The first 200 lines.
COLLETTE خانمها و آقایان، سِیج اُدُم.
ممنونم! بهم خوشآمد بگید. بسیار خب.
خانمها و آقایان، یک خبر خیلی مهم دارم که اعلام کنم.
خب، بیشتر یک معرفییه تا یک اعلامیه.
حالا، این مهمه
که این کار رو اینجا، تو "های واتر" انجام میدم.
چون این معرفی خاص
هدف اصلی این مدرسهست.
این نتیجهی یک آرزوی دیرینهست
که جایی تو اجتماعمون بسازیم
که هنرمندای واقعی، یه خونه واقعی داشته باشن.
جایی برای پیشرفت و رشد.
پس با این حساب،
خیلی خوشحالم که بهتون معرفی کنم
هنرمند آیندهدار و صاحب رکورد پلاتینیوم که تور من رو افتتاح میکنه،
"ریگو"ی خود "های واتر".
ریگو! چه حسی داری که قراره یک تور به این بزرگی رو افتتاح کنی؟
اوه، رفیق، دیوونهکنندهست. اصلاً خبر ندارید.
راسته که یک قرارداد سه آلبومه امضا کردی
با لیبل جدید سِیج؟
در واقع، یک قرارداد پنج آلبومه،
ولی کی حساب میکنه، درسته؟
اولین هنرمندی که باهاش قرارداد بستم، پس حواستون باشه.
راستش، میخوام از سِیج بابت هر کاری که کرده تشکر کنم.
واقعاً برام خیلی با ارزشه، جدی میگم.
خب، آلبوم جدید کی منتشر میشه؟
سینگل الان منتشر شده، تو همه پلتفرمها.
آلبوم هم تا
دو هفته دیگه منتشر میشه.
مشکلت با سِیج چی؟
FEMALE REPORTER شما دو تا واقعاً میتونید روی یک صحنه باشید؟
بابا...
من خودم از پسش برمیام، جوون.
حواست باشه.
این به نظر شما درگیری میاد؟ بیخیال.
نه، فکر نمیکنم.
تنها چیزی که باید بدونید
دو چیز خیلی مهمه.
اول اینکه، این پسر فوقالعادهست، یک هنرمند واقعیه.
و دوم اینکه، شما دو تامون رو میبینید که اجرای خودمون رو داریم،
شب افتتاحیه، همین جا که برای هر دومون شروع شد،
تو آتلانتا.
خانمها و آقایان، وقت من تمومه.
ممنون از حضور همگی. فعلاً، من رفتم.
حسش میکنی؟ اونجا رو حس میکنی؟
آره.
اون برای توئه، پسر.
توش غرق شو. همین یعنی ستاره بودن.
پی، آ...
هی!
تیزی زنگ زد و گفت مریضه.
امشب تو کلاب به کمکت نیاز دارم.
مامان، من تمام روز تمرین دارم.
خیلی خسته میشم.
اون دیگه مشکل من نیست.
کی کارت تموم میشه؟
اوم، نمیدونم.
احتمالاً خیلی دیر.
باشه، خب، باید بهشون بگی
به هر کی که لازمه بگی که باید زودتر بری.
یادشون بنداز که بعضی از ماها خرج داریم.
شوخی میکنی؟ من رقصنده اصلی این تورم.
برای من مهم نیست که تو اون مدرسه چی کار میکنی.
من امشب بهت نیاز دارم.
و تا زمانی که زیر سقف منی،
کاری رو میکنی که من میگم.
نه، نمیتونم.
به حرف مادرت گوش کن، دختر.
و تو هم به حرف من گوش کن!
تو هیچ وقت گوش نمیکنی، مگه نه؟
باید به خودت بیای و ببینی چه خبره.
باید به این حقیقت پی ببری که من دارم میرم.
و دیگه پیشت نیستم.
کی، من؟ من روبهراهم. چیه؟
خوب؟ فقط خوب؟
آره.
خب، اگه از اون کنفرانس خبری متوجه نشدی،
قراره اتفاقات بزرگی برات بیفته.
فکر میکنم قراره یه ستاره خیلی بزرگ بشی.
میدونی که این چیزیه که بابات
همیشه برات برنامهریزی کرده بود، میدونی؟
واقعاً وسواسش بود.
با این حال، خوشحالم که من و سِیج میتونیم اینو بهت بدیم.
و میدونم که پدرت از بالا داره بهمون لبخند میزنه.
حرف حساب.
خب، بیا در مورد اجرات حرف بزنیم.
خب، بیا حرف بزنیم.
میدونی، میرم اون بالا، بترکونم، کار خودمو بکنم.
حله. چیه؟
ببین، راستش فکر نمیکنم واقعاً از پسش بربیای.
چی میگی؟
ببین، این تور سِیج اُدُمه.
باشه، تو نمیتونی همینجوری بری اون بالا
و مثل یک رپر گنگستر رفتار کنی.
