The first 96 lines.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
مزه ی این قهوه عالیه
مگه نه؟
اره. خیلی خوبه
رابطه ها میتونن تو مکانی مثل این شروع بشن
ماه امروز بزرگتر به نظر میرسه
یون ها، با من بیا میرسونمت خونه
ما قبل رفتن یه نوشیدنی میخوریم
بعد میریم
باشه. بچه ها تو مدرسه میبینمتون
یه لطف تو بهم خوش گذشت
اولین بار بود که با تلسکوپ به ستاره ها نگاه می کردم
فکر نمیکنم که آسمون قبلا انقدر صاف بود
این به خاطر منه؟
اسم مستعار من پری آب و هواس
حتی وقتی بارون میباره و من ظاهر میشم، متوقف میشه
امکان نداره- جدی میگم-
چطوری میتونی آب و هوا رو تغییر بدی ؟ اینطوری نیست که تو طوفان از مردان ایکس باشی
فقط دارم میگم حتی نمیتونم باهات شوخی کنم
خیلی جدی بودم نه؟
به هر حال ازت ممنونم که ازم خواستی باهات به دیدن ستاره ها بیام
راستش واقعا تعجب کردم که ازم خواستی باهات بیام
فکر کردم که دوسش داری
داری دروغ میگی
این به خاطر یون هاست
...نه، نیست
اشکال نداره
صرف نظر از دلیلش، من باید با تو ستاره ها رو ببینم
و فقط باید بدونی که لذت بردم
بزنیم به سلامتی
نوشیدنو تموم کن
ای وای. هان ته یانگ
نگران منی؟
معلومه من تو این شرایط نگران میشم
خوبه. اشکالی نداره
ته یانگ
میشه یکم کنارم بشینی
فقط یکم
حتی نمیتونی مشروب بخوری
این خوبه
ته یانگ
بله؟
میشه الان بهم نگا کنی؟
ممنون برا امروز
به لطف تو تونستم تکلیفمو تموم کنم
خوبه
اگه مجبور شدیم دوباره ستاره ها رو رصد کنیم و بیا با هم بریم
یون ها
میتونی کنار من راحت صحبت کنی
... خب
سعی میکنم
منم سعی میکنم
پس و خدافظ
الان حالم خیلی بهتره
خیلی عصبی بودم؟
احساس خستگی بیشتری دارم
حتی مشروبم نخوردم
شیم یون ها. چه خبر؟
شما همه چیزو راجب همدیگه میدونین
چطوری قلبت انقدر سریع می تپید چون دستاتو گرفته بود؟
من آریتمی دارم؟
سلام؟ چرا این ساعت به من زنگ میزنی؟
چی ؟
نمیدونم آنا کجا زندگی میکنه
حتی هنوز، چطوری میتونی اونو بیاری اینجا؟
پس باید اونو تو اتاق باشگاه رها میکردم؟
منظورم این نیست. مطمعنم جای دیگه ای وجود داره که ببریش اونجا
هی. چطور میتونستم ببرمش اونجا؟
فقط اجازه بده شب اینجا بمونه
باشه. بزارش رو تختم
به نظرت ممکنه استفراغ کنه؟
فکر کنم حالش خوب بشه
میشه یکم آب بهم بدی؟
باهات چیکار کنیم؟ خیلی ضعیفی
این طور نیست
... اون
خیلی پر انرژی تر از اون چیزیه که فکر میکنی
مراقب حرف زدنت باش. چطور تونستی همچین چیزی بگی؟
خونه ات خیلی خوشگله
اوه، تو قبلا هرگز نیومده بودی اینجا
تو مهمونی خونه نگرفتی
اوه، اون سفید چاله ای که دفعه قبل راجبش صحبت کردی کجاست؟
باور کردی؟
من کی باور نکردم؟
دیره. دیگه الان باید بری خیلی دیر شده
میخواستم برم ولی چطوری میتونی منو اینجوری بیرون کنی؟
دختر و پسر وقتی هفت ساله میشن باید از هم جدا شن
چطوری یه پسر میتونه وارد خونه ی یه دختر بشه؟
زود باش برو. دیره
ساعت چنده ؟ زود باش برو. برو!
آنا. اون رفته
هشیار بود؟
نگران نباش. اون میتونه خیلی سخت باشه
با نحوه ی رفتارش، اون خیلی سخت نیست ،کاملاً سخته
... واقعا متاسفم که
اینجور شخص پیچیده ای در چنین مکان متواضعی به پایان رسید
No comments yet. Be the first to leave one.