The first 190 lines.
!هی!صبح بخیر
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
یونیفرم ملوانی آکبی چان
قسمت چهارم عکس من؟
داری یه آلبوم برای کلوب عکاسی درست میکنی؟
همینطوره
عکس هایی که از هر کدوم اعضا گرفته شده رو جمع میکنم
!عکس هایی که تو گرفتی رو خیلی دوست دارم
مثل اون عکسی که دیروز فرستادی
!حا-حالا نمیخواد نشونش بدی
واقعا؟
!خیلی ممنون
اما...در مورد اون مدل اینا مطمئنی میخوای من مدلت بشم؟
آره،حقیقتا اولین نفری بودی که به ذهنم رسید
خوشحال شدم ازین بابت
راهنمای تولید آلبوم عکسایی برای کلوب عکسایی راهنمایی روبای جزوه مفهومی "دوستان"
...اما واقعا من
دوستان؟
کلاب تئاتر از این طرف
درحال عضوگیری
خب همینطور که گفتم میخوام یه بارم که شده تستش کنم
چی فکر میکنی،رئیس؟
تجربه خوبی به نظر میرسه
پس میتونی ادامه بدی
طیف گسترده ای از تجربیات برای یه بازیگر خیلی مهمه
باید از هر چیزی که میتونی برای شرکت کردن ...و تجربه کسب کردن
!تانیگاوا سان
!رئیس گفت عیبی نداره
واقعا؟
!آره
بـ-ببخشید داشتم دنبالت میگشتم خیلی عرق کردم
فکرشم نکن
اما مطمئنی همین یونیفرم کافیه؟
آره،میخوام وقتی تو حالت طبیعیت هستی ازت عکس بگیرم
توگانو سان پس عضو باشگاه بسکتبال شد؟
!همینطور خوبه
!یه بار دیگه
...ناواشیرو سان و واشینو سان
...تاتسوموری سان
!کامیموکو سان،عالیه
همه خیلی عالین،نه؟
!همهی باشگاها خیلی باحالن
آره
منم باید تمام تلاشمو بکنم
!خب،رسیدیم دیگه
!چقدر قشنگه
امروز باشگاه چای شناسی تعطیله
به همین خاطر امروز رو اجازه دادن استثنائن ازین استفاده کنیم
خب پس کم کم میتونیم شروع کنیم؟
آره
خب چطوره؟
!خیلی بده که
شاید به این خاطر که هنوز تنظیم نکردم دوربین رو
عیبی نداره یه چند تا چیز دیگرم امتحان کنیم؟
!البته
یکم موهاتو کنار بزن
آره همینجوری
آره،خوبه
حالا اینور رو هم نگاه کن
!خـ-خیلی نزدیک شدی،تانیگاوا سان
عکسای خیلی خوبی شد
اما با چیزایی که ازت تو ذهنم تصور کرده بودم فرق دارن
تـ-تصوری که از من داشتی؟
چطوره؟
عا فکر کنم از تصورم دورتر و دورتر میشه
آره،میدونستم خودم
فوکوموتو میکی - پشت صحنه -
عا خب...فقط داشتم کارای میکی چان رو تقلید میکردم
ببخشیدا
نتونستم در کل کمکی بکنم
نه بابا،خیلی عکس های خوبی گرفتم
یه چندتایی از توشون گلچین میکنم
...تانیگاوا سان
آه،آکبی سان جلو پاتو بپا
!مواظب باش
...چی بود
ببخشید!حالتون خویـ
!آکبی چان!تانیگاوا سان
زخمی که نشدین؟
نه،خوبم
فقط یکم زهرم ترکید
!آکبی سان،یونیفرمت
!اینکه اصلا خوب نیست
متاسفم!متاسفم!متاسفم!حالا چیکار کنم؟
مهم نیست،وقتی رفتم خونه می شورمون میرن
!عا،خودشه
خوابگاه مانگتسو نزدیکه!اونجا ماشین لباس شویی هم داره!بیا بریم اونجا
خوابگاه مانگتسو؟
خوابگاهی که ما توش هستیم
!واقعا؟بریم پس
خیله خب!ماهم تمرینمون زودی تموم میشه
یه چند دقیقه فقط صبر کن
تانیگاوا سان،اگه توهم دوست داری میتونی بیای
