Strings

Strings

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Strings 2004 BluRay 720p 700MB
A Commentary by Mraf
ایران فیلم _ Mraf (محمدرضا)

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2014-07-22
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ایران فیلم با افتخار تقدیم می کند

تنهام بذارید

هال ، پسرم

وقتی این نامه را میخوانی به احتمال زیاد من مُرده ام

من تاج و تخت هبالون را به تو واگذار می کنم

تو هنوز درگیر جنگ و

این امور شیطانی نشدی

امری که قرنها ست زندگی ما رو به تاریکی فرو برده

دشمنی و کینه قدیمی بین ما و زریتس ها

که خودم نقش بزرگی در ایجاد آن داشتم

نمیتونم خودم رو ببخشم

آرزو می کنم بمیرم ، هال

کاری که نتونستم رو انجام بده

برقراری صلح و عدالت بین ما و زریتس ها

اما مراقب برادر شرور من به نام نیزو

و غلام خیانت کارش گراک باش

و نصیحت من برای خواهرت این است که

نذار از جلوی چشمانت دور شود

مثل جان خودت از خواهرت محافظت کن

پسرم اکنون زمان آن فرا رسیده که

به زندگی خود پایان دهم

زندگی ای که خیلی چیزها ازت میگیره

و دیگه بهت بر نمیگردونه

برادر خبیث من

به تو هم اشاره کرده گراک

چه افتخاری نیزو

این بهترین فرصت ماست

پس تو فکر کردی که با مرگت میتونی کارهاتو جبران کنی برادر عزیزم ؟

به این راحتی ها که فکر میکردی نیست

خودکشی بدبختانه تو به عنوان یک راز پیش من میمونه

حالا باید چی به پسرت بگم ؟

بهش میگم این شبی بود که زریتس ها پدرت رو کشتند

فقط زریتس ها رو نمیگم سارو رو هم میگم

رهبر حیوون صفتشون

میبینی برادر ما دو نفر برای تاج و قدرت رقابت داشتیم

و تو کسی بودی که در آخر به قدرت رسیدی

من از هر لحاظی ازت متنفر بودم هم از خودخواهی هات و هم از بچه هات

حالا وقتشه که شاهزاده رو به واکنش وا داریم

وقتشه که پسر انتقام مرگ پدرش رو بگیره

IRAN FILM

هال تارا

تو بیچاره ای بیش نیستی

هرچی مال تو هست باید من صاحبش بشم

برای این مقصود صبر و پیشه زیادی کردم

و مثل یک خدمتکار بی ارزش در سایه تو به زندگی ام ادامه دادم

مثل اون قدم های کثیفی که با کفش های طلایی به جا میذاری

هال

اریتو ، اینجا چیکار می کنی ؟

باید باهام بیای

مسئله پدرت هست

پدرم ؟ چه اتفاقی افتاده ؟

جینا

هال ، زریتس ها پدرم رو به قتل رسوندند

به علامتشون نگاه کن

سارو ؟

همه نخ های متصل به بدنش رو بُریدند

حتی یک نخ هم سالم نذاشتند

پدر

کارو مُرده

دروازه ها رو ببندید ، خروجی ها رو چک کنید

هبالون درخواست صلح کرده بود

اما ایل و تبار شرور سارو

پیام واضحی رو برامون فرستادند

با این وجود صلحی برقرار نخواهد شد

هیچ کس احساس امنیت نمی کنه

به مردم بگویید تا در خانه هایشان بمانند

هبالون درگیر جنگ میشه

مادر من گیر کردم نمیتونم بیام

بیا ، آفرین همینطوری

هال تارا ، خیلی مسخره ست

ماسک رو همینطوری بزن تو مثلا سارو هستی

بیخیال ، من که با این ماسک سارو نمیشم

و اینطوری هم تو جنگجوی واقعی نمیشی

هال ، بس کن

به من گوش بده

داری چیکار می کنی ؟

داری چیکار می کنی ؟

اگر به جای من سارو بود نه تنها دستت بلکه

سرت رو هم از دست میدادی

من هم نزدیک بود تو رو به کشتن بدم

این یک جنگ واقعیه ، هال

تو پسر کارو هستی نه یک جنگجو

من فرمانده جنگ هستم

بذار من و سپاهم ترتیب زریتس ها رو بدیم

همین جا بمون هال

تو قراره که جانشین کارو بشی

ای اریتو کودن همینطور به رویاپردازی ات ادامه بده

هال ، پسرم

وقتی این نامه را میخوانی به احتمال زیاد من مُرده ام

پدر

چه اتفاقی افتاده ؟

هیچی - اما دستت .... ؟ -

حواست به کار خودت باشه

اریتو ترتیب کار ها رو میده

توجه کنید فرمانده وارد شد

شما خیلی خوش شانس هستید قربان ما تقریبا همه جور عضوی داریم

دست ، پا ، زانو های قوی و مستحکم

همچنان خبردار باشید

ما این یکی رو نزدیک جنگل نوردسا پیدا کردیم

