The first 200 lines.
زیرنویس از امیرحسین لولائی
چه طوره دادستان؟
واقعا ترسناکه
ولی قشنگه
.قاضی،میخوام در مورد چیزی با شما مشورت کنم
شهردار منو به شام دعوت کرده
میخوام بهانه ای برای نرفتن پیدا کنم
اینجا شهر کوچیکیه آقای امره
همچین مناسباتی اینجا عادیه،نگران نباشید
روزهای سوزان
بیا بریم بیا
بیا بیا ،اینجاست
یک:جشن
ملافه ها اندازه تختت بودن؟
اره مامان نگران نباش
اگه اندازه نبودن جدید میفرستم
،اینجا ارزونه لازم شد میرم میخرم
.اون آشغالارو نخر .من تو خونه زیاد دارم برات میفرستم
باشه مامان
خب روزت چطور بود؟؟ عادت کردی به اونجا؟
تقریبا کم کم دارم عادت میکنم
.طاقت بیار پسرم .من و پدرت کل کشور رو گشتیم
کلی دوست پیدا میکنی ... با خاطرات زیاد
یکی در میزنه مامان بعدا بهت زنگ میزنم خداحافظ
...کیه این ساعت؟
شب بخیر آقای دادستان
شب بخیر
.اینو خاله ناجیه فرستاده گفت قبلا در موردش با شما صحبت کرده
این چیه؟
مرگ موش
موش زیاده اینجا؟
اره،بخاطر اینکه خونه ها قدیمی ان
قراره همه جا بریزیش؟
هرجایی که ممکنه مخفی بشن
چیزی میخوری؟
نوشابه؟
ها؟
نوشابه خنک میخوری؟
باشه
توی سرداب هم تله میزارم لونه اصلیشون اونجاست
باشه بفرستشون
بفرمایید
آقای دادستان - بفرمایید تو-
من شاهین اوزتورک هستم. وکیل
کمال گورچی، دندانپزشک
چیز قابل داری نیست دسر معروف ماست
خوشمزه اس
خیلی لطف کردید ممنونم ازتون بفرمایید،بفرمایید بشینید
.خواهش میکنم - .ممنونم -
،معذرت میخوام جناب دادستان
ما نتونستیم زودتر بیایم استقبال شما .تا امروز
.حالا که اینجایین
حالتون چطوره؟ - خوبم ممنون،شما چطورین؟ -
.خداروشکر - .خداروشکر -
.بازم خوش آمد میگم بهتون جناب دادستان
.متشکرم
جناب دادستان،یه کم ترسوندیمتون؟
در چه موردی؟
یعنی،حتما بهتون گفتن
هر از گاهی گرازها به زمین های ما حمله میکنن
پس ما هم اونارو شکار میکنیم سالی یکی دو بار
تلفن کردیم که گرازها اومدن توی باغ ها
تعقیبشون کردیم ولی بعضی هاشون رفته بودن سمت شهر
پس رفتیم دنبالشون
چندتا بچه دورشون کرده بودن میخواستن سرگرم شن،میدونین؟
.می فهمم
اما تیراندازی شد ."توی خیابون، آقای "شاهين
نه عزیز،به خوک ها نه چطور ممکنه کسی وسط خیابون بهشون شلیک کنه؟
بچه ها چندتا تیر هوایی شلیک کردن .برای اینکه بترسوننشون
همینطور هیجان هدفشون این بوده
.فهمیدم
،"اما، آقای "شاهين
شما خودتون وکیل هستید
بله
طبق قانون تیراندازی در مناطق مسکونی ممنوعه
،به عنوان قانونگذار نباید اینو بدونیم؟
البته،با توجه به حرفه ما ما باید بهتر بدونیم و عمل کنیم
.شکار اینجا خیلی محبوبه، یه جور سنت قدیمیه
مردم هم بهش عادت کردن خیلی چیز مهمی نیست
اگه یکی از گلوله ها می خورد به کسی که توی بالکن یا پشت پنجره بود، چی؟
.نه. نه
یا بچه هایی که اون دور وبر بودن .آقای"كمال"، که خودت گفتی
نه جناب دادستان، ما می دونیم کجا شلیک کنیم همین طوری شلیک نمیکنیم
نگران نباشید اقای دادستان
ما خیلی مراقبیم مطمئن باشید
در نهایت،به کسی آسیبی نرسید درسته؟
منظورم اینه خیلی بزرگش نکنیم
منظورت چیه؟یعنی من دارم بزرگش میکنم؟
.نه، قصدم این نبود - یعنی اینو نگفتی؟ -
...نه - یعنی اشتباه شنیدم؟ -
.نه، یعنی... یه اصطلاحه .اصطلاحه
.چه اصطلاحی؟ من نفهمیدم
.یعنی، قصد ناراحت کردنتون رو نداشتم .دقیقا منظورم اون کلمه نبود
...منظورم اینه خیلی مشکل بزرگی نیست - .بله، دقیقا -
..برای مردم سرگرمی بوده اصلا هم خطرناک نیست
.از نظر تو سرگرمی بوده
یعنی واقعا این صحنه سرگرم کننده بود؟
به نظر شما بچه ها باید در معرض همچین کارهای وحشیانه ای باشن؟
نه آقای دادستان، ولی باید بگم اون به ما ربطی نداره
داستان این بوده که بچه ها می خواستن گراز مرده رو ببرن
