The first 200 lines.
دنیای انیمه تقدیم میکند
کاری از
faceless
.هی، هی، این یه راز ـه
.هی، هی، این یه راز ـه
هی، هی، این بین ماست
هی، هی، این بین ماست
هی، هی، اونقدر خوشحالم
هی، هی، اونقدر خوشحالم
که دلم میخواد همه چی رو لو بدم
که دلم میخواد همه چی رو لو بدم
دفعه ی اول: تو دقیقا مثل مدونای اسراری
دفعه ی اول: تو دقیقا مثل مدونای اسراری
دفعه ی دوم: نگاهامون به صورت رمزی ـه
دفعه ی دوم: نگاهامون به صورت رمزی ـه
دفعه ی سوم: مثل یه معجزه ی خدادادی
دفعه ی سوم: مثل یه معجزه ی خدادادی
یهویی متوجه
یهویی متوجه
حالتی از تو شدم که هیچکس نمیدونه
حالتی از تو شدم که هیچکس نمیدونه
این منم که با پرچم رومانس دارم طرفت میام
این منم که با پرچم رومانس دارم طرفت میام
این قیافه و اون حالت چهره ات رو
این قیافه و اون حالت چهره ات رو
فقط به من نشون بده
فقط به من نشون بده
بازم بهم راز های عشقی نشون بده
بازم بهم راز های عشقی نشون بده
یه حسی داره احاطم میکنه
یه حسی داره احاطم میکنه
حس میکنم دارم غرق میشم
حس میکنم دارم غرق میشم
سعی میکنم لاپوشونی کنم نمیذارم کسی بفهمه
سعی میکنم لاپوشونی کنم نمیذارم کسی بفهمه
اراده کردم تا قبر با خودم ببرمش
اراده کردم تا قبر با خودم ببرمش
به کسی نمیگم
به کسی نمیگم
این قرارداد رو با یه بوسه مهر میکنم
این قرارداد رو با یه بوسه مهر میکنم
.هی، هی، این یه راز ـه
.هی، هی، این یه راز ـه
هی، هی، فقط بین ماست
هی، هی، فقط بین ماست
میخوام همین الان لوش بدم
میخوام همین الان لوش بدم
یه چیزی باید بهت بگم
یه چیزی باید بهت بگم
یه چیزی باید بهت بگم
... راستش، من
... راستش، من
... راستش، من
نوک زبونم ـه ولی صدام در نمیاد
نوک زبونم ـه ولی صدام در نمیاد
نوک زبونم ـه ولی صدام در نمیاد
آخه عاشقت شدم
آخه عاشقت شدم
آخه عاشقت شدم
نمیخوام کسی بفهمه
نمیخوام کسی بفهمه
نمیخوام کسی بفهمه
نمیخوام دوستامم اینو بدونن
نمیخوام دوستامم اینو بدونن
نمیخوام دوستامم اینو بدونن
اما این راز از اون نوعش ـه که یه روزی
اما این راز از اون نوعش ـه که یه روزی
اما این راز از اون نوعش ـه که یه روزی
بالاخره روی صورتم مشخص میشه
بالاخره روی صورتم مشخص میشه
بالاخره روی صورتم مشخص میشه
چشمام هی به دنبالش تاب میخورن
چشمام هی به دنبالش تاب میخورن
چشمام هی به دنبالش تاب میخورن
وقتی پیداش میکنن، فاصله ام رو ازش بیشتر میکنم
وقتی پیداش میکنن، فاصله ام رو ازش بیشتر میکنم
وقتی پیداش میکنن، فاصله ام رو ازش بیشتر میکنم
سلام میکنم، باهاش گپ میزنم
سلام میکنم، باهاش گپ میزنم
سلام میکنم، باهاش گپ میزنم
و هر روز رو در همین حد میگذرونم
و هر روز رو در همین حد میگذرونم
و هر روز رو در همین حد میگذرونم
خودم به خودم میگم، بسه دیگه کافیه
خودم به خودم میگم، بسه دیگه کافیه
خودم به خودم میگم، بسه دیگه کافیه
چرا این ماسکی که رو صورت خودم گذاشتم
چرا این ماسکی که رو صورت خودم گذاشتم
چرا این ماسکی که رو صورت خودم گذاشتم
فقط وقتی دور اونم پیداش میشه؟
فقط وقتی دور اونم پیداش میشه؟
فقط وقتی دور اونم پیداش میشه؟
بازم تلاش میکنم، اما فایده ایی نداره
بازم تلاش میکنم، اما فایده ایی نداره
