The first 200 lines.
... انچه در "همسايه ها " گذشت
... اينا خانواده "ويور" هستن
... اينم خونه جديدشونه
! اينم همسايه هاي جديدشونه
. من "لري برد" هستم ، رهبر اين ملت
. و همسايه ديوار به ديوار غربي ـه شما
ما وسط يه سري آدم ماشين گلف سوار شوـه کيک درست کن هستيم .
. با اسم هـاي ورزشکاران حرفه اي
من مطمئنم واسه اين توضيحي دارن
اميدواريم هنوز ترجيح بديد که بمونيد
ما معتقديم چيز زيادي هست که از هم ميتونيم ياد بگيريم .
! "دبي ويور"
سلام
.چيزيم نشد
. خيلي خوبه که دوست بانو ام رو ميبينم
به نظر ميرسه داشتي وقت ميگذروندي
. منو ببخش
من اين قرن رو بدون يه دوست دختر توي . رابرون" سپري کـردم"
خيلي سخته که دوستاي نزديک داشته باشي . وقتي شوهـرت سرپرست باشه
. اما حالا تورو دارم
. بيا شايعه پراکني کنيم
کي با "دنيس رودمـن" توي جشن هفتگي امن هسته ايمون حـرف ميزد ؟
...و بهم گـفت - واستا ، هسته اي چي ؟ -
که ... "ونوس ويليامز" گرفار "مايک تايسون" شده
شتر "ماريا شاراپووا" هم . از باغ لاله "کريم ابدالجبار" تغذيه کرده
... فکر کنم همه ميدونن معني اين چيه
ميدونيم ؟ - . حالا ناخون هات رو لاک ميزنم واست -
. تا وقتي که ساعت هامون باهم هماهنگ شه
... تو بايد تلاش بيشتري بکني - ميدونم پـدر -
يا براق کننده سفينه اينجا جواب نميده - .. ميدونم-
... و اگر خاک شهاب سنگ نفوذ کـنه ، در نهايت
واقعاً گيج ميشي - ميدونم پـدر -
دايره هاي متحد المرکز ... برعکسشون نه
.بعد واقعاً تو دردسر مي افتي
برق بنداز ، برق بنداز
. يالا ، عمرا اگه بتوني اينقدر برق بندازيش
. دايره هاي متحد المرکز
به نظر اين باحال نيست ؟
"سلام ، اقاي "ويور
چيکار ميکنيد ؟ - . سلام بچه جون ، دارم روغن عوض ميکنم -
"بهم بگو "مارتي
"باعث افتخار ام ميشه ، "مار...تي
. "رجي جکسون"
. بايد بياي کمک پدرت براي شيشه جلويي
يا ميتونيم اينجا واستيم و روغن عوض کردن . مارتي" رو ببنييم"
. اين طبيعيه . يکي از آيين هاي انساني ـه
"واستا عقب "مارتي . الان ماشينت رو روغني ميکنم
" قبل از اينکه بگي " من تيکه ي ليزر ام
"مواظب باش "ترون
پدر
"مارتي"
لري" چرا به اون دست زدي ؟" - معذرت ، معذرت -
ببين چيکار کردي
خب که چي ؟ - لري برد" منو تو روغن سرخ کـرد" -
. و بعدش روي من واکس براق کننده زد
"خب ، به جاش "جکي جوينر-کرسي . ناخن هاي منو لاک زد
ظاهرا ، نشان گـر داستان هاي مردم خودشونه
اوه ، به هر حـال
..."مايک تايسون" ديده که شتر "ماريا شاراپووا"
داشته از باغ لاله "کريم ابدالجبار" تغذيه ميکرده
خب ، ما بايد وقت بيشتري با آدم ها بگذرونيم
اره ، ما آدم بيشتري نياز داريم - اره -
. فکر خوبيه
قسمت سوم ! همه چيز واقعي ميشه
: ترجمه از Katniss محمد
اين عاليه
.باشه ، خب ، نه آدرس رو بهت پيامک ميکنم
. بزودي ميبينمت
اسکات" و "تريسي" ميان ؟"
معلومه که ميان . اين عاليه
... اقوام ما بچه دارن
و چهار تا از بهترين خانواده ها . واسه امروز عصر ميان اينجا
"بايد برم "گاراژ .بايد ميز پوکر رو درست کنم
. يکم غذاي چـرب بگيرم
با دخترا ميخواي چيکار کني ؟
. خب يه رستوران خرچنگ اين اطرف هست
. شنيدم بدک نيست
"يکم حرفاي دخترونه ، يکم "سانگاريا . منم ميشم خانم جديده
. وقتي "سانگاريا" ميخوري عالي ميشي
. وقتي ميخورم بهترين حالت خودم ميشم
. اين چيزيه که ما ميخوايم يه شب با دوستان انسان مون
...بدون توضيح ، بدون مايع سبز
... صحبت از اون
بايد با اينا چيکار کنيم ؟
خيلي خب
ما بهشون گفتيم امشب ميتونن بيان اينجا . و موهامون رو دست بزنن
بيخيال ، دوباره ؟ مگه موهاي خودشون چشه ؟
مگه موهاي ما چي داره ؟ . من که نميفهمم
. ولي بجاش ديگه دست از سرمون برميدارن
اره اره -
. خب ، ما قراره يه کم بهانه واسشون بياريم
اما بايد متشخص باشيم . ما که نميخوايم "لري" رو ناراحت کنيم
چرا اينقدر نگران ناراحت شدن "لري" هستي ؟
مگه نميدوني ؟ - ! نه -
يه قضيه کلي داره - چي ؟ -
چون اون سرپرست هست هروقت ... حس درد يا پس زدن بکنه
. همه ملت شون هم باهاش همين احساس رو ميکنن
