Release info

[AnimWorld] Kidou Senshi Gundam - The Origin (TV) - 04
A Commentary by AnimeKhor
Ghoghnuse

Tags

other
Published on: 2019-05-23
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 177 lines.

که اینطور... پس روزلوسیا ساما از دنیا رفتن؟

نمیدونستی؟

.نه... کسی چیزی بهم نمیگه

.نه حتی درباره‌ی حال و روز بچه‌ها

حتی اونم!؟

،وقت آرتسیا رفت

گفت هر روز مینویسه، پس گمونم

!هر دو حالشون خوبه

توسط مردی به نام تیابولو ماس ...روی زمین به فرزندی گرفته شدن

.طوری نیست، کراولی .همین الآنم کافی بهم گفتی

کلوپ چطوره؟ ادن حالش خوبه؟

.اونم مثل همیشه

،همه جور آدم میان و میرن .گاهی هم درگیری پیش میاد

...وای یادش بخیر

.انگار چند دهه پیش بود

،هنوز خیلی جوون بودیم

کاملا بی خیال زندگی میکردم .و نگران فردا نبودیم

،تا روزی که اون سر و کله‌ش پیدا شد .قیافه‌ش داغون بود

.فقط میخواستم یکم بهش محبت کنم

.به اون که ناراحت بود

.و نمیدونستم معنای کارم چیه

.ولی حسرت هیچ چیزش رو نمیخورم

...ولی اگه می‌شد یک آرزوم رو برآورده بشه

،فقط برای یک شب .میخواستم با بچه‌هام باشم

قسمت 4 خدانگهدار، آرتسیا

!بیا جلو

!...عوضی

!اینکه چیزی نبود

واحد آزمایشی شماره‌ی 2 !اختلال در محل اتصال بازوی چپ

!تف بهت

!قادر به اندازه‌گیری نیستیم !آسیب به سر یونیت آزمایشی شماره ی 2

!کاپیتان برنده‌س! دمش گرم

!بکشیدشون بیرون

!ولمون کنید! سر میخوام چکار

!سرهنگ! این لباس مسخرس !ماش میخواست منو بکشه

!برو بابا

بیاین بالا، هر دوتون! تو وقت خودتون !بیفتین به جون هم

!بهر حال، این کابین هم انگار تله‌ی مرگه

!کنترل‌کننده‌ها هم باید کاملا اصلاح بشن

!کاپیتان

چی شد، قربان!؟ بازم درگیری؟

.به تو ربطی نداره

بازم کار پاره وقت گرفتی؟ .خیلی پرانرژی هستی

!نه بابا جون تو ...داوطلبانه دارم

!مراقب باش

...مطمئنا لازم نیست این کار رو بکنی

.تحقیرم کن .من شدم سگ دست‌آموز زابی

ولی داری این کار رو برای سرهنگ دوزل انجام میدی، درسته؟

.اون آدم مثل گیرن یا کیشیلیا نیست

.امروز... رفتم دیدار آسترایا ساما

.حتما سرهنگ دوزل ترتیبش داده .در ازای کاری که داری میکنی

حالش چطوره؟

.درباره‌ی کلوپ ازم پرسید

.و یکمی درباره گذشته‌ها صحبت کردیم

...و اینکه

.اتفاقاتی که داره براش میفته خیلی ناراحت کنندس

...داره میمیره

کازوال و آرتسیا قرار بود بیان لوم، مگه نه؟

.بله

لوم، هان؟

ساید 5: لوم

.منتظرتون بودیم ،من رئیس مدیریت دهکده‌ی تگزاس هستم

.راجر آزنابل

.ایشون همسرم هستن، میشل

.این جا در اصل هتل بوده

،بیشتر حس و حال ویومینگ رو داره

.که اون از تگزاس شمال‌تره البته

نظرتون چیه؟ خوشتون میاد؟

!بیا بیرون لوسیفر !این جا خونه‌ی جدیدته

!ادووارد! وایسا

!خیلی بدجنسی

!منو ولم نکن

!نگاه کن خونه چقدر کوچیکه

...انگار خیلی دور شدیم

!وای باز نه

!یالا، اسبی! برو دنبال داداشم

!یالا دیگه! یالا

!بدو، لعنتی

وااا... اینقدر سوارکاریش خوبه؟

...وایسا

...اون

!داداش نیست

.چه گاوچرون پرانرژی‌ای

احیانا سایلا ماس نیستی؟

من شار آزنابل هستم. شنیدم .که شماها دارین میاین

