The first 166 lines.
لعنتی هوا داره سرد میشه
آره
اون گروه بچهها پرشور بودن
رفیق، بچهها همیشه همینطوریان
آره
ابی فکر میکنه من یه پرستار خفنِ بچههای مزخرفم
آره، شاید بهتره ابی بیاد یه گروه رو سرپرستی کنه
اونوقت میتونه حرف بزنه
- دقیقا - آره
خب تا خونهی مامانت چقدر راهه؟
میخواستم توی دو روز امتحانش کنم
نمیدونم
شاید رفتنم احمقانه باشه...
رفتن به مراسم تجدید دیدار دبیرستانت؟
آره
رفیق، بذار یه چیزی بهت بگم
پارسال من به این مراسم رفتم...
رفیق، خیلی حال داد
آره
حق با توئه
اوه، مرد
خیلی خستهام
- میرم بخوابم - باشه
شب بخیر
شب بخیر، رفیق
- ندویید، دخترا - آبمیوه، لطفا
عزیزم، دارم یه کاری میکنم
- بذارش به عهده من - هی، شامِ هفته بعد رو
با اونیلز هماهنگ کردی؟
- آره - عالیه
بیا، عزیزم
بیا خیلی خب
قبل اینکه بریم
دستشویی ندارین؟
نه؟
هی، از باشگاه درباره کلاس شنا
بهت زنگ نزدن؟
آره، متقاعدشون کردم که سارا رو
توی کلاس متوسط بذارن
که میشه هرروز بعد از مدرسه،
و بعد آخرهفتهها کلاس باله دارن
شما دخترا این زمستون سرتون شلوغ میشه
- خیلی زیاد - برید بیرون
بریم
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
مسخرهست
خیلی خب
حواسم هست خیلی خب
خب، کیفهاتون رو بردارین
بیا
برداشتی؟
- آره - آره؟
خیلی هیجانزدهام!
ممنون
با من
- تولدت مبارک! - تولدت مبارک!
دخترای من بیا، بیا، بیا
میدونین چیه؟ شنیدم چندتا
کلوچهی تازه توی آشپزخونه هست
- کلوچه؟ - آره
بیا!
تولدت مبارک، بابا!
- ممنونم، عزیزم - سلام
سلام
- سلام - برید بشینید
روی اون صندلی بزرگه بشین
میتونی بری چندتا گوجه و شیر بگیری؟
توی فروشگاهم، چیز دیگهای هم بگیرم؟
چهجور کیکی بابابزرگ دوست داره؟
شکلاتی!
خب، میخوای برنج رو برداری؟
اوهوم
خوب کمک میکنی ممنون
اوه، واو
اریک، سلام
سلام
حالت چطوره؟
خوبم
احتمالا بهتره برم
ما باید...
اون مرد کیه؟
اون فقط یه...
یه دوست قدیمیه
لعنتی!
مامان، دستم خسته شد
میشه تو هم بزنی؟
- مامان؟ - آره
حتما، عزیزم
چرا نمیری یه سَری به خواهرت بزنی، باشه؟
باشه
اوه، شرمنده، فرصت نشد
اون چیزایی که از مغازه
میخواستی رو بگیرم امشب دوباره میرم
نه، نه، نه، مسخرهبازی در نیار
- خودم امشب میرم - باشه
- داداش! - سلام
دون
رفیق!
لعنتی چقدر بزرگ شدی
فقط یهکم نمیدونم
خوشتیپ شدی، پسر
باشه
فیل کجاست؟
- من اینجام - سلام
رفیق
رفیق، از آخرین باری که دیدمت
یه ده سانتی قدت بلند شده
فکر کنم الآن قدشون از تو بلندتره
اصلا خوب نیست، بچهها
بذار ببینم با اتاقتون چیکار کردین
میخوام اتاقتون رو ببینم
اوه، خوب نیست
هی
چه خبرا؟
حالت خوبه؟
آره. آره، کاملاً
فقط از رانندگی خستهام
خوشحالم اومدم خونه
- تقتق - سلام
سلام، سلام!
از دیدنت خوشحالم
- سلام - خوشحالم میبینمت
- اینا رو برای شما گرفتم - سلام
سلام
خوشحالم از دیدنت
- خیلی وقته گذشته - آره
کارِتون با اینا تمومه
- خب میخواین لباتون رو آبی کنین؟ - آره
حالت خوبه؟
اوهوم
ممنون بابت تدارکِ این چیزا
یه کار تیمی بود
75
چه حسی داره؟
احساس خوشحالی زیادی دارم
که خانوادهم دور هم جمع شدن
کلیر... بهت افتخار میکنم
هی
اون اریک نیست؟
- هی - چه خبر؟
چه خبر، مرد؟
پسر بد برگشته
خوشحالم میبینمت
چه خبر، پسر؟
پنج سال گذشت؟
رفیق، خوشحالم میبینمت
منم از دیدنتون خوشحالم بچهها لعنتی
- هی، عزیزم - هی
سلام، من نیکول هستم
سلام. اریک
رفیق، پارسال بچهدار شدیم
رفیق، میدونم توی اینستا دیدم
خیلی تبریک میگم
بذار چندتا عکس نشونت بدم
- آره - باید
- بیا - وای خدا
خوبه که به نیکول رفته
خوشگله
بیصبرانه منتظرم برای بچههات
از داستانای دبیرستانت تعریف کنم
- نه، هرگز، هرگز - اوه، چرا، چرا
باید بیای خونهمون یه سری بزنی
- همین آخرهفته - باشه، میام
- آره، جدی میگم - حتما
حالت چطوره، پسر؟ خوبی؟
آره. آره، پسر، حالم خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.