The first 183 lines.
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
رودخانه آملد
اتحادیهی آزاد انجمن بلوموند
قسمت 6: شیزو
.نشانی از عبور امپراتوری شرقی از جنگل بزرگ جورا دیده نشد
.حداقل، هنوز نه
.بخش اطلاعات بازم اونا رو تحت نظر میگیره
فوزه رئیس انجمن
خب، اوضاع جنگل بزرگ جورا چطور بود؟
!وحشتناک بود
حداقل نمیتونی بگی از زنده برگشتنمون خوشحالی؟
.بریم سراغ گزارش
.خدایی؟ همین تازه برگشتیم
کاول نوع شغل: جنگجو
ارن نوع شغل: جادوگر
...میخوام زودتر برم حموم کنم
گیدو نوع شغل: دزد
فکر میکنین اوضاع شما بد بود؟
.من مجبور بودم تمام مدت به غرغرهای شما گوش بدم
.اول، ما ناپدید شدن ولدورا رو تایید میکنیم
.بعدش غار رو گشتیم، ولی هیچی پیدا نکردیم
هیچی؟
.نه، هیچی
.حالا اوضاع دستم اومده
پس ما دیگه رفع
.سه روز بهتون مرخصی میدم
جان؟
.این دفعه، جای غار، باید خود جنگل رو بازرسی کنین
.ممکنه در غیبت ولدوره، هیولاها فعالتر شده باشن
.مهم نیست چقدر جزئی، هر تغییری رو گزارش بدین
.باید تمام گوشه و کنارش رو بگردین
.میتونین برین
!میتونین برین» و زهرمار»
!چرا فقط سه روز؟
!بیشتر بهمون مرخصی بده
!خیر سرمون تازه برگشتیم
.کاش اینا رو جلوی خودش میگفتین
!مردک پیر خرفت
!بیشتر بهمون مرخصی بده
بازم باید بریم اونجا؟
نمیتونیم کاری جز غرغر کردن، کنیم؟ .حس بدبخت بودن میکنم
...دلم حموم میخواد
.ببخشید
تو کی هستی؟
گفتین میخواین به جنگل بزرگ جورا برین؟
گفتیم. که چی؟
میشه منم تا یه جایی همراهتون بیام؟
!باشه
!هوی
!رهبر منم! نباید قبل من قبول کنی
عیبش چیه؟
.سفر با همراه و زندگی با مهربونی شیرین میشه
.ارن، کاوال و گیدو
.شیزو
!خوشوقتم، شیزو سان
.سه روز دیگه راه میفتیم
.اگه مشکلی نداری، همراهمون بیا
.سپاسگزارم
.آماده باش، رانگا. خوب نگاه کن
!چشم
!ریمورو، تغــــییر میکند
گرگ ستارهای تمپست —
!و حالا... صاعقهی سیاه
صاعقهی سیاه
.ایول
،میخواستم مهارت جدیدم رو امتحان کنم
.ولی باید موقع استفادهش حواسم جمع باشه .میتونه مخرب باشه
...صاعقهی سیاه
!دست مریزاد، ارباب
.اه... چه آرامشی
.همم همم. انگار همه چی داره خوب پیش میره
چند هفته از زمانی که ریمورو با کایجین و بقیهی کوتولوها .از شهر دورگون برگشتن میگذره
کایجین
!به قول معروف، تا آهن داغه باید بکوبیش
...اینجا استاد آهنگر حرفهای، کایجین، رو داریم
...بزرگترین برادر کوتولهها، گارم، متخصص زرهسازی
گارم
.دباغی کردن باعث میشه انعطافپذیر بشن
دورد
...برادر وسطی، دورد، که صنعتگریش بین کوتولهها زبانزده
،و برادر کوچکتر، میرد
میرد
.که توی معماری و هنر کسی به پاش نمیرسه
،با راهنمایی اونها
.ریمورو و گابلینها دارن به خوبی ساخت دهکده جدیدشون رو پیش میبرن
،وقتی تازه از دورگون برگشته بودیم
...یکم از چیزی که دیدم غافلگیر شدم
هی، ریگورد... اینجا چه خبره؟
اونا شایعات رو دربارهی شما شنیدن
.و از تمام دهکدههای اطراف برای حفاظت اینجا اومدن
...عـ عجب
!ریمورو ساما، خوش برگشتید
دانای اعظم، اینا چند نفر میشن؟
