The first 200 lines.
تیم ترجمه ساب تقدیم میکند
هماهنگ سازی تیم ساب
سفارش ترجمه فیلم و سریال توسط افراد حرفه ای
سلام، مامان، چرا این کلوچه ها انقدر خوشمزه ان؟
بچه ها، اینا با گوشت خوک درست شدن
پسر، این تُردِ
،اسپری نشاسته کانینگهام
تُرد به اندازۀ بیکنی که اون میاره خونه
آنتونی
آنتونی
آقای بنر
اوضاع چطوره؟- عالیه، آقای بنر
عالی
هدیۀ کوچیک برا همسری؟- بله، همین الان رسیدم-
خب نظر همسرت راجب محلۀ من چیه؟
اوه، اون تو آسمون هفتمه- ...آها-
...وو هوو! اوه- این...براقه-
اون کاملا در اختیارته
آه، آقای بنر، بهتره که،جواَن رو منتظر نزارم
اهمم- ببخشید-
...فعلا
سلام، عروسک
چرا انقدر دیر اومدی؟
فردریک...بنر
باز منو گرفت نمیتونستم فرار کنم. الان رفت
اون روز وقتی تو باغچه بودم مچشو گرفتم بهم زل زده بود
!چی؟
جواَن، گفتم که نمیخوام با اون حرف بزنی. جدی
روزت چطور بود؟- خوب بود-
کاشکی منم مثل تو بیرون میرفتم، و ماجراجویی میکردم
یه چیزی برات گرفتم- نباید میگرفتی-
برام یه دریل جدید خریدی که ماشین ظرفشویی رو تعمیر کنیم؟
...نه
کتاب خریدی
یک نسخه از نهار برهنه رو پیدا کردی؟
بازش کن
نه. لباس زیر
یلا، جواَن، انقدر بی ذوق نباش. برو بپوششون
من فقط برای سرگرمی تو اینجام؟
بعضی وقتا
مارجی گریدی گفت رمان جدید فانتزی از رابرت بلاک خوب بود
!قراره از چیزی که میبینی خوشت بیاد
تو اینجا چکار میکنی؟
تو و آنتونی باهمدیگه خیلی خوشحالید
اعتراف میکنم که، از زمانیکه الیسم فوت کرده این حس رو نداشتم
تو قطعا زیبا به نظر میرسی، جواَن
!آنتونی
صداتو بیار پایین، لطفا
مجبورم نکن کمربندمو در بیارم
!آنتونی
!آنتونی
!آنتونی
،اینها جزء خونه های اول بنر هستن
ساخته شده در اواخر دهه 50 ساختۀ اسطورۀ معماری، فردریک بنر
،از بیرون زیبا
ولی به داخل قدم بزارید و تصویر تاریک میشود
الیس، امشب بوی خوبی میدی
دو بیمار کووید، دو بیمار قلبی
برای یه شب طولانی آماده باش
دکتر والکر
جایی نرو
چشم هاتون رو امشب به آسمان های تمیز بدوزید
برای این رویداد قمری که دهه ها قابل مشاهده نبود
سازمان هواشناسی ملی میگه که امشب
جنوب کشور شاهد
یک خسوف کمیاب از ماه گرگ خونی خواهند بود
خونتون عالیه
میدونید، فردریک بنر باعث شد من معماری بخونم
الیس ممکنه اینو گفته باشه
تام، تاحالا به سمت پزشکی رفتن فکر کردی؟
اوه، اون خون میبینه غش میکنه
مم. من نمیتونم به صحنه مرگ نگاه کنم، مثل شما قهرمانا نیستم
خب، تام، داری به جابه جایی محل کارت فکر میکنی؟
ما هنوز داریم رو جزئیات کار میکنیم
ولی اگر مجبور بودم که ...تو یه خونه بمونم
میتونستیم بدتر از این انجام بدیم
به سلامتی- به سلامتی-
خیلی خوشحالیم که تونستید بهمون سر بزنید
زیاد پیش نمیاد که تماس ضروری رو امتحان کنیم
یه چرت خوب بزن
امروز قراره پر مشغله باشه با ماهِ کامل
ممنونم
!خوشحال شدم دیدمت- منم خیلی خوشحال شدم-
خداحافظ، رفقا- باعث افتخاره، فعلا-
خودتو جای من بزار
مطمئن نیستم، راحت به نظر نمیرسن
تو اصرار کردی اینارو پام کنم- اهمم-
کری و هَل مهربونن و این شغل عالیه
و شرکت بالاخره داره جون میگیره
شش سال کار، هیچ ثمره ای نداشت
و بورلی گاردن هیجان زده میشه
،میدونم چقدر سخت تلاش کردی و تو میتونی کارت رو اینجا انجام بدی
من سخت تر کار میکنم که فقط جدی گرفته بشم
هی، باور کن، میخوام در حد ممکن، از اون موجود دور باشی. باشه؟
شاید این فرصت ماست که یک خانواده بشیم
من 10 سال آموزش دیدم
