The first 155 lines.
سنپای جادویی
جادوییسنپای
کلاس شعبده بازی مقدماتی
حال میده کلوب جادوگری
...خب دیگه
!وقت نمایشه
سنپای ناشناخته
«.سنپای ناشناخته»
.از بهار تا حالا، اومدم دبیرستان تانِناشی
دبیرستان تانناشی
،اینجا عضو یه کلوب شدن، اجباریه
با اینکه دلم نمیخواد، ولی مجبورم عضو .یه کلوب بشم که باهاش حال میکنم
نقشه فعالیت های کلوب ها کلوب های ادبیات کلوب های ورزشی
.شاید عضو یه کلوب ادبیات بشم
،یه کلوب که اگه خواستم برم خونه بازی کنم
...بهم گیر ندن
کلاس شعبده بازی مقدماتی
کلاس شعبده بازی مقدماتی
حال میده کلوب جادوگری
کلوب جادوگری؟
...نه، فک نکنم
.ولی حالا یه سرک میکشم
!این چطوره؟ نه، این یکی
!آره، خودشه! عالیه
!و با این حرکتم تمومش میکنم
به دنیای جدید خوش
اومدین؟
.شرمنده یهویی اومدم تو
!داره بالا میاره
چشه این؟
...حسابی سرخ شده و داره عرق میریزه
!تازه حالت تهوع هم داره
مریض که نیست، نه؟
ح-حالت خوبه؟
میخوای یکی از معلما رو خبر کنم؟
!ح-ح-حالم خوبه! نگران نباش
!ای-ای-اینجور وقتا که میشه، باید دارومو بخورم
.مریضی جدی داره؟ بنظر سخت میاد
...باید «آدم» رو پشت سرهم بنویسم و
!بخورمش
!فقط استرس داره
!خیلی خب، حالم بهتر شد
!بیا بریم تو کارش
چیکار دقیقاً؟
!شعبده مخصوصم برای خوش آمد گویی به تازه واردها
.دو دیقه پیش دیدمش، لازم نیست خودتو به دردسر بندازی
...الآن فقط به
...میگم، کلاهت داره تکون میخوره
کجا گذاشتمش؟
!پیداش کردم
بعدش به اینو و این نیاز... چی شده؟
...اوم
.روم نمیشه بگم
!الآن میخوام به دستیار مخصوصم معرفیت کنم
!همون پرنده هرو میگه که فرار کرد
!خوب نگاه کن
چیزی توش نیست، مگه نه؟
.آره، خالیه
...ولی وقتی روشو با این پارچه بپوشونم، همکارم
تازه الآن فهمید. چیکار کنم؟
چی شده، دستیار؟
«.شکمم درد میکنه، دارم استراحت میکنم»
!اینو گفت
!چه بهانه مسخره ای
!خیلی خب، از برنامه عقب نمونیم
!وقت ترفند جادویی خورد کردن پوله
!پوف-پوف
.میشه هزار ین
!فکرشم نکن
!اگه از تماشاچیا نگیرمش، کار نمیکنه
!به درک که کار نمیکنه
!بده، بده، بده
!اگه گند بزنی چی؟
!نترس
بزور ازم گرفتش
!هرکاری میکنی، جان مادرت پارش نکن
!این تو، پولی با ارزشی که کوهایم بهم داده رو میزارم
!خیلی مسخرس که پول واقعاً پاره شه
!ببین! یه برش تمیز از وسط
!ولی این فقط اولشه
...موقعی که این پاکت رو باز کنم
!شوخیت گرفته دیگه! پولم سالمه؟
!هزار ینت... منتقل شد توی کیف پول من
!شگفت انگیزه! مگه نه؟
.داری از پول خودت بهم میدی
خب؟ نظرت راجبه حقه هام چیه؟
.آب دماغت داره میاد
.خیلی خب، من دیگه میرم
مطمئنی؟
.هنوز حقه اصلی رو ندیدی
.امروز زیاد دیدم، خسته نباشی
.پس بدون تماشاچی انجامش میدم
«!بهش میگن «سنپای زیبا توی بانداژ وحشتمناک
بانداژ؟
!سنپای خودشو توی موقعیت حساس میبینه
!چطور میتونه خودشو آزاد کنه؟
!چشماتونو خوب باز کنید! اگه پلک بزنید، ممکنه از دستش بدین
...و حالا
...چی
!چرا بدتر شد؟
!چطور تونستی خودتو بیشتر گیر بندازی؟ !کارت حرف نداره ها
!چرا اینطوری شد؟
سنپای توی جعبه
«.سنپای توی جعبه»
.گندش بزنن
.پولمو پس بده
...اون که
!سنپای ـه! که همین الآنشم خراب کاری هاش شروع شده
!منو دید
!اوناهاش! اون دستیار منه
دستیار؟
!هوی! دستیار
!از کی تاحالا شدم دستیار تو؟
!فرار کردن بیفایدس، دستیار! من به پولت نیاز دارم
!نمیدم
گرفتتم
!چطوری انقد سریعه؟
.نمیتونی از دست سنپایت فرار کنی، دستیار-کون
!حالا، یکم برام زمان بخر، تا بتونم چیز میزا رو ردیف کنم
!دارم سعی میکنم برای کلوب، عضو جمع کنم
!امکان نداره! من هیچی از شعبده بازی نمیدونم
!حالا یکاریش بکن
چیکار آخه؟
.ازین وضعیت خوشم نمیاد
...تو دستام کارت دانش آموزیم رو میبینید
!عجب! رو هوا شناوره
.ریدی
.تابلوئه
!سنپای، عجله کن دیگه
!دستیار-کون
!کجا یه همچین حقه ای رو یاد گرفتی؟
!ولش کن! برگرد سر کارت
!اوه، راس میگی، الآن آماده میشه
!یکم دیگه برام زمان جور کن
.خیلی خب، الآن این مداد رو غیب میکنم
...موقعی که مداد معلوم نیست، خیلی سریع میچرخونمش و
!ببینید! غیب شد
.هی، کارت بدک نیست
.از قبلیه بهتر بود
.قبول شدی
.هوی، دارن تشویقم میکنن
...ولی حس میکنم یکی داره با حسادت، نگام میکنه
.بابت تأخیری که پیش اومد، خیلی عذر میخوام
!وقت شعبده بازیه اصلیه
!فرار از جعبه ق-ق-قفل شده
!ب-ب-ببینید و لذت ببرید
.بنظر نمیاد آمادگی شو داشته باشی
.نگران نباش
.تو میتونی، دستیار-کون
!سنپایت بهت ایمان داره
!توئی که میخوای انجامش بدی
!خب فکر کنم بهتره قفلش کنم و روشو با این پارچه بپوشونم
سه دقیقه بعد
!ممکنه موفق بشه
پنج دقیقه بعد
No comments yet. Be the first to leave one.