اوه ، جون مادرت - .بهت ميگم ، تماشا کن -
سلام رفقا چطورين ؟
! خيلي پستي
. خيلي دردناک ـه
. باشه ، يه دروغ مصلحتي کسي رو نميکشه
سلام سلام -
بياين تو ، بياين . خيلي وقته منتظريم
. "سلام اقاي "ويور
سلام ، چه خبرا بچه جون ؟
... باشه ، اگه تا پنج ثانيه مويي حـس نکنم
. مشکل پيش مياد
. هي ، ما يه سري خبر بد واستون داريم
. مجبوريم قرار امشب رو کنسل کنيم
ما يادمون رفته بود . امشب يه سري از دوستامون ميان اينجا
"از "ّبايون ]شهري در نيوجرسي [
. "اوه، عاليه "دبي ويور
. نميتونم صبر کنم تا دوستات رو ببينم
ما خيلي دوست داشتيم که شما . امشب بياين
. اره ، اما امشب اونجا خيلي شلوغ ميشه
. ميدوني که يه عالم از اون آدم هاي گنده بَک
و همسر هاشون ، ام - . و شما يه کمکي فضايي ميزنين -
شايد جا نيفتين و . شانس زيادي هم نداشته باشين
اره ، اما همونطور که ميدونيد . ما عاشق اينيم که شما بيايد
اوه خيلي دوست داريم که باشيد - خيلي -
اره اره -
. اما لطفاً نيايد
. خيلي مهم هست که نيايد - اره -
باشه ؟ - .باشه ، نيا -
هيمنجا بمونيد
اينجا بمونيد - توي همين حـال بمونيد -
اينجا خيلي عاليه - اره -
. اره
به همون چيزي فکر ميکني . که من فکر ميکنم
فکر ميکنم از ما خواستن که بريم - . بايد سرشون رو قطع کنيم -
. اونوقت هروقت بخوايم ميتونيم موهاشون رو حس کنيم
. سلام ، مامان
"اوه ، سلام "رجي جکسون
چيزي اذيتت ميکنه ، "رجي" ؟
مشکل پدرمه نميخواد با کسي چاکر بشه
. چرا نميتونه بيشتر شبيه "مارتي ويور" باشه
. مارتي" خيلي باحاله"
بله
. به نظر توهم مشکل داري مامان
. من بهترين دوست "دبي ويور" ام
. مطمئنن اون ميخواد من امشب پيشش باشم
. فقط ميترسه که جا نيفتم
... اوه، اگر بشه بفهمم چطور با آدما کنار اومد
. مثل يه زن واقعي
. تلفن "امبر" رو قرض گرفتم
اون داشت اين برنامه مذهبي تلويزيون رو نگاه ميکرد
اونا تلويزيون رو از تو تلفن نگاه ميکنن ؟
نپرس
! اين همون چيزيه که ميخواستي مامان
زن خانه دار نيو جرسي
زن خانه دار واقعي
... به نظر خيلي
... رواني ميان
. اونا سريال تلويزيوني رو به هر کسي نميدن
. اين زن ها بايد ستون جامعه باشن
. "راست ميگي "رجي
... بيشتر راجع به اين خونه دار ها بگو
... بهتر بگم ، شعل خونه دار هـا
اينه که بقيه رو بد نام کنن . فهميدم -
بين همديگر رو به راحتي به هم بزنيد - راحت -
... اين که بگي همسرت چقدر پولداره - . خب حله -
... و گاهي اوقات
! چيز هاي خيلي دراماتيک رو همیشه رو به دوربین بگو
اما چرا ؟
! زيباست - . مارتي" اين عاليه" -
ميدونم ، درسته ؟ - . خدا، به اينجا نگاه کـن -
. لعنتي مثل قصر ميمونه
تبريک ميگم - . طبقه ها از خيزران درست شدن -
"اوه ، از "بايون" به "خيزران ... اينارو نگا
. بلاخره تونستي ، عاليه
. بيا يالا ، بقيه بچه ها به زودي ميان
. يه توسعه ي کوچيک ـه
. همسايه هاتون چطورين
... نگام کن ، همسر
اني چيه پوشيدي ؟
. من مثل يه زن واقعي لباس پوشيدم
که خيلي زودتر ميفهميدم ... اگر تلفن واسمون ميخريدي
. تا باهاش تلويزيون ببينم
. من نميخوام خانواده ام همش دور تلفن بشينن
. و کل روز رو تلويزيون نگاه کنن
. خب ، من ميرم پيش "دبي ويور" و دوست هاي مونث ـش
به نظرت "مارتي " ميزاره يه گوشه ساکت بشينم ؟
و از بازي پوکر ـش ياد بگيرم ؟
! بيخود
. تو هيچ چيز نبايد از اون مردک ياد بگيري
اما شايد بخواي ببيني که . ميترکونمشون
و بعد ميبيني که سنت هاي . کي قابل ياد گيري هستند
. اومدم که اين مرتيکه رو سر جاش بشونم
. و من اينجام که با جنده تا حـال کنم
ما بايد چيکار کنيم ؟
. من فقط يه شب با آدم هاي معمولي ميخوام
و اين ديگه چه لباسي ـه ميخواي چيکار کني ؟
نميدونم - نميدوني ؟ -
نميدونم - . مارک" و "ميندي" دارن کوتاه حرف ميزنن" -
. با دوستامون توي حـال
. ما نميتونيم بهشون بگيم که برن - چـرا نه ؟ -
چرا نه ؟ - چرا خُ ؟ -
چون دوماً باعث ميشيم که . احساسات "لري" آسيب ببينه
... کل محله با گريه و زاري ميان بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.