Release info

Wait in Beijing E08 480p
A Commentary by hanchuhan20

Tags

480p
480
Published on: 2022-03-12
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"

"بر فراز جزایر پرواز میکند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"

"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپیزود 8"

آبشار نیاگارا خیلی قشنگه

میخوای بری؟

نه. همینطوری داشتم میگفتم

واقعا نمیخوای بری؟

من همین الان هم توی هتل و رستوران جا رزرو کردم

این چند وقته هم خیلی زحمت کشیدی و خسته شدی

حتی برای بیرون آوردن شنگ شیا از زندان پول قرض کردی

راستش یه چیزی هست که هنوز به شنگ شیا نگفتم

من اون پول رو با فروختن پیراهن مورد علاقش جور کردم

منظورت همونیه که استفن طراحیش کرده بود؟

اون که برای فروش نبود

اون طرح مشابه طرح های استفن بود؛

اگه فکر کنن طرحاش رو دزدیده چی؟

چنین اتفاقی نمیوفته

کی میخواد به همچین چیز کوچیکی توجه کنه؟

تازه آدمی بود که نمیتونست پیراهن اصل رو بخره واس همین داشت کپی شده رو میخرید

اتفاقی نمیوفته نگران نباش

اگه تو همچین حرفی میزنی پس همه چیز اکیه

اینو بگیر میتونی با یکی از دوستات بری

برو دیگه

ممنون

ترجمه اختصاصی سایت دراما دی ال کانال سایت @DramaDLL

شنگ شیا

حلقه کجاست؟

در واقع این خود شنگ شیا بود که حلقه رو برداشت

بفرمایید شرابتون ممنون

"یکی از راه های گول زدن خودمون، نادیده گرفتن واقعیت هاس"

"ندیدن واقعیت به معنای این نیست که وجود نداره"

"دقیقا برعکسشه"

"یعنی اینکه همین الان هم توی قلبت از واقعیت با خبری"

"انگار تا زمانی که آرزو هاش رو از دست نده"

"حاضر نیست باهام ازدواج کنه"

"اگه زمانی که باید، دست برنداری"

"در نهایت کسی که آسیب میبینه؛ خودتی"

من بوسیدمش

باورم نمیشه این موقع مسته

یارو رو نگاه کن بیخیال

وایسا داداش میشه بهم یه لطفی کنی

اون یکی از دوستامه و مسته. باید ببرمش یه جا که استراحت کنه

میخوام با این ماشین ببرمش

ناهار مهمون من

هر بار همین حرف رو میزنی

این دفعه دیگه واقعیه

بیا بیرون

چی؟

باهام چیکار داری؟

اگه یه دقیقه دیرتر میرسیدم الا باید به خاطر رانندگی حین مست بودن میوفتاد زندان

چرا تو همش توی شیفتت به اینا برمیخوری؟

من؟ یکم به خودت نگاه کن؛

از وقتی شنگ شیا رو دیدی همه همراهشی

منظورت "همیشه همراهشم " ه؟ همون

چرا اینو آوردی پیش من؟

پس کجا ببرمش؟ برو شنگ شیا رو پیدا کن

رفتم دم خونشون ولی کسی جواب نداد

کسی جواب نداد؟

مگه داره روی پروژه ای که بهش دادم کار نمیکنه؟

مفهوم شد

این دیگه چه وضعیه؟ کجا رفته؟

چیکار کنیم؟

انتظار داری چیکار کنم؟

آوردیش اینجا الان خودت میخوای بری؟

تو صاحب اینجایی. ببرش پیش خودت صاحب کجام؟

سلینا گفته بود تو صاحب اینجایی

بیارش پایین

بیا بریم

خیلی سنگینه

عالیه

بالاخره گیرت آوردم

ببخشید

ببرش اونجا

من؟ دوباره؟

اکی بیا بریم

کجا میریم؟

بشین اینجا بینم

داری چیکار میکنی؟

میدونی اینکار چقدر خطرناکه؟

لباسای خیسش رو دربیار

"از طرف شن کای"

"یادت باشه بیدار که شدی یکم شیر گرم بخوری"

"در آینده سعی کن شبا بیدار نمونی"

"زندگی سالم داشتن مهمترین چیزه"

"وقتی بیدار شدی بهم زنگ بزن، میبرمت بیرون با هم یه چیز بخوریم"

"اینطوری حالت بهتر میشه، . با عشق، شن کای "

"شنگ شیا"

"شنگ شیا"