پدرم رو دیدین، درسته؟ بهتون نگفته؟

که یه پسر همسن داداشت داره؟

!خیلی شبیه ادووارده

...تنها تفاوتش رنگ چشم‌هاشه

...ادووارد آبیه، ولی این پسره

.امم، افسار رو اینطور نمیگیرن

.یکم شونه‌ها رو شل کن. راحت باش

!اینطوری

!خوبه، همینطوری

!به این میگن تروت

اگه با پاهات یکی بزنی به بغلش !تندتر میره

!آره، این کانتره

!استعدادش رو داری !حتما گاوچرون بزرگی میشی

.اون دهکده‌ی مرکزیه

.مدرسه و کلیسا اون جان .خونه‌ی منم همینطور

!اون داداشمه

.ادووارد ماس

!من شار آزنابل هستم

!مادر، امروز خیلی چیزا دارم بنویسم

.خیلی چیزای جدید دارن اتفاق میفتن

.لوسیفر همین الآن یه صدای بامزه درآورد

.بزرگ‌تر هم شده

.کلونی تگزاس شبیه مانزو نیست

نور ستاره‌ها و ماه داخل شب .هم درخشانن

.میتونم از پنجره‌ی اتاقم دریاچه رو به وضوح ببینم

.و دهکده‌ی دوردست‌ رو

.خانواده‌ی آزنابل اون جا زندگی میکنن

.امروز پسر آزنابل رو دیدم. اسمش شاره

شار همسن کازواله .و شدیدا شبیه هم هستن

..ایقدری که

.نمیدونستم همدیگه رو ببینن چی میشه

.ولی به خیر گذشت .فکر کنم زود دوست بشن

.بهم داره سوارکاری یاد میده

.حتی چهار نعل رفتن رو کامل یاد گرفتم

!بعدی میخوام تازیدن رو امتحان کنم

ادووارد؟

چی شده، ادووارد؟

...آرتسیا

...مامان

.مرده

.متاسفم که خبر بدی دارم

.ولی حتما باید بهت بگم

.شجاع باش

،مادرت، آرتسیا ساما .دیشب از دنیا رفت

«مادر دوست‌داشتنی ادووارد و سایلا»

.جلسه‌م با مدیر خیلی طول نمیکشه

.شما باید تو کافه‌ی آزنابل سان منتظر بمونید

.شما بچه‌ها شاگردای فوق‌العاده‌ای هستین

.خصوصا ادووارد

امم، نظرت چیه؟

.میتونه همین الآن بره دبیرستان بشینه

.تفره نرو ادووارد کاری کرده؟

...خب

ما به قدری مجهز نیستیم که .بتونیم آموزش ادووارد رو به عهده بگیریم

نافرمانی مدنی کرده؟

.نه اصلا

کاملا برعکس، چندین شاگرد دردسر ساز .یهو رونمایی شدن

...به لطف اون. فقط

فقط چی؟

.ازش میترسم

!خیلی منو میترسونه

.تا حالا هیچکس رو شبیه ادووارد ندیدم

.اون خیلی بادقته .به شدت حساسه

.آدمیه که خصوصیات کمیابی داره

.ولی... آدم سردیه

!مثل یک چاقوی بیرون غلاف میمونه

فقط امیدوارم در آینده ...دردسر بزرگی به بار نیاره

!کافیه دیگه

به همین زودی؟

!میخوام اون مدیر رو اخراج کنم

...چه چیزای وحشتناکی گفت

!اون همچین حقی نداره

ادووارد؟ کجا می‌ری؟

کاری داشتی، پسر جون؟

تا کی می‌خوای دنبال ما راه بیفتی؟

-پسر جون، نمی‌دونم این چه‌جور جوکیه

!ادووارد، بس کن

!پدر، جلوش رو بگیر

...چه غلطا

!واقعا که لاتی

!ادووارد! بس کن

فکر کردی روت دست بلند نمی‌کنم؟

!پررو نشو، نفله

!بـــــس کــــــن

!ادووارد، بس کن! می‌خوای بکشیش؟

اصلا چی‌کار کرده؟ !چرا انقدر زیاده‌روی می‌کنی؟

!چه فایده‌ای داره؟ !فکر می‌کنی مامان خوش‌حال می‌شه؟

!ازش متنفرم! متنفرم وقتی اینجوری هستی

.ببخشید، آرتسیا... دیگه تکرار نمی‌شه

!قبول شدم

!توی دانشگاه افسری قبول شدم !محشر نیست؟

!مطمئن بودم ردم می‌کنن !آخه رقابت خیلی سنگینه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left