The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
دفعه بعد، من لباسها رو انتخاب میکنم
نسبت به تو ده برابر عزبتر به نظر میام
ده برابر نسبت به من عزبتری...
خفه شو!
حتما. شما بیا برو جلو، خواهر
ممنونم
و امروز میتونم چه کمکی بهتون بکنم، خواهر؟
من...
میخواستم یه چک رو به حساب بذارم
زود باش دیگه، جینی
صد باری این کار رو کردیم
نه، مال خودت نیست. اونا رو زنها رو راه نمیدن
خب، ما اولین هستیم، خانم، باشه؟
پس پول رو بذار توی کیف
- یا خدایا، اسلحه! - باشه، مردم، گوش کنین!
ما برای ارتش جمهوریخواه ایرلند داریم پول جمع میکنیم
مادر ارشد!
همه بخوابین روی زمین! الان!
همه، دستها روی سرشون باشه!
بخواب روی زمین!
زود باش، خانم
- بخواب روی زمین، لطفا - نه!
این کار توهین به مقدساته
حاضر نیستم نقشی درش داشته باشم
نه، یه کار کوچیکه، عزیزم
حالا زود باش، لطفا بخواب
نه!
باید از خودتون خجالت بکشین
دراز نمیکشه. چه خاکی به سرم بریزم؟
فکر کنم باید ازش درس عبرتی بسازیم
- صد سالشه - آره، کتاب راهنماتو بخون
هر کسی که مقاومت کنه به جنبش خیانت کرده
- یه کاتولیک کوفتیه - راستی منم کاتولیکم!
به پاش شلیک کن!
هی، چطور اون اجازه داره وایسته؟
- بخواب! - باشه!
باشه، باشه، باشه، باشه. پول رو بریز توی کیف
بدو، بدو، بدو!
باشه، جینی. جینی هستی، نه؟
باشه، آروم باش، جینی. چیزی نیست
همونقدر که به فکر خونواده خودمم به فکر خونواده تو هم هستم، خب؟
میخوام بچههامون توی یه ایرلند آزاد بزرگ بشن
- باشه، عزیزم؟ - باشه
چیزی نیست
دختر خوب
دست رد به سینهم نزن، عزیزم
مادر ارشد، داریم میریم!
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
«هیچی نگو»
خوشحال باش، پنهلوپه. شنیدم زمین تنیس هم دارن
به پادگان پالاس خوش اومدین، قربان. سفرتون چطور بود؟
45 دقیقه
درسته. خب...
برای همین به بابات نیاز داریم، عزیزم
اومده کمک کنه جنگ رو ببریم
جنگ نیست، یه شورشه
گُل گفتی، پنهلوپه
یادته چرا اصرار داریم بهش بگیم شورش؟
چون اگه بگیم جنگ به تروریستها مشروعیت دادیم؟
آفرین
خب، این اتاق جنگه...
که مشخصه باید اسمش رو عوض کنیم
بلافاصله دست به کار میشیم
برای اینکه موقعیت شما مشخص بشه، قربان...
پروتستانها رو در شرق داریم
این نواحی دوستانه هستن
و کاتولیکها در غرب اینجا هستن
هر دو طرف فرقهها شبهنظامی خودشونو دارن
هر دو روزانه بمب کار میذارن
کمتر نگران پروتستانهام
در اصل طرف مان
درسته. خدا رو شکر بیشتر اسلحهها رو هم اونا دارن
و ارتش موقت جمهوریخواه ایرلند، شورشیان کاتولیک چی؟
چند نفر از افراد ما رو کشتن؟
تا حالا 40 نفر رو از دست دادیم...
بیشتر به خاطر بمبگذاریها و تیراندازیها
ادعا میکنن که افراد غیرنظامی رو هدف نمیگیرن...
ولی هر روز تلفات داره بیشتر میشه
تعجب نمیکنم. بمب یه ابزار کُند...
در دستان کسیه که هیچ آموزش یا تحصیلی نکرده
بله، قربان
و اینا بازیکنان اصلی هستن، ها؟
باید بگم برخی از افراد جوانتر...
نشون دادن به این راحتی آفتابی نمیشن
ولی دیشب یه ذره شانس اوردیم
سگ جری آدامزه، قربان
اون داستان حقیقت داره
انگلیسیها سگ جری رو دزدیده بودن
- سگش؟ - آره
ولی چیزی که باید به یاد داشته باشی...
اینه که اون موقع، اطلاعات انگلیس...
یه ذره عقبمونده بودن
از برندن بپرس
آره. خیلی هم کندذهن بودن
واقعا انگلیسیها وضعشون افتضاح بود
انگلیسیها به یه خونه در لاور فالز حمله کرده بودن...
دنبال من و جری میگشتن، خب؟
جری آ؟
دنبال جری آدامز هستیم!
شنیدی، جری؟
مشهور شدی
لعنت بهش، شین رو گرفتن
چیزی که به جاش پیدا کردن یه آدم سیاهپوست خیلی گیج بود
میدونی، اگه مشخص بشه سگت خبرچین بوده...