تانیگاوا سان،تو چی میای؟
محض اطمینان از مامانم میپرسم
عا راست میگی،منم باید بپرسم
تا حالا بعد از مدرسه به جز خونه هیچ جای دیگه ای نرفتم
منم همینطور
چه صدای بلندی هم که دارن
همشون قورباغن
اینکارو میکنن چون خوشحالن اینجا دوباره پر آب شده
...ههههه
راستی،شما دوتا داشتین باهم چیکار میکردین؟
...عا،خب...چیزه
از آکبی سان خواستم مدل عکسام باشه
واقعا؟خوبه که!خوش میگذره پس
اما اصلا مدل خوبی نبودم
اینجوری نگو
اگه آکبی چان باشه که مطمئنم برای عکاسی عالیه
موندم تصورتون از من چیه؟
تصور؟
منم مطمئن نیستم چجوری توضیحش بدم
خوابگاه مانگتسو
!کلاس ۳-۱،یوساگیهارا!برگشتم
باشه،خوش برگشتی
دوتا مهمان هم دارم
فقط اسم و ساعتی که اومدین رو اینجا بنویسید
اسم تو رو هم تانیگاوا سان مینویسم
ممنون
...یه دقه،این یونیفرم
همونی نیست که قبل از اینکه با این الان می پوشین عوض کردن؟
منم می پوشیدمش،چقدر خاطره انگیزه
اما چرا اینو می پوشی؟
...این خب
اسم
اینویی هیتومی
یوچیدا مای
ایشیوکا آیا
آکبی کومیچی
تانیگاوا کی
...وااا!تو
دختر یُوا سان هستی؟
!یکی از دانش آموزام بود !چه تصادفی
چجور آدمی بود؟
مدام قوانین رو زیر پا میذاشت
اما هنوزم معلما و دانش آموزا خیلی دوسش دارن
!دقیقا همینجوری که آکبی چان هستش
کـ-که اینطور؟
اصلا انتظار شنیدن اینجور داستانی نداشتم
آره
خودمم اصلا در این مورد نمی دونستم
!باید با مامان باز دربارش صحبت کنم
راستی،علاوه بر این خوابگاه
روبای یه جایی به اسم خوابگاه سوشین داره برای دبیرستانی ها
.خداروشکر، حواسشون نبود
!نباید بزارم چنین چیز خجالت آوریو ببینند
.باید هردوشونو دربیارم
آکبی سان؟
!جانم
اوه، ببخشید، جوراب هاتم کثیف شدن، درسته؟
.این اتاق ماست
.و کیزاکی سان هم اتاق بغلی
کیزاکی سان! بریم بهش یه سلامی بکنیم؟
فکر کنم امروز اون مسئول اطلاعیه های خوابگاهه
.پس احتمالا توی اتاقش نیست
.ای بابا
.بفرمایید
!خیلی نازه
.درواقع، یکم زیادی بزرگه
ریاضی
!اوه! سی دی میکی چان
ها؟
.نکو چان هم اتاقیمه
این همه سروصدا میکنیم، یه وقت بیدار نشه؟
.مشکلی نیست
.هیچی نمیتونه اونو بیدار کنه
واقعا؟
.خیلی ناز خوابیده
.واقعا هم مثل گربه ها خوابیده نکو=گربه
!هی، شما دوتا
.لباساتونو عوض کنید
اوه، من لباس با خودم .نیاوردم
اوه، مشکلی نیست .میتونی یکی از لباسای منو بپوشی
تو چی، تانیگاوا سان؟
ها؟
.اوه، من همینجوری مشکلی ندارم
پس باید آکبی چانو حسابی .خشگل مشگلش کنیم
!لازم نیست به مولا
!تادا! این حتما بهت میاد
.خب آکبی چان، بپوشش دیگه
...بـ-باشه
خیلی اتفاقی توی یه مجله دیدمش و خریدمش
.ولی خب زیاد نمیپوشمش
...اما مطمئنم
!خیلی بهت میاد
.اینم از این! اوه راستی، جوراب هم نیاز داری
چـ-چطور شدم؟
.دست خوش دختر .مثل مدل های مجله ها شدی
.آره، خیلی بهت میاد
.خیلی قشنگه، میترسم کثیفش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.