The first 25 lines.
~Stray kids~ Hellevator
*Ksub_team*
زندگيم مثل يه سنگِ ته صخره است دارم تو يک تونلِ تاريک راه ميرم
اين روزايِ خشن و ظالمانه رو به تنهايي تحمل ميکنم
،تو اين راه ناآشنا راهروي مدرسه ام داره محو ميشه
خيلي بدشانسم،نقشه اي ندارم که بهم راهِ درستُ نشون بده
امکان صعود کردن نيست،چيزي که تحمل کردم مثل هزارتويي ميمونه که نميخوام بهش برگردم
بجاي گريه کردن با جون کندن خودمُ آروم ميکنم
بهم بگو تپه هايي که سر راهن فقط رگباري گذرا هستن
اگه دنبال موفقيتي بايد به دام شکست بيوفتي
پس آره من اون طعمه اي که بهش ميگن شکست رو گاز ميزنم
من سرگردونم، با بالهاي خسته از اشتياقم که موقتا تا شدن
زندگيم مثل يه سنگِ ته صخره است دارم تو يک تونلِ تاريک راه ميرم
اين روزايِ خشن و ظالمانه رو به تنهايي تحمل ميکنم
حتي اگه دستمُ دراز کنم کسي نيست که بگيرش
اشکهام همراه درد هام جاري ان
من تو يه آسانسور جهنمي هستم
آسانسور جهنمم
من تو يه آسانسور جهنمي هستم
آسانسور جهنمم
من تو يه آسانسور جهنمي هستم
هيچکس با من نيست هيچکس واقعا بهم اهميت نميده
نگپران من نباش ، مثل يه سنگ سرد باش *بيخيال اون روياهاي مسخرت شو*
کلماتشون که ميگن بيخيال شو گوشمُ اذيت ميکنه فقط نااميد ترم ميکنه
کساني که اطرافم هستن آسمونُ با دستهاشون ميپوشونن و اسمشُ ميزارن اميد
No comments yet. Be the first to leave one.