From - First Season

From - First Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

From S01E07 1080p WEB H264-PECULATE
From S01E07 WEBRip x264-ION10
From S01E07 720p WEB h264-KOGi
From S01E07 REPACK 1080p WEB H264-PECULATE
From S01E07 All Good Things 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
From S01E07 All Good Things 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
From S01E07 All Good Things 2160p WEB-DL DDP5 1 x265-TEPES
From S01E07 All Good Things 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S01E07 All Good Things 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
From S01E07 WEB XviD-RMX
A Commentary by KiarashNg
🅱️🄼🅱️ کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی | @Bamabinofficial ☚

Tags

web
XviD
1080
webrip
x264
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Published on: 2022-03-20
Downloads: 253
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫اگه این صداها واقعی بودن،

‫اگه یه چیزی داره باهات ‫ارتباط برقرار می‌کنه،

‫یعنی تو بیشتر از هرکسی...

‫با این شهر ارتباط داری.

‫ولی باید مدرک جمع کنیم.

‫اصلا این چیه؟

‫گفتن موقعی که داشتی ‫ساکه رو دفن می‌کردی، دیدنت...

‫و واقعی بودنشون از همین طریق اثبات می‌شه.

‫می‌دونی چه معنایی پشتشه؟

‫می‌شه بالشم رو پس بدی؟

‫می‌خوای یه چرتی بزنم...

‫و اگه با این بخوابم، ‫احساس امنیت بیشتری می‌کنم، متوجهی؟

‫آره، کاملا درک می‌کنم. ‫باز هم عذر می‌خوام.

‫راستش، می‌شه گفت بامزه است ‫که من هم لباسی همین شکلی دارم.

‫می‌دونم بابا. ‫از تو چمدونت برداشتمش.

‫چی شده؟

‫به نظرم ممکنه اشتباه کرده باشم.

‫از سیر تا پیاز طلاقتون خبر دارم ‫و می‌دونم قرار بود...

‫آخرین سفر خوشمون رو تجربه کنیم...

‫و بعدش بهمون بگین قراره طلاق بگیرین.

‫توماس مرده! ‫دو تا بچه دیگه هم دارین‌ها!

‫چرا به ما راضی نیستین؟

‫اون چیه؟

‫یه «درخت راه‌دور»ه.

‫داشته باش.

‫چطوری چنین کاری می‌کنه؟

‫نمی‌دونم. ‫ولی اگه گفتی دیگه چیکار می‌کنه؟

‫- چیکار می‌کنه؟ ‫- آدم رو هم جابه‌جا می‌کنه.

‫واقعا؟

‫ولی مشکلش از این قراره ‫که آدم اصلا نمی‌دونه از کجا سر درمیاره.

‫توش اصلا سیم نداره.

‫چی؟

‫روکش خالیه. حالا دوشاخه‌شون رو باش.

‫داشته باش. ‫اصلا منطقی نیست.

‫مامان!

‫تمام اتفاقاتی ‫که تو این شهر می‌افته، غیرممکنه.

‫ولی می‌تونیم بفهمیم ‫ته این سیم‌کشی‌ها به کجا ختم می‌شه.

‫یه نماد عجیب و غریب ‫رو سقفش نقش بسته بود!

‫حالا دنبال چی هستین؟ هوم؟

‫فکر جنون‌آمیزی به سرم زده ‫که احتمالش هست واقعا عملی بشه...

‫و اگه بشه،

‫شاید بتونم راه‌حل برگردوندن این ملت ‫به خونه‌شون رو پیدا کنم.

‫خیلی گل‌های قشنگی‌ان.

‫خیلی خوشحالم دوستشون داری.

‫کی می‌تونم بیام تو؟

‫راستش، می‌شه گفت بی‌ادبی کرده بود.

‫دقیقا.

‫چی؟ اصلا قشنگ نبود. ‫امکان نداره.

‫ای بابا، بیاین بزرگش نکنیم دیگه.

‫مهمونیه دیگه بچه‌ها، انگار...

‫- خیلی‌خب، یکیشون رو انتخاب کن. ‫- اِم، این یکی خوبه.

‫چه بدونم، آخه به نظرم جشن گرفتن روزی...

‫که آدم اینجا گیر افتاده ‫یه مقدار غیرعادیه.

