Release info

Pas De Repos Pour Les Braves 2003 DVDRip Phill
A Commentary by Qasem_Samangani
ارائه اختصاصی کانال تلگرامی سینمانگاه - فارسیِ فیل‌آسفی ~ آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

dvd
Published on: 2024-05-29
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«بی‌باک را آسودگی نیست»

‫اولش، ‫روی یک پرتگاهی

‫می‌گم پرتگاه، مثلا یک بلندی

‫بعد یک تصویری پدیدار می‌شه

‫نه، اون مال بعده

‫اول یک موسیقی می‌‌شنوی

‫مثلا یک نغمه‌ی قدیمی، یک بالاد

‫که زنی با صدای نازک می‌خونَدش

‫و بعد یک سلسله تصاویر می‌بینی

‫چطور توضیح بدم؟

‫اولش، سر درنمی‌آری

‫تصاویر دوری ان، اما مال حافظه خودت ان

‫مثلا خاطرات پیش از به دنیا آمدنت

‫اما ازشون سر درنمی‌آری، ‫هرچی هم که بیشتر سر دربیاری

‫تصاویر روشن‌تر می‌شن

و احساس پیوستگی بیشتری باهاشون داری

‫تا وقتی همه‌چیز معلوم می‌شه ‫و فافتائو لائوپو رو می‌بینی

دیکته‌‌ش چطوریه؟

ندیدم، فقط شنیدم

‫فافتائو لائوپو

‫تصویرِ آخرین خواب

‫که آخر سر می‌آد و رویا کامل می‌شه

‫این رویای زنجیره‌ی ابدیته

‫و تو می‌فهمی که زندانیِ این داستان هستی

‫به‌ت می‌فهمونه که این ‫خواب یکی-مونده-به-آخرته

‫یعنی می‌تونی یک بار دیگه بخوابی، ‫و بعد می‌میری

‫حالیته؟

‫می‌خوابی و می‌میری

‫حالا یک خوابه دیگه

‫آره، اما بامزگی‌ش این‌جاست که...

‫یعنی فافتائو لائوپو به‌ت هشدار می‌ده؟

‫اصلا می‌دونی کیه؟

‫نه برای خودم معنا داره نه برای کس دیگه

‫مثل افسانه‌‍ایه که هیچکس اسمش رو نشنیده

‫- تو تو یک عالم دیگه ای ‫- یک عالم دیگه

‫عالمی که قبلا دَرِش بودی و حالا هم ‫به‌ش برمی‌گردی

‫ببین، این دنیای ماست، و کنارش، اطراف ما

‫یک عالمِ دیگه هم هست

‫یک بُعد دیگه

‫ابدیت

‫خودشه، ابدیت

‫و فافتائو لائوپو اون‌جاست

‫او تصویرِ آخرین خوابه

‫حلقه‌ی پیوند به همه‌چیزه

‫همه‌چیز؟ یعنی چی؟

‫همه‌چیز! نمی‌دونم

‫چرا تو توی این خانواده دنیا اومدی؟

‫چرا یک نفر دیگه تو خانواده‌تون دنیا نیومده؟

‫چرا روح تو توی این بدنیه که داری، ‫و نه یک بدن دیگه

‫ما می‌گیم همه‌ش اتفاقیه، ‫نیروی طبیعته

‫اما این اسم گذاشتن‌ها چیزی رو توضیح نمی‌ده

‫می‌دونی منظورم چیه؟

‫آره، بَخت، نیروهای طبیعت

‫باورت ندارم

‫می‌نشینی این‌جا، گوش می‌کنی

‫هیچی نمی‌گی، بعد من رو دست می‌اندازی

‫مسئله جدیه

‫اگه یک بار دیگه بخوابم، می‌میرم

‫حالیته؟

‫دیر یا زود باید بخوابم

‫به هر حال، اعصابم رو خُرد می‌کنید

‫همه‌تون!

‫برم دنبال یکی که حداقل ‫یاسین دَر گوشش نخونم!

‫یک جای کار می‌لنگه

‫من ماهی 5,800 درمی‌آرم

‫1,500 اجاره می‌دم

‫چقدر پای خرد و خوراک می‌دی؟

‫بگو هفته‌ای 400 تا، می‌کنه ماهی 1600

‫200 تا هم پول برق

‫نه، بگو 300 نت

‫400 تا هم پول تلفن

‫آره، 400 تا

‫این می‌شه نفری 700، با 1,500 با 1,600

‫می‌شه 3,800

‫یعنی 2000 تا دست‌مون رو می‌گیره

‫با پول بنزین و خُرده‌خرج‌ها

‫2000 چوق باید کفاف زندگی رو بده

‫اما به گمونم کافی نیست

‫عصر خوش

‫خونه بَزیل متین رو بلدید؟

‫چه کرده؟

‫کارش دارم

‫همیشه یکی کارش داره!

‫همیشه هم یک گیر و گرفتی هستی، ‫یا یک چیز دیگه

‫- دوستشی؟ ‫- می‌شناسمش

‫این‌جا همه هم رو می‌شناسن

‫بچه کجایی؟

‫مُنتکاستین

‫همین خونه‌ست

‫همینی که پرده داره

‫ممنون، خداحافظ

‫عصر خوش، دنبال بَزیل ام

معلوم نیست کجاست

‫- دوست‌ش ای؟ ‫- نه راستش

‫اتفاقی تو کافه دیدمش

‫ناخوش بود

‫اومدم به‌ش سر بزنم

‫اگه بخوای نگران او باشی

‫نگرانی‌ت تمومی نداره!