مشترک مورد نظر در دسترش نمیباشد

به نظرت داره چیکار میکنه؟

عمو یون داره بهش کمک میکنه تا الکل از سیستمش خارج بشه

مطمئن باش این کارش دلیل داره

عالی بود عمو یون

بهش 2 تا تخم مرغ خام بده بخوره فعلا حالش بهتره

فعلا؟ مگه نمیبینی چقدر مشروب خورده؟

به نظر میاد به الکل اعتیاد داره بعدا ببرش مرکز درمانی

اونا سریعا بهش رسیدگی میکنن

اون به الکل اعتیاد داره؟

مشخص نیست؟ میدونی اگه این وضعش ادامه پیدا کنه چقدر خطرناکه؟

وایسا

!اینطوری که نمیشه

فکر نمیکنی اینکار خوب نیست؟ کجاش خوب نیست؟

حتی اون سس خردل هم واسش خوبه

خیلی خوبه

بیا اینجا ببینم کوین

شنگ شیا

شنگ شیا

بالاخره جواب دادی الان کجایی؟

خوبم یه قرار کاری داشتم

بعدا بهت زنگ میزنم

حتما بهت زنگ میزنم اکی؟

فعلا سرم شلوغه خدافظ

من چرا اینجام؟

نمیخوای به شنگ شیا چیزی بگی نه؟

چیزی بهش نگو گفته باشم

تقریبا نزدیک بود بخاطر رانندگی حین مستی، دستگیرت کنن هنوزم میخوای ازش قایم کنی؟

رانندگی ...حین مستی؟

انگار اصلا یادت نمیاد

نمیخوامم چیزی بدونم

اعتیادت به الکی خیلی جدیه

فقط چیزی به شنگ شیا نگو باشه؟

در هر صورت با این کارت کمکی هم نمیکنی

اگه نمیخوای شنگ شیا چیزی در این مورد بدونه پس برو پیش عمو یون

وقتی مست بودی اون بهت کمک کرد

اون 2 نفر این مدت خیلی به سلینا نزدیک شدن

مخصوصا اون پسره که شبیه جاستین بیبره خیلی بهش می چسبه

اصلا آدم درست و حسابی ای به نظر نمیاد

همین الانم دستاش رو جاهایی میزاره که نباید بزاره

اون دو تا که با هم راحتن نمیدونم تو چرا ناراحت میشی

اینطوری فکر میکنی؟

"طراحی رو تموم کردم"

"میخوای الان ببینیش یا فردا؟"

شو تیان

کجا میری ؟ هنوز که چیزی نخوردیم؟

خسته ام بهتون خوش بگذره

خسته ای؟ تو کی خسته نبودی؟

اون 2 تا اصلا آدمای خوبی به نظر نمیان

باهاشون خوش بگذرون ولی نزار ببرنت خونه باشه؟

پس تو منو برسون خونه

با هنک برو

فکره خوبیه

برو اونور بابا

خونت توی مسیرمه

شنگ شیا

شنگ شیا

به رستوران ژوجی خوش اومدید

از غذا های مخصوص ما گوشت قرمز شیرین و ترش کتلت گوشت و ترشی سبزیجاته

لباسی که طراحی کردی اینه؟

...خب

نظرت چیه؟

خوبه

میخواستم این لوگو توی چشم باشه؛

رستوران ژوجی همیشه بهم احساس خوبی میداد؛

درست مثل یه خونه گرم توی کشور غریبه

وقتی به این فکر میکنم که چقدر تنهام؛

به یاده رئیس ژو میوفتم و با خودم میگم

مگه چند نفر هستن که توی این شرایط همرامن

این نور نشون دهنده ی آدماست و جایی که نور باشه همیشه آدما هم هستن

علاوه بر اون میتونن وقتی برق رفت از این نور استفاده کنن

واقعا که همچین فکری نمیکنی

به نظرت اینا واقعا میتونن زمانی که برق رفته؛ استفاده بشن؟

خب درسته توی همچین شرایطی نمیشه ازشون استفاده کرد

ولی یکم بهش فکر کن

اگه همه گارسونا این لباس رو بپوشن ؛

و با این نور حرکت کنن؛

به نظرت خیلی بامزه نمیشه؟

اینطوری غذا های رستورانتون خیلی گرون نمیشه؟

رئیس ژو خیلی آدمه خوبیه حتما بهتون تخفیف میده

این عکس رو ببین این موقعی بود که پایینه آبشار بودم

خیلی قشنگ بود

ولی صدای خیلی بلندی داشت

خیلیا بهم توی ویبو لایک دادن

این عکس خیلی قشنگ شده

این موقعی بود که توی بالکن هتل بودم

کوین واقعا آدمه خوبیه

باید غروب آفتاب اونجا رو میدیدی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left