‫دیدگاهت درست نیست.

‫بقا پیدا کردنمون رو جشن می‌گیریم.

‫این‌جوری به همه یادآوری می‌کنیم ‫امکان بقامون وجود داره.

‫ضمنا، بدک نیست هر از گاهی مهمونی بگیریم.

‫خیلی‌خب، دنبال چی می‌گردی؟

‫دنبالش نمی‌گردم. ‫می‌دونم کجاست.

‫آها! ایناهاش.

‫ذخایر سریم اینجان.

‫ترودی عاشق این پلیوره.

‫تنها وسیله‌ام که نمی‌ذارم ‫دستش بهش برسه، همینه.

‫تازه، الیس خیلی باهاش حال می‌کنه.

‫چیه؟

‫هیچی. ‫اِم...

‫آخه... آدم با مشاهده رفتارت ‫حس می‌کنه شرایط اینجا عادیه.

‫آدم خیلی خاصی هستی.

‫مسخره‌بازی درنیار. ‫هر کسی خیلی خاصه.

‫حتی ترودی هم خیلی خاصه.

‫افراد خیلی خاص از همین حرف‌ها می‌زنن دیگه.

‫عزیزان دلم رو پیدا کردم.

‫اِم، پایه‌این قبل از مهمونی ‫سرمون رو گرم کنیم؟

‫عزیز دلم، مهمونی که هنوز شروع نشده.

‫خودم می‌دونم! خودم می‌دونم! ‫واسه همین گفتم قبل از مهمونی دیگه.

‫چیه؟

‫هیچی.

‫فقط... زیاده‌روی نکن، خب؟

‫آره بابا، بلدم. ‫خودم بلدم. بلدم.

‫اِم، جولی؟

‫تو چی؟

‫اِم... نمی‌خواد، مرسی.

‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب، باشه پس. ‫خیلی بی‌حالین.

‫ویکتور؟ ‫ویکتور، کجایی پسر؟

‫بریم مهمونی رو شروع کنیم!

‫حالش خوبه؟

‫این‌جور شب‌ها یه کم بهش سخت می‌گذره.

‫همون‌قدر که زنده موندن ‫یه عده رو گرامی می‌داریم،

‫به یاد از دست رفتگانمون هم می‌افتیم.

‫بیا، بهتره این رو بپوشی. ‫خیلی ناز می‌شی.

‫خیلی‌خب، اذیتم نکن دیگه پسر.

‫تو یه نفر که دیگه امروز ‫باید تا خرتناق مست کنی.

‫چند ساله که اینجایی؟

‫خواهشا بذار به حال خودم باشم.

‫- عجب... ‫- الیس!

‫الیس!

‫یه پیک می‌خوری؟

‫خیلی‌خب.

‫دانا، دیگه هلو نداریم.

‫می‌دونم. اِم...

‫تموم کردیم.

‫تموم شده؟

‫خیال می‌کردم چند قوطی دیگه ‫تو زیرزمین جاساز کردم،

‫ولی...

‫چند وقته یه سری چیز دیگه برات کنار گذاشتم.

‫یه مقدار سالاد میوه هست. ‫توت خرس هم هست...

‫هلو تموم کردیم.

‫تنها چیزی که طی این همه سال...

‫همیشه داشتیم، هلو بود،

‫ولی الان دیگه تموم شده.

‫شرمنده‌ام ویکتور.

‫باشه.

‫مترجمان: ‫«کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

‫تبلیغ کسب و کارتون می‌تونه اینجا باشه! ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@

‫کوین، بیا دیگه! ‫الان هوا تاریک می‌شه‌ها.

‫اومدم.

‫بهترین کانال موسیقی تلگرام: ‫RealGMusic@

‫«از قیافه دوستان حیرت‌آور جدیدی...»

‫«که پیدا کرده بود، ‫معلوم بود خیلی خوشحالن...»

‫«و به جاهایی شگفت‌انگیز ‫و مملو از سحر و جادو سر زده بود.»

‫«با این حال، کرومینوکل حس می‌کرد...»

‫«هنوز هم وقایعی در راهه...»

‫«و ماجراجوییش تو این دنیای جدید و غریب...»

‫«تازه شروع شده.»