...خارج از شهر - .وصلم کن به گروهبان ایلهان -
کار درستی نیست ...کاری که موافقش باشیم
.اشتباهه - .کاملاً -
ولی بخوایم منصف باشیم، شهر ماست .همه به دیدن حیوون مرده عادت کردن
.اسلحه هم که دست همه هست - اینجوری خطرش کمتر میشه؟ -
...نه، منظورش این نیست - کسی هست اینجا که ضد گلوله باشه؟ -
.البته که نه، جناب دادستان
."آقای "ایلهان
.دستور بازداشت داده بودم
.بله
.بله، فهمیدم
...بله، ولی تا الان که اینجا دیدمشون
قبل از هر تصمیمی از من بپرسید
بسیار خب
.باشه
چی شده آقای دادستان؟
مشکلی پیش اومده؟
یعنی قضیه بازداشت چیه؟
"بچه یانیکلار"
."کاندیدای شهرداری.. "سليم أوزتورك
...یک بار دیگر با :سليم أوزتورك"
سلام آقای دادستان
سلام
مورات کوروچو هستم Yanıklar'ın Sesiصاحب روزنامه
با موتور رد می شدم ماشین شمارو دیدم خواستم بهتون هشدار بدم
در مورد چی؟
اینجا خیلی خطرناکه
،پایینش لیزه مثل باتلاق میمونه
یه جای دیگه هست که مردم اونجا شنا می کنن
ممنونم - .خواهش میکنم -
یانیکلار چطوره؟دوستش دارید؟
خوبه ولی خیلی درگیر کارم
البته سرتون شلوغه
اینجا خصومت زیاده
مخصوصا بین مردم و شهرداری
ان شالله زودتر تموم میشه
ان شالله ...ولی
دادستان قبلی شهر رو ترک کرد قبل از اینکه دورش تموم بشه با عجله رفت
جدی؟
به نظر من رفتنش جالب بود
بدون این که چیزی به کسی بگه یهو ناپدید شد
آزمایش آب هم رفت رو هوا
اینجوری نیست آقای مورات
اینجوری نیست، نگران نباش،باشه؟
به صابخونه اش گفته بود که میخوان مسمومش کنن
روزای آخر هم خیلی مریض شده بود
.میگن مثل روح رنگش پریده بود
اجازه میدی
البته
خواستم در جریان باشید اینارو کسی بهتون نمیگه
ممنونم
دیگه اینجا نیا
اینجا خطرناکه
دفعه بعد یه دریاچه دیگه برو
خونه خاله"ناجية" خوبه، آقای دادستان
مردم قدر این خونه های قدیمی رو نمیدونن
فکر میکنن آپارتمانا بهترن
بهترین کارو کردی این خونه ها توی تابستون خیلی خنکن
ساختمونای جدید جدا گرمن
دادگاه هم همینجوریه
اینجا از پدرم بهم ارث رسیده
منم دادم به پسرم
اینجا هم تقریبا خنکه
آره خوبه
هوا خوبه ولی مشکل آب داریم
بله متاسفانه جناب شهردار - نزدیک چهل ساله آقای دادستان-
اما خدارو شکر داریم حلش می کنیم
یعنی الان شما میدونی قضیه چیه
منبع اصلی آب ما همیشه آب زیر زمینی بوده
که چیز جدیدی نیست
وقتی که مصرف شهر زیاد شد
تصمیم گرفتیم تاسیسات مدرن بسازیم
ولی بد شانسی آوردیم
زمین ریزش کرد یه اصطبل خراب شد و حیووناش تلف شدن
دادستان قبلی یه پرونده جنایی باز کرد
بر این اساس که استخراج آب های زیرزمینی باعث ایجاد فرو چاله شده
و این خطریه برای مردم و مناطق مسکونی
فروچاله ها از بچگی من هم وجود داشتند
اما آقای شهردار
این فروچاله ها واقعا خطرناکند
بله که خطرناکه، بد برداشت نکن تحقیقات ادامه داره
مگه ما نمیدونیم که فروچاله ها چقدر خطرناکن
ما تحقیقات محلی زیادی انجام دادیم
این موضوع هیچ ربطی به آب های زیرزمینی نداره یه پدیده طبیعیه
گزارش های کارشناسی رو بخونین
خوندم
خوشبختانه قاضی اقدامی نکرد
و پروژه رو ادامه میدیم
اما خیلی ها هم از توقف پروژه خوشحال میشن که متاسفانه کم نیستن
که همیشه همه چی رو سیاسی میکنن
مساله ای نیست چون حرفش پیش اومد بهتون گفتم
امیدوارم سو تعبیر نکنی دادستان
ما هر تصمیمی دادگاه بگیره بهش احترام میزاریم
قطعا
به هر حال هدف استقبال از شما بود
فرصتش پیش نیومده بود از زمانی که شما اینجا کارتون رو شروع کردید
قسمت امروز بود،ممنونم - به سلامتی -
آقا شاهین دیروز نگفتن پسر شما هستن
اینجا دیدمشون تعجب کردم
مگه دیروز دیدن آقای دادستان رفته بودی؟
No comments yet. Be the first to leave one.