خودم یه گلوله توی سرش خالی میکنم
شین هرگز این کار رو نمیکنه. وفاداره
فقط چون بهش غذا میدی وفاداره، کودن
نگاش کن. از همین الان فراموشت کرده
من و جری در حال فرار بودیم، خب...
این یعنی توی خونه نمیخوابیدیم
هر جا که میرسیدیم میخوابیدیم
تو همونجا وایستا!
هر بار که یه انگلیسی میدیدیم...
تنها کاری که باید میکردیم زدن نزدیکترین در بود
لعنت به من
چطوری، جرالدین، عشقم؟ خوبی؟
بیا، بیا بهمون یه کوچولو کمک کن
بیا. این تفنگ رو بگیر، خب؟
من و جری تمام بلفاست غربی رو داشتیم...
که مطیع و رام ما بودن
و انگلیسیها تنها چیزی که داشتن اون سگ کوفتی بود
وقتی جری حواسش نبود به اون سگ لگد میزدیم
یه سگ پروتستان بود. آبجو میخوای؟
گفتیم شاید این حیوون بتونه ما رو به خود این فرد برسونه
و هنوز چیزی بهتون نگفته؟
نمیدونین جری آدامز چه شکلیه، درسته؟
فعلا همینطوره، قربان
خب، از کجا میفهمین وقتی سگ اونو شناسایی کنه؟
شاید اون فرد جری آدامز باشه. تبریک میگم
انگلیسیها یه مشکلی داشتن
نمیدونستن کی عضو ارتش موقت جمهوریخواه ایرلنده
تنها عضو گروهان دی که دستگیر شده بود...
شریکم، جیمی بود
و جیمی حرف نمیزد
اسمش جیمی دولی ـه
متوجه شدیم عضو گروهان دی ـه. از نزدیک با دارک ارتباط داره
از این یارو که بهش میگن دارک چی میدونیم؟
زیاد نمیدونیم
میدونیم بیرحمه
واحدش بیشتر از هر کسی در شمال بمب گذاشته
و میدونیم طرفدار داره. بیشتر این آدمها، قربان...
میگن دارن به خاطر مردم میجنگن
میدونی، توی کنیا...
یه واحد تروریستی بود...
که قبیلههای محلی عاشقش بودن
باور داشتن که نمیشه رهبرشونو کشت
بعد از اینکه کشتیمش...
شورش مثل یه دستمال کاغذی خیس از هم پاشید
همه چی متوقف میشه تا وقتی که دارک رو پیدا کنیم
قربان
و یه دکتر برای اون بدبخت بیارین. اگه بمیره نمیتونه حرف بزنه
میتونن ما رو کتک بزنن، بهمون شلیک کنن...
میتونن با تانکهاشونو از رومون رد بشن...
ولی یه کار که هرگز نتونستن ما رو بهش وادار کنن حرف زدن بود
خب؟ سکوت قدرت ما بود
زنان جمهوریخواه ایرلند معمولا عادت ندارن از بانکها دزدی کنن
اینو گوش کن. آرتیایی و رادیو 4
و در مورد عادت داشتن درست گفتم
میدونی که برندن اجازه این کار رو نداده بود، نه؟
حق نداره با گلوله زانوهامونو داغون کنه؟
فقط اگه پول رو نگه داریم
تازه باید ازمون خیلی هم راضی باشه
دوتس، 38 پوند دزدیدیم
الان همه دارن ازمون حرف میزنن
و همین یه دنیا ارزش داره
توی مردهشور خونه کارت دارن
کی مُرده؟
اتاق تو انتهای راهروست
همونی که در مشکی داره
بیاین بشینین
در مورد پیروی از دستورات باید با هم حرف بزنیم
بله
ببین، عذر میخوایم
مسئولیت کاملش رو قبول میکنیم
و آماده ماموریت بعدیمون هستیم
میدونی اگه از افراد من بودین باهاتون چی کار میکردم؟
آره، خب، شانس اوردیم که...
خیلی متاسفیم
حداقل دیدین که به آرتیایی رسیدیم؟
راهبهها حرکت قشنگی بود
محض رضای خدا، جری، حدود 38 پوند دزدیدن
بهت که گفتم
خب، همین امروز یه فکری به سرم زد
یه چیزی که حتما به رسانههای انگلیسی برسه
بگو ببینم
آدمت، جیمی رو انگلیسیها دستگیر کردن، نه؟
بله. چرا؟
فکر کردیم شاید بتونیم آزادش کنیم
- فرار از زندان؟ - به خودت بیا
نمیتونی به پادگان پالاس حمله کنی
قبل از اینکه به زمین رژه برسی مُردی
آره، ولی جیمی توی پادگان نیست، مگه نه؟
توی بیمارستانه
مار، بهش بگو
جیمی به جراحی شکم نیاز داره
اینقدر بد کتکش زدن که آپاندیسش پاره شده
صبح میفرستنش بیمارستان
No comments yet. Be the first to leave one.