آب و هوای خوبی داره اعضا اونجا پوسیده نمیشوند

چی نیاز دارید ؟

یک دست - برای کی ؟ -

هال تارا - به این یکی نگاه کن -

بلوط خالص ، آخرای زندگیشه

آماده برای بهره برداری ، تا حالا مثل این دست جایی ندیدی

قبول می کنم

تمام جهان با تو دشمنی دارند فرزندم

چیزهای غیرقابل باور اتفاق میافتد

و مشکلات و گرفتاری ها بر ما چیره شده

میشه تکون نخوری ؟

ما کل شهر رو گشتیم

ما فکر میکنیم سارو قبل از اینکه دروازه ها رو ببندیم از اینجا رفته

بهت گفتم تکون نخور

با نهایت وجودم با تو همدردی میکنم پسرم

من هم وقتی پدرم رو از دست دادم عزادار یودم

اما هبالون منتظره که شاه جدیدش رو بشناسه هال

نه - خفه شو -

نه

تکون نخور

نه

دستتون تا چند لحظه دیگه به بهتون میرسه - خوبه -

دست جدید شما - عالیه -

اگر قراره کسی سارو رو دستگیر کنه اون فرد منم

اجازه بده انتقام برادرم رو بگیرم

نباید به همین راحتی از کنار قتل پدرت بگذری

من ؟ - بله -

من آماده ام

برای چه امری ؟

اریتو وسایل رو آماده کن ما سریعا اینجا رو ترک می کنیم

درباره چی حرف میزنی ؟

شاید یک ارتش نتونه اونهارو پیدا کنه اما شاید ما دو نفر بتونیم

با تغییر چهره از اینجا میریم چند تا لباس روستایی برام پیدا کن

به طوری که من رو نشناسند

اما امشب ، شب وفاته پدر هست - امشب باید تاج به سر بگذاری -

چه کسی اینجا دستور میده ؟

نمیتونی به همین راحتی بریم و زریتس رو پیدا کنیم

من پیداش می کنم

و چطور فکر کردی اونها تونستند بدون اینکه شناسایی بشوند وارد شهر بشند ؟

تا اینجا که نقشه مون خوب بوده

اریتو رو چیکارش کنیم ؟

هر لحظه مراقبش خواهیم بود

فقط مراقبش نیستیم نیزو

مجبورش می کنیم کارهای کثیف ما رو هم انجام بده

پدر بیا و ببین

هال رو جلا دادند

برای چی تو رو جلا دادند هال ؟

دیگه نمیخوای بدنت طلایی باشه ؟

برای اینکه زریتس ها من رو نشناسند

چرا تو رو شناسایی نکنند ؟

وقته خوابت نیست ؟

پدر تو از زریتس ها و سارو ترسیدی

من نترسیدم

اریتو و آیکا وقتش نشده بچه هاتون رو بخوابونید ؟

هر طور شما بگید

مامان نمیتوم پرنده ام رو پیدا کنم

اینجاست

شاید باید یک چوب دیگه انتخاب میکردم

یک چوب با رتگ تیره تر با صفت ارامش بیشتر

اون حرف نداره اریتو

کارش رو خوب بلده هر چی از یک بچه میخواستم رو داره

اما دستش ...؟ انگشتاش خیلی لطیف و حساس نیست ؟

نباید ...؟

نگران نباش

به حال خودش رها کن

چه کسی مراقب تو خواهد بود وقتی که وقتش برسه ؟

من قبلا هم در چنین شرایطی بودم عشقم

آیکا به خوبی از زافا و دایا مراقبت کن

طوری حرف میزنی که انگار دیگه بر نمیگردی

قول بده که هیچ زریتسی رو پیدا نکنی

باید برم ، دستور دستوره

آرزو میکردم اینجا میموندی

مامان کجاست ؟ من بدون پرنده ام خوابم نمیبره

دست منه

پرنده ناز کوچیک

پدر

هبالون هیچگاه رنگ آرامش رو نمیبینه تا وقتی که همه زریتس ها کشته بشند

هنگامی که من فردا صبح از دروازه ها رفتم

هیچکس تا وقتی من سارو رو پیدا کنم و انتقام مرگ پدرم رو بگیرم حق خروج از شهر رو نداره

در نبود من نیزو بر تخت میشینه

نگران نباش جینا

حرف پدر یادت بیاد که همیشه میگفت

همیشه به هم فکر کنید و برای هم دعا کنید

وقتی دروازه بسته شد هیچ کس اجازه ورود به شهر رو نداره

تو اینجا در امان هستی

هال تو نباید بری - انتخاب دیگه ای ندارم جینا -

دستم رو رها کن

من رو رها نکن من بدون تو خواهم مُرد

بذار برم جینا

کمک کنید

چطور میتونند این طور زندگی کنند ؟

آنها اسیر هستند سپاهیان ریسمان های آن ها رو بُریدند

پس بچه ها چی ؟ - اونها فرزندان همون اُسرا هستند -

آخر هم مثل اونها میشند

بیا امشب اینجا بمونیم

اریتو - گراک ؟ -

چند تا نصیحت برات دارم

به نصیحت های تو نیازی ندارم

هر جور مایلی ، هال نباید زنده به هبالون برگرده

داری منو تهدید میکنی ؟

من فقط یک پیام رسونم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left