The first 200 lines.
کنتاکي 1928 بيش از 63000 نفر مبتلا به يک بيماري خطرناک معروف به "طاعون سفيد" شدند
يک آسايشگاه خيلي بزرگ براي قرنطينه اين افراد بنا شد و گروهي در عين نوميدي با انجام آزمايشهاي عجيب بدنبال کشف واکسن اين بيماري بودند
اونها در از بين بردن اجساد ناتوان بودند به همين دليل يک تونل مخفي بطول 500 متر درست کردند
تا بتوانند اجساد رو منتقل کنند و تعداد زياد تلفات رو از ديد مردم جهان پنهان کنند اين تونل معروف بود به تونل مرگ
لعنتي
بر اساس واقعيت
اونجا کجاست ؟
يک جاي وحشتناک جايي پر از بيماري ، مرض و تهوع
هرگز اونجا نرو
ميشنوي چي ميگم؟هيچوقت
اما چرا؟ چون همون جايي هست که اون مردُ
کي مردُ ؟
من
خانم
خانم
اسم شما چيه؟
هيدر ، هيدر ريد
خانم ريد ، امروز اولين روز کلاس منه
و اگر من بيش از حد براي شما خسته کننده هستم احتمالا شما بايد دانشگاه ديگه اي رو براي تحصيل پيدا کنيد
بهرحال ، اگه مايليد با ما باشيد و چيزي ياد بگيريد
پيشنهاد ميکنم اوقات بيکاريتون رو براي خوابيدن اختصاص بديد
داشتم ميگفتم
طاعون سفيد به تنهايي جان بيش از 60000 انسان را در اين کشور گرفت
يا از نظر بعضي ها به بيماري رمانتيک معروف شد
زماني شما مبتلا به اين بيماري ميشين که جوان و زيبا هستيد
يادتون باشه ، امتحان زيست شناسي داريد
و 10 صفحه گزارش اجباري در مورد طب جديد و راه درمان براي اين بيماري مخوف
آخر هفته خوبي داشته باشيد
خانم ريد ، سعي کنيد کمي بخوابيد
تحت قرنطينه
نميدونم چه اتفاقي داره مي افته
اتاق عمل
دانشکده داروشناسي ونگارد
هيدر ، صبرکن
حالت خوبه؟ اونجا چه اتفاقي افتاد؟
نميدونم بتازگي نميتونم زياد بخوابم
چرا ، تو که در کلاس خيلي خوب اينکارو ميکردي
ببخشيد ، اين دوستم توري هست
سلام سلام
هيدر از ايالت دنور به اينجا منتقل شده
هيدر ، هي ، خوبي؟
طبقه اول
حقيقت يا ترس . جشن سالانه آشنايي
لباس خواب تحريک آميز
قطعا نه
اوه نه ، اما تو بايد بري
اين فرصت رو پيدا ميکني تا با افراد بيشتري ملاقات کني
و اين يک رويداد خيلي مهم در سال هست
گذشته از اين ، من تا حدي مطمئن بودم که شايد بتوني توري رو برسوني
اون نزديک تو زندگي ميکنه
باشه ، به جهنم ، ما داريم ميريم
به حقيقت و ترس خوش آمديد
پخش زنده از اسکاريست روي زمين
ايا ما هنوز سرگرمي داريم؟
هر شرکت کننده اي چشمانش بسته خواهد بود و هر کدام در طبقه اي از اين ساختمان قرار دارد
آنها در صورتي آزاد ميشوند که بتونند چشمهاشون رو باز کنند و راهرو منتهي به خارج رو پيدا کنند
اگر شجاع باشند
در اتاقها و راهروها دوربين هاي مخفي کار گذاشته شده
فقط براي اينکه هيچ تقلبي صورت نگيره
حقيقت يا ترس جشن آشنايي
همه چيز طبق نقشه پيش ميره
هر کسي بتونه اين دخترها رو بترسونه
اون يک تيکه کيک لعنتيه
قوانين من
تشريفات من
چي باعث شد اينجا بيايي؟
والدين من اينجا اومدند
خب فکر ميکنم اونها بخوان منم مثل خودشون اينکارو بکنم
اما اونها مهم بودند
هيچکس بجز اونها مهم نبودند
گروه زيبا
ممنونم ، من توري هستم و اينم هيدر
دِوون
حتما ، من يکي ديگه ميگيرم
باشه هيدر ، من ميگيرمش
بيايين دخترها
شما نميتونيد بيش از يک ساعت در يک جا بمونيد
شما بايد 5 ساعت رو داخل ساختمان باشيد اهميتي نداره چه اتفاقاتي مي افته
حالا ، زير پاتون کليدي رو که با اون ميتونيد ماسک صورتتون رو باز کنيد بگيريد
و با وحشت خودتون روبرو بشيد
بخاطر داشته باشيد ، پنج طبقه
پنج دختر
پنج ساعت
اين ديگه چيه؟
نزديک بود يادم بره
جهت يادآوري پنج روح
پنج روح ؟
لعنت به تو اشلي که منو اينجا آوردي
اون لعنتي کجاست؟
لاعلاج
اونها لباسهاي مارو عوض کردند
