The first 200 lines.
...آنچه در تسلسل گذشت
من مادرتم؟
اميلي
خيلي مونده تموم بشه
خب لُپ كلام، به تيم من اعتماد كن
نميتوني اينكارو تنهايي انجام بدي
به اين ساختمون نياز داريم
من كلي ساختمون دارم
نه، بايد اين يكي باشه
يه چيزي ازشون دزديدي
شبيه يه خودكار؟
ميخوان برگرده
!جنگ تموم نشده
به سختي ميشه گفت شروع شده
ميتونيم از اين جريان بگذريم
فقط اگه بهم اعتماد كنيم، كيرا
من بهت اعتماد دارم
منم بهت اعتماد دارم
تو رو با اون ديدم، برد
با اون داشتي چيكار ميكردي؟
،ميدوني، به قبل اين جريانات فكر ميكنم
،قبل از تو
و اصلاً نميبينم اوضاع به حالت عادي برگرده
حالا، اين چيز خوبيـه؟
نميدونم
،تنها چيزي كه ميبينم رو ميدونم
و همه چيز بدتر بنظر ميرسه
اين چيزيـه كه براي آخر كار برنامهريزي كردي؟
كي گفته اين آخره كاره؟
دورو برت رو ببين، تراويس
ليبريت شكست خورده
شكست خورده؟
ليبريت به گذشته فرستاده شده بود كه واكسن باشه
يه تزريق براي بيماري
تا سيستم مصون جامعه رو تحريك كنه
حتي الان پشتيبان هم باور داره
اين نيمي از حقيقتـه
چيزي كه حقيقت داره اينه كه تو خيلي زود من رو آزاد ميكني
اوه جدي؟
چطور مگه؟
دانش قدرتـه
يه ايدهاي دارم
كه به مشكل سربازهاي آيندهمون كمك ميكنه
چه جور ايدهاي؟
تراويس رو در بازداشت من قرار بده
اوه، همش همين؟
حق داري
ميدونم ديوونگي بنظر ميرسه
ميشه اين رو گفت
دارم لذت ميبرم
خفه شو - خفه شو -
ازم ميخواي كه به سربازهاي كلاگ برسم
اين يعني منم سرباز نياز دارم
،تراويس بهترين اسلحه براي اين نبردـه
هردومون اين رو ميدونيم
نه
،محض اينكه متوجه نشده باشي
توي ادارهي پليس هستي، خيليخب؟
كل نيروها گوش به زنگ هستن
تا كمك كنن آدم بدها رو گير بندازن
نه آدم بدهايي مثل اينا
اونا سازمانيافته هستن و بخوبي آموزش ديدن
و به تسليحاتي دسترسي دارن كه حتي من نديدم
،با بردي بين اونا و كمك تراويس
ميتونيم كارهايي بكنيم كه پليس نميتونه انجام بده
چطور داره به كارت مياد؟
مرد نفوذيت؟
الان كجاست؟
چرا بهت نگفته كجا هستن؟
بهش اعتماد دارم
مشكل درست همينه
تو به اون بيشتر از من اعتماد داري
بجاي باور داشتن به من
به مردي كه بزور ميشناسيش اميد بستي
كسي كه اگه از من بپرسي يخورده
زيادي با دشمن گرم گرفته
،دلم نميخواد بگم
ولي اون مرد حرف حساب ميزنه
بدون اون كليد اهميت نداره
از برنامه جلو هستيم يا عقب
،اگه تانكين نميتونه متوجه بشه
به چه درد مأموريت ميخوره؟
من همينجا هستما، زورين
واقعاً؟
چون نميبينم درگير كار شدي، تانكين
يه نون به نرخ روزخور ميبينم
كسي كه دل رحمه
كسي كه يخورده دربارهي وظيفهشناسيهاش گيج ميزنه
اگه تانكين ميخواست ما رو لو بده
داشتيم توي خونمون غرق ميشديم
هر لحظه كه اينطوري نيست يعني داره كارش رو انجام ميده
دوباره با افراد من در بيافتي، ميكشمت
...بايد ازتون بخوام
باشه، باشه
.ببين، هر چي بهت ميدن سه برابر ميدم
نميتوني من رو بخري
از قبل خريدي
كي تو رو فرستاده؟
تو فرستادي
از طريق مارسلوس
،فكر ميكني دستنيافتني هستي ولي نيستي
اينجام كه اين وضع رو تغيير بدم
ميتونستي راحت خودت رو معرفي كني
معرفي نكردم؟
عرفان
!پاره شدي
،برام مهم نيست توي سال 2077 محبوبِ يا نيست
