The first 200 lines.
داستان پیش رو الهامگرفته از » « رخدادهای حقیقیست
شمارهها رو بپرس
رمز رو بپرس
رمزش؟
...یک
...یک... هشت
...صفر... صفر، نُه - !یک، هشت، صفر، نُه -
صفر؟ - !نُه -
!پریمو، نگاه کن! پریمو
اسمـم رو گفت
نه
اسمـم رو گفت، احمق وامونده
میتونی باور کنی؟ اسمـم رو گفت
زر مفت نزن، شنیدی چی گفت
پریمو، درسته؟
پریمو ریتزو
با تشکر - !نه. نه، نه -
فقط یه کار نباید میکردی، بیمغز
حلقههاشون رو درآر
!بجنب
کـاری از هـومـن صـمـدی و سـجـاد مـارول Raylan Givens & SajadMarvel
شرمنده، پسر
شرمنده
گوش کن، پسر، من حال خوشی نداشتم
واسه همین فکرم درست کار نمیکرد
میدونی؟
هی
گوش کن چی میگم، پسر
هی - شرمندهام -
،صدای دیگهای ازت درآد
همینجا، همین الان میکُشمت
باجخواهی: غیرمشخص « پیشنهاد گتی: « نه حتی یک تکسنتی
من جان پل گتی هستم
جان پل گتی سوم
شام چی داریم؟
دارم از گرسنگی تلف میشم
پاستا
پاستای خالی
کسی پول نداره؟
ایبابا، باز دوباره بیپولـیم؟
ما همیشه بیپولـیم. تموم شد رفت
ما بیپولی نیستیم که غذا نداشته باشیم، پل - نه، میدونم -
عشق روزیرسانه
نه، نیست
هی. پل؟
بیخیال. از مادرت درخواست کن
بهعنوان قرض، محض رضای خدا
میتونی وقتی اوضاعمون مرتب شد پسـش بدی
...یوتا
من هرگز برنمیگردم اونجا
نه تا وقتی که اون جفریز حرومزاده هست
اگه براش زحمت نکشم، برای من نیست
من خرج خودم رو درمیارم
پس... پاستا
هوم. نه، نه، نه، نه
هی، حالا ببینید. برتو اینیکی رو روی هوا میزنه، مطمئنم
...اگه نزنه، اونوقت
یه ورق ژوکر توی آستینـم دارم
آره، شام پای منه، قول میدم - !آره -
من گشنهی شامـم - !برتولینی -
داداش خودم
داداش خودم. سلام، دولچه
...هی
یه نقاشی، هان؟
وقتی نقاشی دستـت باشه یعنی پول نداری
هی، آروم باش، پسر. یه جدیدش رو دارم
گرچه متفاوته. خیلی متفاوت
حاضری؟
قشنگه، نه؟
پُرشوره
بهقدر کافی قشنگه. خب؟
...بسیارخب
فقط برای تو
!دولچه
مو نمیزنه، درسته؟
!مو نمیزنه! عاشقـشم
خیلیخب، بشینید
جووانی! بشینید
ولی این دیگه آخرینباره، باشه؟
آخرینباره، فهمیدید؟ - ممنون، برتو. فهمیدیم -
برتو
شام چی دارید؟
یه کمکی بهم بکن
الان برمیگردم
بدن برهنهی من در مقابل بدن برهنهی یه سگ: سگه برنده شد
راحت هم برنده شد
اون نقاشی وحشتناک رو کِی کشیدی، پل؟ - هفتهی پیش یه عکس ازش گرفتم. هوشمندانه بود -
یهدونه دیگه، دولچه. حاضری؟
هی
آخریشـه، باشه؟ - البته، البته -
کون لقش، من پولم رو میخوام
آروم باش. دفعهی بعد، قول میدم
!گتی حساب میکنه
یهنفر باید حساب کنه دیگه
اوه. برتو
میخوای بعداً بیای خونهی پولانسکی؟ توی «تریتاپس» دیدار داریم
پولانسکی؟ رومن پولانسکی؟
.آره، رومن پولانسکی الان دیگه با کلهگندهها میچرخی
رومن پولانسکی، هان؟
چقدر بهت بدهکارن؟
خیلی
اگه به محض اینکه چیزی رو که میخوان بهدست بیارن، بهت نارو بزنن چی؟
اونیکی پسره، اون میلیاردره
حق با اونه، برتو