شما دخترها ، ساعات خوشي رو داشته باشيد من ميرم
اليزابت کيه؟
دِوون؟
به من بگو که دارم بهتر ميشم که دارم درمان ميشم
اليزابت
اليزابت
دِوون؟
دِوون؟ دِوون
دِوون
دِوون؟
عيسي مسيح ، مرد
ميتوني اون نور لعنتي چراغ رو مستقيم نگهداري؟
دارم سعي ميکنم،مرد لعنتي اينجا خيلي سرده
ببين ، من دارم سريعتر از اوني که هستم پيش ميرم
حالا اين کار رو ميکنم نه مثل بار آخري که تو انجامش دادي
تو احمق کار مارو تو اين ساختمان لعنتي عقب انداختي
خيلي خوش شانس بودي که من اونجا بودم تا گندکاريهاتو جمع کنم
گائيدمت ، مرد
من گائيدمت
گائيدمت گائيدمت
امشب به همتون خوش ميگذره؟
بسيار خب ، به حقيقت و ترس خوش آمديد
اين وحشيانه ترين جشن آشنايي در ساله
تعداد کمي از شما دخترها خوش شانس هستند که در اين جشن شرکت کنند
قرار دادن در بهترين خونه محوطه دانشگاه
و بعضي ها به من گفتند که همه بهترين هستيم
خانمها ، لطفا ، لطفا ، من چاپلوسم ، واقعا اما راحت نيست
امسال ما يک روش آشنايي جديد داريم
نگاه کن ، حرومزاده
اشلي واقعا با کلاسه
اون يک پولدار حروم زاده هست خانواده اون صاحب نيمي از ايالت کنتاکي اند
اون پسره کيه ؟
اون ريچيه اون دختره دوست داره ريچي مال اون باشه
فراموشش کن ، بهرحال راه اون از تو جدا هست
بسيارخب
حاضرين؟
پنج طبقه
پنج دختر
پنج ساعت
تو منو مريض کردي
حالا من تورو مريض ميکنم
اين فقط يک بازيه
من ميخوام برم خونه
من ميخوام برم خونه
من ميخوام برم خونه
تو خونه هستي
طبقه دوم
من از همه شما آدماي لاعلاج متنفرم
اشلي؟
ليز ، تويي؟
بي خيال بچه ها ، اين اصلا خنده دار نيست
من ميترسم
ببين ، من فقط ميخوام برم خونه
بس کن ، بس کن
لعنتي ، من اصلا نمي خوام از اينجا بيرون برم
لعنتي
خوبه ، پنج روح
قوانين من
تشريفات من
جيو ، کدوم گوري هستي ؟
بهشون بگو ، دان
ممنونم ريچارد
ما بطور مستقيم ، با ماهواره از جهنم با شما هستيم
پنج شرکت کننده خوش شانس انتخاب شدند
تا شبي رو در اين مکان وحشتناک سپري کنند
کسي ميتونه اين دخترهارو بترسونه اون يک تيکه کيک لعنتيه
لعنتي
شماها کجا هستيد؟
اوه ريچي ، تو خودت ميدوني که کدوم دختر ميتونه بهترين نمايش رو بده
وحشتناکترين نقطه روي زمين داري با من شوخي ميکني؟
از کجا همچين مکاني رو پيدا کردي؟
اين هم يکي ديگه از اسرار خانوادگيت هست؟
با اون هيدر احمق چه کردي؟
ديدم که چشمات دنبال اون بود
ميدوني ، بعضي وقتها
من تعجب ميکنم که چرا آدمي مثل تو رو انتخاب کردم
تو يک آدم ضعيفي ، ريچي
تو در ظاهر طوري وانمود ميکني که انگار آدم مهمي هستي
ولي در حقيقت
تو هم مثل اون آدماي بيمار لاعلاج هستي
ديگه هيچوقت با من تماس نگير
قبول کن ريچي تو بيماري و من سالمم
و عزيزم ، ديگه اينها رو نمي بيني
طبقه چهارم
توري ، اينجا يه چيزي هست
احساسش ميکنم
در مورد چي صحبت ميکني؟
يه چيزهايي اينجا درست نيست اينجا خيلي ناراحت کننده هست
اونها گفتند اين مکان نفرين شده
ميدوني ، يک بيمارستان جن زده
شنيدم اينجا حدود 63000 نفر مردند
اينجا خيلي هم سرده
دارم يخ ميزنم
هيدر نکن
اونجا چه خبره؟
اونجا يک مکان وحشتناکه جايي پر از بيماري و مرض
هرگز اونجا نرو
شنيدي ؟ هيچوقت
من قبلا اينجا بودم
من ميدونم که داري نگام ميکني ، ريچي
هنوز هم به اون هيدر کوچک فکر ميکني ؟
من حالا بهترم
حالا ميتوني به من دست بزني ، مامان
حالا ميتوني به من دست بزني
اون چي بود؟
نگو چي بود ، توري بگو کي بود؟
بايد يه راهي براي بيرون رفتن از اينجا باشه
منظورم اينه که ، کسي بايد بياد و مارو بگيره درسته؟
ريچي گفت پنج ساعت
No comments yet. Be the first to leave one.