اجرات به یک بخش رقص حرفهای و صیقلی نیاز داره.
آره، درکت میکنم.
خیلی وقت پیش نبود که
تو یکی از بهترین رقصندههای اینجا تو "های واتر" بودی.
پس اگه کمکی خواستی، بهم بگو.
نه، خودم از پسش برمیام.
اون ستاره منه.
خیلی خب، پس نشونمون بده چی داری، ریگو.
هی، داداش.
چه خبر؟
باشه، بیا تمومش کنیم بره.
ایرادمو بگیر. میدونم دلت میخواد.
چی میگی؟
ویدیوی من.
همون که توش حسابی ضایعت کردم.
وای، اون لعنتی خیلی خندهدار بود، داداش.
ازت ناراحت نیستم.
واقعا؟
آره. خندهدار بود.
حقّم بود.
تازه، حرکتاتت عالی بود، دروغ چرا.
ولی، داداش.
شنیدم الان رقصنده اصلی تور شدی.
اِمهم.
انگار سیج بالاخره کارشو درست کرده.
کاری کرده من افتتاحیه تور رو داشته باشم.
تو اینجا رقصنده اصلی هستی.
تقریباً همون چیزی که تصورش رو میکردیم، نه؟
آره.
ببین، من باید برم، باشه؟
بعداً بهت خبر میدم.
سیج: هووو!
سیج: پنج، شش، هفت.
رقصندهها: بزن بریم!
بزن بریم، بزن بریم!
نه، نه، نه!
وقتی میآی داخل، باید از اون طرف سریع بری!
این بار سومه که گند زدیم.
شاید بهتره یه استراحت کنیم.
تا به اجرای خفنم افتخار کنیم.
زو: پسر، همه داریم میبینیم داری دست و پا میزنی.
اینقدر لوس نشو.
تو تنها کسی هستی که داره دست و پا میزنه.
آقای کاپیتان رقص سابق.
دوندره: دوری، بسه دیگه، مرد.
بیا اینو تموم کنیم، باشه؟
شاید اگه کانیه برگرده سر داروهایش بتونیم.
دوندره: دوری.
اوه، و من باید با این تیکه آشغال کار کنم؟
یکی باید حدشو بهش نشون بده.
هی، اینطوری باهاش حرف نزن.
آره، واقعا باید آروم شی، زو.
اون فقط ۱۳ سالشه، لازم نیست اینقدر بیشعور باشی.
زو میتونه هر جور که دلش میخواد با هر کی حرف بزنه.
با من درمیافتی وقتی خودت همونی هستی که...
اون بیعرضه رو کشوندی اینجا؟
زو، گفتم اونطوری باهاش حرف نزن.
و منم گفتم با من حرف نزن، عوضی.
کیو عوضی صدا میکنی، عوضی؟
تو!
تو از کجا پیدات شد لعنتی؟
خداحافظ. واسه همین بود که به یک کاپیتان رقص واقعی احتیاج داری.
چون همچین گندکاریایی پیش نمیاومد.
همه فقط آروم باشید، باشه.
و پنج دقیقه استراحت کنید.
خب، بچهها.
دوندره.
بیا دیگه، تو الان کاپیتان رقص هستی.
باشه، باید این استودیو رو اداره کنی.
همیشه محکم و بینقص.
داشتم سعی میکردم.
سعی میکردی؟
باشه، چون با توجه به چیزی که اینجا میبینم...
به نظر میاد که باید یه کم بیشتر تلاش کنی.
نمیخواستم کاپیتان رقص باشم.
تو منو کاپیتان رقص کردی.
یادت میاد؟
راستش، نه.
اونا کردن.
همهشون.
متوجه نیستی؟ اونا تورو انتخاب کردن.
اونا به یه رهبر نیاز دارن.
تو باید این کارو بکنی. فهمیدی؟
باشه، فهمیدم.
هر چی تو بگی.
هی، به من نگاه کن.
ما چهار روز وقت داریم.
تنها راهی که این لعنتی قراره کار کنه...
اینه که تو مسئولیت رو به عهده بگیری و یه رهبر باشی.
پس هر کوفتی هست بفهمش.
لعنتی، این اون نیست.
چی رو داری نگاه میکنی؟
فقط میخواستم بگم...
آهنگت قطعا خفنه.
ولی نمیدونم کی اون حرکتارو بهت یاد داده.
داری سعی میکنی از همون جایی که ول کردیم ادامه بدی، یا چی؟
نه. ببین، نمیگم اونا افتضاحن یا چیزی. فقط...
خب، من میگم برو بیرون.
ولی میدونم قضیه چیه.
میدونم چیه. فقط...
تال، برو بیرون.
باید برگردی به کاری که بلدی انجام بدی.
یه لحظه آهنگ رو پخش کن.
آهنگ رو پخش کن.
باشه.
درست، درست.
No comments yet. Be the first to leave one.