،وسط یه بیماری جهانگیر یه کارشناس شدم
همه اینا در حالی مدام نگاه های زشت رو از دکترای پیر، سفید، تشنه میگرفتم
که بیشتر به پاشنه های کفشم توجه میکردن تا چیزی که داشتم میگفتم
پس، الان، همه چی رو دور نمیندازم که برم پوشک عوض کنم
خوشگلم، میشه به منم فکر کنی؟
...منظورم اینه که
لعنت بهش
باشه
این یکی اینجاست
چی؟
میبینی؟ من همیشه بهت فکر میکنم
حق با توءِ، و من خیلی متاسفم
من اخیرا زیر بار مشکلات زیادی بودم
،شب رو راحت کار کن اینجا نیستم که مزاحمت بشم
باشه- باشه-
همینجا. ممنون
خواهش میکنم- بریم داخل رو یه نگاه بندازیم-
باشه
وای
اینجا؟- آره-
اوه، آها، رمز آلارم استار 237
استار 237- آره-
استار 237. گرفتم
یه یادداشت داریم
"به خونۀ خودتون که دور از خونه ست خوش آمدید"
این خونۀ ساده یکی از اولین ساختۀ های"
معمار و سازنده، فردریک بنر در سال 1995 بود"
چی؟
"لطفا راحت باشید و از خسوف شنبه لذت ببرید
هر سوالی داشتید تماس بگیرید. الدریج"
فردریک بنر این فوق العاده س
اوه، خدای من
"پس از خلاص شدن از این حلقۀ فانی، پرستشگاه من باقی می ماند
.فردریک بنر"
این یکم زیادیه
فردریک بنر
پرستشگاه رفیقمون تنها چیزی نیست که باقی میمونه
اینو نگاه کن
!اووه- جنسش خوبه-
این یه حالته
آره، هست- اهممم-
امیل لارسنه
اه-
شاید یه ملافه روش بندازیم؟
باشه
سلام، کوچولوی قشنگم
مامان خیلی دوستت داره
من من قراره زود بیام خونه. باشه؟
من فقط میخوام خانواده م رو ببینم
...به نظرت
دوباره میبینمشون؟
یه جای دیگه؟ تو بهش باور داری؟
نمیدونم، مرلی
...مم
یعنی صدام رو نشنیدی؟
ممم- اهممم-
بفرما- ممنونم-
برای این ازت ممنونم
نمیدونم، به نظرت میتونم واقعا یه چیز کاملا مثال زدنی بسازم؟
اگر داریم راجب مهارت های سرو کردن شرابت حرف میزنیم، پس، آره
ببین، میانه قرن فوق العاده بود
به نظرم من زمان رو از دست دادم
چرت نگو
نه، نه، نه. دارم راجب استایل حرف میزنم
حقیقتش، این منو یاد عکسای قدیمی مامان بزرگم میندازه
اون باید درست بیرون از این محله محتاط بیرون بیاد، میدونی
ولی بفرما و مرد خونه ای باش که اون تمیز میکرد
...یه سیگار پال مال روشن کن، یکم باربن بنوش
باشه، صحبت واقعی؟ من منظورم این نبود
،میتونی بری در هر زمانی زندگی کنی ولی نمیتونی منو ببری
که من بخاطر همین اینجا میمونم، عسلم
جیز- اه، خدایا-
صدا از بیرون اومد
اه، تف بهش
پرنده بیچاره
بیل رو بهم بده
بیل؟- آره-
باورم نمیشه اون پرنده رو کشتی
،پنجره کشتش
من همین الان از حلقۀ فانی خلاص شدم
اونو میبینی؟
به نظرت اون توی کارائیب رو یه صندلی لش کرده و داره ما رو میبینه؟
...اوه...آره،آره
بیا فعلا به تنهایی لخت تو استخر شنا نکنیم
مم،صبرکن- چی،چی،چی؟
میای اینجا اگر بخرمش؟
امم...میشه یه خونۀ بنر باشه؟
فقط این یکی نه
فروخته شد- قبوله-
عاشق اینجام- خوشحالم-
خوشحالم که اینجایی
من هنوز نمیتونم با جوری که مرگ اون پرنده رو پاک کردی کنار بیام
مرگ منو بهم نمیریزه هر روز میبینمش
چالش اصلی زندگی کردن با آدماییه که بهم احترام نمیزارن
خب، من بهت احترام میزارم
من برای خیلی ها تا آخرش کنارشون بودم
اونا فقط میخواستن دیده بشن و احساس امنیت داشته باشن
گرفتن این شغل باعث میشه احساس امنیت کنم
خب، بیا امیدوار بشیم که به تو پیشنهادش بدن
نمیگم که من رو بگیرن- ممم-
شاید این برای تو هم یه شروع جدیده؟
شاید
غذا رو سفارش بده- چشم، دکتر-
قدیمی نمیشه- میدونم-
No comments yet. Be the first to leave one.