.پاسخ: تقریبا 500 نفر
پـ
...میخواستم بهشون بگم که برن، ولی
اگه من ردشون کنم چی میشه؟
،بخاطر ناپدید شدن اژدهای طوفان ولدورا
،اورکها، مردان مارمولکی، اوگرها
و بقیهی هیولاهای دارای هوش برای بدست گرفتن .جنگل بزرگ جورا وارد عمل میشن
.احتمالا گابلینها این وسط هلاک بشن
...گفتنش آسونه
.خیلیخب. هرکی میخواد باهامون بیاد
...پس ریمورو برای هر 500 نفرشون اسم گذاشت
.و دوباره سه روز به خواب رفت
،نمیدونستم میشه یا نه
.ولی به نظر میاد همه بتونن اینجا زندگی کنن
!مرحبا، کایجین
!خب! حالا طرز کارش رو بهتون نشون میدم
!وووو! پرید بیرون
.اینجوریه
!همهتون میتونین انجامش بدین
.گابُتا داره به تازهواردها روش احضار گرگ تمپست رو یاد میده
...فکرشو نمیکردم گابُتا بتونه
...وقتی ریمورو گابُتا رو توی پادشاهی کوتولهها ول کرد به امون خدا
.با تمام وجود برای کمک دعا کرد
...و بعدش
.موفق شد گرگشو احضار کنه
،بعد سوار بر گرگ از پادشاهی فرار کرد
.به گروه ریمورو پیوست، و سالم به دهکده برگشت
.گمونم اگه بخواد میتونه از پسش بربیاد
.بعد از اون نظر ریمورو دربارهی گابُتا چندین سطح بالاتر رفت
.اینطوری نمیشه
...باید یکم بیشتر زور بزنین
!بعدش «بمب» میزنه بیرون
.البته بهترین معلم دنیا نیست
.بعد از اون نظر ریمورو دربارهی گابُتا چندین سطح سقوط کرد
!ریمورو ساما
.ریگورد
.راستی، ریگورد از گابلین لرد به گابلین شاه ترفیع ترجه گرفت
.الآن رئیس ریشسفیدهای جدیدیه که بهمون پیوستن
.راستش، همه با خوشحالی قبول کردن
...ظاهرا گابلینشاه شدن باعث شده بیشتر تکامل پیدا کنه
اتفاقی افتاده؟
.بله! پیامی از ریگور و بقیهی بچهها دریافت کردیم
.ظاهرا موجودات مشکوکی درون جنگل دیده شدن
هیولان؟
.نه، انسان هستن
انسان؟
.ممکنه از طرف یکی از کشورها اومده باشن تا اینجا رو تصاحب کنن
...هممم
!همهش تقصیر توئه، کاوال
!نباید شمشیرتو میکردی توی لونهی مورچههای عظیمالجثه
!خفه بمیر! انقدر غرغر نکن
!به عنوان رهبر، زیادی بیاحتیاطی
!اگه مردم، قسم میخورم بیام توی خوابت
!این غیرممکنه
...چون
!منم باهات میمیریم
!شیزو سان
!نه، نکن
...ایول
شیزو سان، یکیشون هنوز
!شیزو سان
!شیزو سان
حالت خوبه؟
.آ-آره
اون دیگه چه کوفتی بود؟
.شبیه یه صاعقهی سیاه رنگ بود
.صاعقهی سیاه زیادی ویرانگره
.بهتره ازش استفاده نکنم
اسلایم؟
آره. با اسلایمها مشکلی دارین؟
...اه، نه
.فقط تا حالا اسلایم سخنگو ندیده بودم
.باورم نمیشه
بفرما، خانم. این مال شماست، نه؟
شرمنده. صدمه که ندیدی؟
.نه، حالم خوبه
...از چیزی که انتظار داشتم زودتر ملاقاتش کردم
.نجاتم دادی. ممنون
.شخص مقدر شدهم
اون چهار تا چیکار میکنن؟
...خب
!هوی، لعنتی! من اون گوشتو میخواستم
!خیلی نامردی! من برای خودم برداشته بودمش
!گوش کنین! وقتی بحث غذا باشه عمرا کوتاه نمیام
...غذر میخوام
.گفتن گرسنهشونه، منم بهشون غذا دادم
!اوه، کار خوبی کردی
!کمک به نیازمندان کار خوبیه
!بله! خیلی ازتون ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.