تو بدهکاری، یادته؟
آره، آره. جورش میکنم
هی، کجا رفتی؟
،میدونی، برتو
همینجوری واسه خودش حرف میزنه - اوه، آره -
گفت میخواد بیاد خونهی رومن
قبول که نکردی، کردی؟ - مارچلو -
چیه؟ اون رواله، نیست؟
آره
آره. آره
آشنایی با شما مایهی افتخاره، آقای پولانسکی
،من فرانچسکو برتولینی هستم ولی شما میتونید برتو صدام کنید
فقط برتؤ خالی
برای دوستان قدیمی، اسم من برتوئه
هان؟
ظاهرم چطوره؟
تو امشب نمیای. دفعهی بعد، باشه؟
من رو ببوس
!مارچلو
!هی
!مارچلو - بریم، بریم -
!هی! مارچلو
!هی - !بزن بریم -
!بزن بریم! بزن بریم
!خدافظ - ،برتو -
!بریم پیش رومن - ...تو گفتی -
!خداحافظ، برتو
!میبینمـت
میبینمـت
لوئیجی
!خواهش میکنم، آقای پولانسکی
!مارچلو
!مارچلو
!مارچلو
!اوه
همیشه اینیکی، هوم؟
آره
وقتی کوچولو بودم، پدربزرگم بهم نشونـش داد
میدونی چی به سر باتیستا، سن جووانی اومد؟ - نه -
شاه هرود رو میشناسی؟
خب، دخترش رقص خیلی زیبایی براش انجام داد
که هرود گفت، «هر چی که بخوای رو میتونی «داشته باشی، هر چی که در دنیا بخوای رو
و اون چی میخواست؟
سر اون، یحیی بن زکریّا
ببُرّن
و سرش رو بهدست آورد؟
آهان. بهدست آورد. به سبک ایتالیایی
روی یه ظرف نقره براش آوردن
لعنتی
زنها همینطوریان
وقتی گرفتار طلسمشون بکننـت
مارتینا؟ - هوم -
هی
من یوتائم
اون کجاست؟ - هوم -
چه وضعـشه؟ - هی -
این اینجا میمونه
از شبتون لذت بردید، هان؟
چیکار داری میکنی؟ - یه لطف خیلی کوچولو -
برای کسی که کُلی لطف در حقتون کرده، هان؟
...خب، آره - یه نفر اون بیرون خواهد بود که نگهبانی میده -
برای چی نگهبانی میده؟
«برای چی نگهبانی میده؟»
،شما به من بدهکارید. و چون به من بدهکارید منم به بقیه بدهکارم
،و زمانی که اون اتفاق بیوفته
این اتفاق میوفته - آروم باش، پسر -
...بیخیال - خفهشو -
من دیگه حالم از میلیونرهایی که حسابشون رو صاف نمیکنن، بههم میخوره
منظورت نقاشیهاست؟
...نقاشیها؟ نقا
!کون لق نقاشیها
چندتا نقاشی میخوای واسه ششهزار دلار بکِشی؟
هان؟ فکر میکنی کوکائین مفته؟
!مثل نون و زیتون سر سفره
هر دفعه میشنوم، هان؟ ،گتی حساب میکنه»
گتی حساب میکنه، گتی حساب میکنه». آره؟
.پس حالا گتی قلمبه حساب میکنه ششهزار دلار
.من ششهزار دلار ندارم من هیچی ندارم
...برتو، رفیق
هی، من ششهزار دلار ندارم. خودتم میدونی
!جورش کن
جورش کن
،برو پیش مامانی، برو پیش بابایی هر گوری میخوای برو
!و پول من رو جور کن
!یک هفته فرصت دارید. جورش کنید
گتی حساب میکنه»؟»
این رو بهش گفتید؟ گتی حساب میکنه»؟»
مارچلو، تو کسی بودی که همیشه مواد داشت
...فکر میکردم
پای من نوشته شده؟
کُلش؟
!تُف
بیخیال، پل، بهنظرت از کجا میاوردمشون؟
من که هیچ پولی ندارم، دارم؟ - !منم همینطور -
چرت نگو. تو جان پل گتی هستی
آره. من پدرم نیستم. من پدربزرگم نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.