‫جید؟

‫من گفتم بیا تو؟

‫مامانم می‌خواد کارهای شام رو ردیف کنیم.

‫بیا ببینم.

‫- داری چیکار می‌کنی؟ ‫- این دیگه چه کاریه پسر؟

‫- داشتم می‌خوندمش‌ها! ‫- اینجا که دیگه کاغذ ندارین!

‫این که دلیل نمی‌شه تو کتاب من نقاشی کنی.

‫می‌خوای عین روان‌آزار جماعت...

‫رو دیوار خونه‌تون بکشم؟!

‫واسه چی اومدی اینجا؟

‫اِم، به نظرم باید راجع به ‫یه سری مسائل صحبت کنیم.

‫باید خصوصی صحبت کنیم.

‫خیلی‌خب، صبح یه سر بیا.

‫نه. به نظرم بهتره الان صحبت کنیم.

‫مسئله مهمیه.

‫پس لابد قراره شب مهمونم باشی دیگه.

‫بفرما تو.

‫ظاهرا عازم جایی هستی.

‫آره. می‌خواستم یه سر بیام ‫و برات تعریف کنم.

‫خب، خیال نمی‌کردم این‌قدر حرف داشته باشیم.

‫داره هفت پادشاه رو خواب می‌بینه.

‫خب، مطمئنم...

‫امروز که مجبورش کردی ‫تا شب تو زیرزمین حفاری کنه،

‫ده دوازده‌تا قانون ‫کودکان کار رو زیر پا گذاشتی.

‫نه بابا، داشت حال می‌کرد. ‫صرفا می‌خواست کمک کنه.

‫هر وقت جلوی چشمم نیست، ‫خیلی مضطرب می‌شم.

‫آره. ‫آره، همچنین.

‫ولی ببین، پنجره‌هامون رو که میخ‌کوب کردیم.

‫درهامون رو هم قفل کردیم.

‫اگه بخواد هم نمی‌تونه ‫اون موجودات رو راه بده.

‫آره، آره.

‫خاک عالم! بعدش یاد جولی می‌افتم ‫که تو اون خونه ساکن شده.

‫شاید دانا، مسئول اون خونه، ‫یه مقدار...

‫ولی قطعا احمق نیست.

‫آره.

‫کارت چطور پیش می‌ره؟

‫خب،

‫اگه بتونم کلانتر رو قانع کنم...

‫که بذاره کل مسالحشون رو به کار بگیرم،

‫تک‌تک باتری‌هاشون رو خالی کنم...

‫و دانا رو راضی کنم ‫بذاره رو ارتفاعات...

‫کنار خانه اجتماعات بسازیمش،

‫به احتمال زیاد همه...

‫بعد از شکست خوردنم ‫ازم متنفر می‌شن.

‫اذیت نکن دیگه، ‫از این حرف‌ها نزن.

‫سیگنال دریافت کرده بودی دیگه.

‫نه بابا. ‫خش‌خش دریافت کرده بودم.

‫اصلا در حد سیگنال نبود.

‫خب، از هیچی که بهتره.

‫آره.

‫ببین. ببین.

‫کار مهمیه.

‫تازه، نیمه پر لیوان رو ببین،

‫حداقل می‌تونیم بعدش ‫بریم سراغ حفره زیرزمینمون.

‫شاید هم افتادیم توش.

‫شاید هم افتادیم توش. ‫من برمی‌گردم پایین.

‫بهتره بریم تو کارش.

‫وای، خاک بر سرم.

‫عه، جلوی پات رو بپا دیگه پسر. ‫امان از دستت.

‫عه، عه، عه. ‫سلام! وایستا ببینم.

‫- سلام. ‫- شاید بهتر باشه یه‌کم کمتر بخوری.

‫چیـ... چیزیم نیست بابا. ‫چیزیم نیست.

‫مهمونیه دیگه، مگه نه؟

‫نگران نباش.

‫همه‌چی رو به راهه؟

‫آره، گمون کنم.

‫گفت نگران نباشم، ‫اینه که نگران می‌شم.

‫خیلی‌خب، دیگه همگی آروم باشین!

‫- بچه‌ها! ‫- بهتره بریم.

‫آره، آره، آره.

‫آهای، خفه شین دیگه!

‫خیلی‌خب.

‫امشب اینجا جمع شدیم...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left