‫خوابش رو برام تعریف کرد

‫خواب آشفته زیاد می‌بینه

‫داستانی گفت از مرگ و ابدیت

‫اسم فافتائو لائوپو به گوش شما خورده؟

‫چی‌چی هست؟

نمود آخرین خواب

‫اگر به خوابت بیاد، یعنی یک بار دیگه ‫می‌خوابی...

‫و بعد می‌میری

‫این حیوونَکی نمی‌تونه یک تکونی به خودش بده

‫نگرانش نباش، نمی‌ارزه

‫حدا شاهده که عین خیالم هم نیست

‫که اگر بود، از زندگی می‌‍افتادم!

‫پارسال، اول تابستون... دراومد که:

‫«مامان، من می‌رم یه نوشیدنی بزنم»

‫چی بایست می‌گفتم؟

‫اسیر که نگرفتم

‫آقا رفت که یک نوشیدنی بزنه

‫اون‌وقت اواخر آگوست برگشت! ‫(دو سه ماه بعد)

‫یکی از رفقاش رو دیده بود و با هم ‫رفته بودند سفر!

‫نه کارت پستالی، نه تلفنی

‫هیچی

‫دو ماه بعد برگشت و انگار نه انگار

‫خودش رو زد به اون راه که...

‫«دو ماه شد؟ شوخی نکن!»

‫«زمان مثل برق می‌گذره!»

‫یعنی ما رو دست انداخته بود؟

‫همیشه همینه، ‫می‌آد و می‌ره

‫برای همین دیگه بد به دلم راه نمی‌دم

‫اگه این‌جا باشه خوبه

‫اگه نه، می‌گذرونم

‫باورم نمی‌شه این‌قدر کسل شدم

‫اگه خیلی باهوشی، بگو خودت بودی ‫چه می‌کردی؟

‫نمی‌دونم، قبل از اینکه کسی رو بُکشن

‫وقت داری یک کاری بکنی

‫بیدار که شدی، زنگ ‫می‌زنی پلیس و توضیح می‌دی

‫اگه بخت یارت باشه، تا یک ‫ساعت بعد می‌رسن اون‌جا

‫تا یک ساعت بعد که ‫همه رو می‌کشتم!

‫داستان چیه؟

‫دیشب یکی تو سولِیل زده همه رو کُشته!

‫- کی؟ ‫- کی؟

‫چه بدونیم

‫و الان اهمیتی هم نداره

‫کل اهالی یک روستا، ‫یک مایلی این‌جا، کشته شدند!

‫قرار نیست ما دنبال قاتل بگردیم

‫یکی باید بگرده

‫یعنی الان واقعا می‌‍خوای بدونی کار کیه؟

‫اگه می‌دونید که، از خودتون ‫سوالای دیگری بپرسید

‫من یک چیزی پروندم

‫آخه آدم دوست داره زود ته و توی ‫همچین چیزی رو دربیاره

‫اما آخه سودی برات نداره

‫برای من داره

‫آره

‫تو همیشه دنبال گناه‌کار می‌گردی

‫می‌دونی چرا؟

‫چون همین که پیدا بشن، ‫شروع می‌کنی به هضم کردن

‫هضم کردن چی؟

‫یعنی قراره اون بیست تا ‫جنازه‌ی سولِیلی رو هضم می‌کنی؟

‫روزی که براش خیلی سنگین شه

‫یک گلوله می‌کاره تو مغز خودش

‫یا می‌آد پیش شما عزیزان

‫نمی‌شه رد بشیم؟

‫چی می‌خوای؟

‫می‌خوام ببینم دقیقا چی شده

‫یک تاریک‌دل زده همه رو کُشته

‫- از کجا معلوم؟ ‫- مطمئن ام

‫یکی زده به سرش، ‫معلومه که انتقام نبوده

‫انتقام در سولِیل؟ ‫خنده‌داره!

‫اصلا کی حرف از انتقام زد؟

‫مگر اینکه بگیم قاتل ‫برای کار خاصی اومده

‫و بعد همه‌ی شهود رو از دم تیغ گذرونده

‫نظر شما چیه؟

‫اما خب صحبت یک دهکده‌ست

‫یعنی یک‌دونه بازمانده هم نیست؟

‫چندتایی هستند

‫جنازه‌ها رو کجا یافتید؟

‫سرت به کار خودت باشه

‫بازمانده‌ها یک زوج مسن اند و یک بچه

‫یعنی تنها کسایی که پای جنبیدن نداشتند

‫لیستی از قربانی‌ها دارید؟

‫دنبال کسی می‌گردی؟

‫بَزیل متین

‫دوست‌ته؟

‫همچین اسمی نیست

‫ژاک و میشل متین هستند، ‫بزیل نه

‫حتی میون بازمونده‌ها هم نیست

‫آره، دو تا مسن و یک بچه اند

‫جنازه‌ها کجا بودند؟

‫برو خدا تحقیقاتت رو جای دیگه حواله کنه

‫آدم‌مون رو این‌جا گیر نمی‌آریم، ‫دوست دارم چند تا چیز دیگه رو هم بدونم

‫فردا از مُنتانه لیبره می‌خونی

‫بد شد، عادت دارم همه‌ی ‫کارهام رو خودم بکنم

‫- بزیل رو می‌شناسی؟ ‫- برای چی می‌پرسی؟

‫وقتی اسمش رو آوردم، پرسیدی رفیقمه یا نه

‫شاید ببینم بشناسم. ‫چطور

‫اگه خوب نمی‌شناختیش نمی‌پرسیدی!

‫نمی‌شناسمش. من رفتم!

‫جوینده یابنده‌ست!

‫خودت جویای چی هستی؟

‫نگران نباش!

‫اگه همچین کاری ازش بربیاد، ‫از صد فرسنگی گیرش می‌آرم*

‫خب، نظرت چیه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left