؟ کیه که وقت بارون و آفتاب بیاد دنبالت؟
کی همیشه اینو تا چونه ات میکشه بالا؟ کی همیشه اینجاست چه ببری چه ببازی؟
کی همیشه یه رفیق معمولیه
من دوستت خواهم داشت تا وقت مرگ من دوستت خواهم داشت تا وقت مرگ
بدون من چی کار میکنی؟ چی کار میکنی پسر؟
پس این خانواده آقای میلر هستند که پیش زمینه تئاتر رو دارند؟
نه ، نه ولی حالا که میپرسی بهت میگم
وقتی هاروی جوانتر بود
پدرش قهرمان گلف در کل کشور بود
یه روز توی مسابقه فینال
تورنمنت پدر و پسر بود
هاروی میلر بزرگ میخواست که بچه اش
بتونه مثل خودش قهرمان گلف بشه و جا پای پدرش بذاره
من تمام تلاشم رو میکنم پدر
ببخشید پدر من کاپ رو از دست دادم این یه ضربه عالی بود هاروی
ممنون
یادت باشه اینا فقط مردم هستند
چت شده؟ ضربه ات رو بزن
اون آدمها بهم خیره شده اند بابا به اونا نگاه نکن، به توپ نگاه کن
به توپ نگاه کنم؟ آره
حالا چی شد؟ اون بهم نگاه کرد
حالا هاروی ضربه ات رو بزن
بزن، بزن
بزن، بزن
بزن، بزن
بزن، بزن، بزن
بزن، بزن، بزن
پسر شما چی آقای آنتونی؟
خب من عین پدر هاروی میمونم
من میخواستم جو دنباله رو کار من باشه
بپر داخل جو، ما باید راه بیفتیم
بابا من نمیخوام ماهیگیری کنم، من دریا زده میشم
تو دیوونه ای
پدربزرگت دریا زده نمیشد
پدرت هم دریازده نمیشه تو هم دریازده نمیشی
من الانش هم حس خوبی ندارم
ولی جو هنوز که ما از اینجا راه نیفتادیم
بیا یه چیزی بخور
حالت بهتر میشه اوه بابا
ممکنه مریضترین ماهیگیر این اقیانوس باشی
اما در نهایت ماهیگیر میشی
ببین بابا دیگه نمیتونی با من مثل یه بچه رفتار کنی
من بزرگ شده ام
از الان ببعد میخوام روی پاهای خودم بایستم
ولی روی زمین
جو، جو برگرد اینجا جو، جو
چهارسال بعد جو پسر بزرگی میشه ولی پاهای دریانوردیش هنوزم خوب نیستند
سعی میکنه روی پاهاش رو خشکی بایسته
خونه رو ترک میکنه و هر شغلی رو امتحان میکنه
اون سخت کار میکرد ولی حفر کردن رو دوست نداشت
آنتونی تو اخراجی
مطمئنی؟ مطمئنم
و رییس همیشه با اون مشکل پیدا میکرد
ج در نهایت فهمید که با زندگیش چی کار کنه
میخوام برگردم به خونه توی سانفرانسیسکو، مسیر میخوره؟
بیا بالا
اون خیلی باهوش بود
در طی چهارسال هاروی هم پسر بزرگی شده بود
امیدوار بود که یه روز بتونه با دختر من لیزا ازدواج کنه
ولی اون گلف، هنوز توی خونش بود
ساعت چنده آقای فیشر؟ دو دقیقه به 12 هاروی
آقای میلر بله آقای باکستر
امروز یکساعت دیرتر نهار بخور
اما آقای باکستر من بلیت گرفتم که امروز برم تماشا کنم
چونه نزن میلر ساعت 1 نهار میخوری
لیزا آقای باکستر باهات صحبت کرد؟
آره یالا بریم نهار بخوریم ولی هاروی نمیتونیم، آقای باکستر
من به حرف آقای باکستر اهمیتی نمیدم لیزا
ما بلیت گرفتیم که بازی بن هوگان رو ببینیم
و میخوایم بریم بازیشو ببینیم حالا بریم
عصر بخیر خانومها و آقایان
من وندل نیلز هستم که گزارش بازی
اپن سانفرانسیسکو رو انجام میدم، امروز یه روز قشنگ کالیفرنیاییه
و همه دارن روز خوبی رو میگذرونند
بن هوگان بسمت توپ حرکت میکنه
چرخش رو به عقب انجام میده
توپ میره هوا و خیلی زیبا میرسه به زیر
خیلی مسخره است لیزا، وجود این جمعیت آقای هوگان رو اذیت نمیکنه
هاروی عزیزم من نمیخوام حالت رو بگیرم
ولی نگران شغلمون توی فروشگاه هستم
خودت میدونی که آقای باکستر با پرسنلی که
برای نهار وقت زیادی میگذرونن چه برخوردی داره
هاروی من نگران آقای باکستر هستم
چی شد الان ضربه زد؟
آقای باکستر رییسمون میتونه تو رو اخراج کنه
No comments yet. Be the first to leave one.