بازم تلاش میکنم، اما فایده ایی نداره
نه میتونم دروغ بگم و نه میتونم رازی نگه دارم
نه میتونم دروغ بگم و نه میتونم رازی نگه دارم
نه میتونم دروغ بگم و نه میتونم رازی نگه دارم
ولی به هیچ وجه رو زبونم نمیاد
ولی به هیچ وجه رو زبونم نمیاد
ولی به هیچ وجه رو زبونم نمیاد
اما برخلاف نتیجه ی همیشگی
اما برخلاف نتیجه ی همیشگی
اما برخلاف نتیجه ی همیشگی
بازم به خودم تشر میزنم و قسم میخورم انجامش بدم
بازم به خودم تشر میزنم و قسم میخورم انجامش بدم
بازم به خودم تشر میزنم و قسم میخورم انجامش بدم
یه چیزی باید بهت بگم
یه چیزی باید بهت بگم
یه چیزی باید بهت بگم
... راستش من
... راستش من
... راستش من
نوک زبونم ـه ولی صدام در نمیاد
نوک زبونم ـه ولی صدام در نمیاد
نوک زبونم ـه ولی صدام در نمیاد
آخه عاشقت شدم
آخه عاشقت شدم
آخه عاشقت شدم
کاملا از قیافه ام معلوم ـه
کاملا از قیافه ام معلوم ـه
کاملا از قیافه ام معلوم ـه
ولی فکر کنم نمیفهمی
ولی فکر کنم نمیفهمی
ولی فکر کنم نمیفهمی
باید آسون باشه، ولی یه کلمه هم
باید آسون باشه، ولی یه کلمه هم
باید آسون باشه، ولی یه کلمه هم
نمیتونم بگم
نمیتونم بگم
نمیتونم بگم
یعنی کسی توی این دنیا هست که رازی نداشته باشه؟
.خیلی میترسم بگمش
میترسم چیزی رو خراب کنم
.بخاطر همینم، نمیگم
ولی واقعا
.میخوام بدونه
مطمئنا الان تنها
.توی کلاس ـه
.خوبه
در هر صورت، دیگه چیزی
.برای از دست دادن ندارم
!پس برو، کورومینه آساهی
!ابراز علاقه میکنم
!ابراز علاقه میکنم
،دیگه با مردی که تا حالا بودم فرق دارم
.دیگه هیچکس نمیتونه دستم رو بخونه
!البته تا وقتی این عینک ضد ذهن خوانی رو دارم
.پس این
!ای ول
!چطور؟
وقتی با اساهی ورق بازی میکنم
.همیشه بعدش عذاب وجدان میگیرم
.واقعا
.تقصیر خودش ـه آنازورا ـه
!اصلا همین آنازورا عجیب ـه
!هر سبدی سوراخ داره
،درسته
ولی اگه سوراخش یه جوری باشه .که بشه توش رو دید بهش میگن آنازورا
... من، کورومینه آساهی
!در راهرو ندوید
!این پوستر چطور ـه؟
.خوب ـه
!باشه، از اول درستش میکنم
... بخاطر همینم من میرم جلو و
.آه، ببخشید، ما اصلا با هم صحبت نمیکردیم
راز ها
دروغ ها
حقیقت
.به طرز تاسف باری نمیتونم رازی نگه دارم ...
.بخاطر همینم بهم آنازورا میگن
،اما
.دلم میخواد بچه ها یه خرده بیشتر بهم اعتماد کنن
،خوب، چیز زیادی راجع به اعتماد نمیدونم
.اما باورت دارم
... اوکا
اینکه نمیتونی رازی نگه داری که .چندان چیز بدی نیست
... شیما
.آره، اصلا این صفت تو داره تعریفت میکنه
... ساکورا سان
مطمئنم فقط واسه سرحال کردنم اینا رو میگید، نه؟
.خیلی تابلویی برادر
.ببخشید، رفقا
.احساسات شما واقعا خوشحالم میکنه
.اما، حتی منم یکی دوتا راز دارم
... خیله خب، برای ترجمه ی این
یه رازی که از سال اولم
.تا الان که سال دومی ام نگه داشتم
.شیراگامی
.بله
،راستش، من
،کورومینه اساهی
.عاشق این دخترم، شیراگامی یوکو
.اون یه جورایی ... پر از رمز و راز ـه
،زودتر از همه میاد مدرسه
.توی زنگای تفریح همیشه تنهاس
هی، شیراگامی سان، میشه جزوه ات رو بدی؟
.چشم
،و به دلایلی
.همیشه دیرتر از بقیه میره خونه
No comments yet. Be the first to leave one.