"لطفاً هيچوقت از " پاره شدي بعنوان متلك يا بياحترامي
يا كلمه شناختهشده استفاده نكن
نااميدي بهم خوردن رابطهات ،رو سر من خراب نكن
داشتم سعي ميكردم حواست رو پرت كنم
حق با اونه، بايد ازش بگذري
بيا دوباره بازي كنيم
من نيستم
يه روز كامل تحقير شدم
نميدونم، پسر
تند نرو
،بعد از اينكه كلاگ ميراثت رو ازت گرفت
يه عمر خفت در پيش داري
انگار كلاگ رو احضار كردم مثل عروسك خيمه شببازي داره باهات بازي ميكنه
بعد مثل بقيهي چيزها كه كارش تموم بشه
پرتت ميكنه يه طرف
آره، ولي قراره دشمن اون باشم
تو، در واقع قراره بود جاي اون باشي
،اينجوري كه من ميبينم بهت لطف كرده
چطور مگه؟
ميخواستي سرنوشتت رو عوض كني، درسته الك؟
اون برات عوضش كرد
تو از گلوله جا خالي دادي
من؟
هنوز اينجام، مقدر شده كه آدم بده باشم
كي ميگه؟
آدمِ بد يه ماهيت از جنبه فكريـه
آره، خب بر اساس حسابهاي بدن در انتظار من
فكر كنم ميشه گفت تقدس توي آيندهي من نيست
هردوتون انگار دوتا بچه ميمونين
اينم يه مطلب مهم: عمل كنين
شجاع باشين
شما نويسنده سرنوشت خودتونين
اونطور رفتار كنين
اون چيه؟
شروع بيانيهي " تيسيوس" بزرگ
ظاهراً
خوندن اون براي اولين بار وقتي 14 سالم بود يادمه
به معناي واقعي دارم تماشا ميكنم تاريخ نوشته ميشه
دلم نميخواد خيالاتت رو خراب كنم، لوكاس
ولي امتناع ميكنم اون هيولايي باشم كه همه دربارهش حرف ميزنن
!نه، نه، نه
فكر كنم، اين ميراثي بود كه بهتره شناختهنشده بمونه
به همين راحتي؟
...شايد نه، نه، ولي
تا زماني كه هرگز هر چي كه اون بود رو ننوشتم
نميتونم جلوي اين فكر رو بگيرم كه آينده بهتر ميشه
دوباره سلام
تكون بخور
فكر كنم بايد مجبورم كني
تو خوابم نميبينم كه بدون تو اين جلسه شروع بشه
مهمانها اونطرف منتظر ميمونن
نگران نباش، زياد طول نميكشه
آدمربايي و بازداشت غيرقانوني؟
اين يه اتهام جديـه
بهتره دستگيرم كني
اگر ميخواستم دستگيرت كنم همين الان دستبند زده شده بودي
اوه، پس اين فقط يه جور قدرت نماييـه؟
يه چيزي كه وقتت رو پر كني؟
نه
اون ميدونه كه وكيلهات تو رو
كمتر از 1 ساعت بيرون ميارن
فقط ميخواد بدوني كه اينجاست
و حواسش بهت هست
خوب بهم ياد دادي
ميتونيم بريم
خيليخب
بشين
يا چيكار ميكني؟
بازداشت
به انداختن تو با تراويس فكر ميكنم
تا موقعي كه وكيلهات بيرونت بيارن تو همه جوره سرگرمي ميشي
خب، براي تراويس، اينجورـه
مطمئني ميخواي اين بازي رو بكني؟
ميبيني، اين فرق بين من و توئه، كلاگ
تو واقعاً فكر ميكني اين يه بازيـه
اين دقيقاًَ همينه
به وكيلهام نياز ندارم كه برام بجنگن
ميتونم بسادگي تمام منابع مورد نياز
اين واحد رو قطع كنم
ميرم نورا رو ببينم و بهش يادآوري كنم
چقدر براي پابرجا موندن اين سازمان اهميت دارم
بهش اطلاعات مفصل و متهمكننده ميدم
،دربارهي دوستمون اميلي، دوستمون الك
و كاراگاه مأمور ويژه يا هرچي كيرا كمرون
اگه اين جنگيـه كه ميخواي
و اگه اين بازم اين حملهي
آزاردهنده واضح رو متوقف نكنه
بعد مطمئنم شهردار، شهرداري
و چند تا نهاد ديگه كه در اختيار دارم
گردنِ كلفتت رو به خاك ميمالن
و خودت رو در حال قبض جريمه دادن
توي محلهي بيخانمانها ميبيني
حالا يا دستگيرم كن يا گورت رو از سر راهم گم كن
No comments yet. Be the first to leave one.