The first 200 lines.
بس کن
اوکی ریون
این همه راه اومدی اینجا که دعوا راه بندازی؟
یعنی دعوا کردن تنها کاریه که بلدی؟
سوختم
سوختم خیلی داغه
این چه کاریه؟
دیوونه شدی؟
میخوای بپزی بخوریشون؟
پوستشون داره کنده میشه
بهت گفته بودم جلوی مغازه ی من دعوا راه نندازین
میدونم برای همینه که اومدم اون ملاقه تو بذار کنار
خوب ازش مراقبت کن فردا میام میبرمش
فعلا
برادر،برای چی همینجوری ولش کردیم به شهرتمون لطمه میزنه ها
شبیه موش آب کشیده شدی اونوقت حرف از شهرت میزنی
چی گی - بله برادر -
اون هوا ری پیر مرد هنوزم تو کار جمع کردن جنازه هاست؟
معلومه،الان زمستونه،خیلی ها از سرما و گرسنگی میمیرن فصل پرکاریه براش سرش شلوغه
بهش بگو میخوام ببینمش
همین الان؟
میخوای به انگلیسی بهت بگم؟
Right now.
جانگ ته
شین جانگ ته
صدامو میشنوی؟
جانگ ته به هوش بیا
شین جانگ ته
خواهر سو وون
یه بیهوشی زودگذره نیاز نیست نگران باشی
واقعا؟
بعد از تموم شدن این سِرُم و یه خواب خوب شبانه سرپا میشه
ممنونم
واقعا ممنونم
تشکر برای چی؟میخواستم به خاطر ایجاد مزاحمت ازش شکایت کنم
چیزی نمونده بود یه عمر ازت سرزنش بشنوم
چی؟
مگه همونی نیست که تو همه ی این 5 سال منتظرش بودی؟
کی منتظر بود؟
عوضی
رئیس بانگ جو
چیه؟
میخوای جسدُ منتقل کنی؟
بله
اگه بخوایم قبل از رسیدن ارشد چیرینبانگ ، برگردیم
باید همین الان حرکت کنیم
چه خبر از شین جان ته؟
خیلی ها برای گرفتن بامسانگتون
سر راهشن
نه
برو بیارش
اون قادره میراث پدرشو ادامه بده و کارهای مهمی انجام بده
همونطور که منتقل کردن جسد اهمیت داره
توانایی تحریک احساسات اون پسر هم اهمیت داره
متوجهم
دیگه باید برم
آینده ی کلوب شانگهای
در دستان پسر توئه
روی شما حساب میکنم
دکتر جانگ خوب خوابیدی؟
گفتم اگه جلوی دستای کثیفتو نگیری و آمپول هوا بخوری چه اتفاقی برات میوفته؟
هوا وارد رَگ های خونی شده و منجربه مرگ میشه
میفهمی چه بلایی سرت میاد ولی بازم کارتو تکرار میکنی؟ نمیخوای دستتو بِکشی؟
به شرطی که اول سوزنتو بِکشی
هوا هوا داره میره تو
تو چجور گنگستری هستی که از سوزن میترسی؟
گمشو
فکر نکنم هوا رفته باشه توش
هوا نرفته توش
بیدار شدی؟
کی هستی؟
ما قبلا با سول دو سانگ ،همدیگه رو تو بامسانتونگ دیده بودیم
جانگ جه ها هستم
درسته
اینا همونایی هستم که بهت حمله کردن
امیدوارم به عنوان برادر زاده ی ما بتونی درک کنی
به محض این که برادر یانگ چول از دنیا رفت
وانگبانگ ، ایل گوه هوا ، خارجی ها ، ویتنامی ها و حتی تایلندی ها
همه شون برای بلعیدن بامسانتونگ هجوم آوردن
برای همین افرادم یکم عصبی هستن
چه غلطی کردین شما؟ اون پسر برادر یانگ چوله
حالتون چطوره،برادر؟
بریم
کجا بریم؟
منظورت از کجا ،چیه؟
باید جسد پدرتو بیاریم تا بتونیم مراسم ختمشو بگیریم
من هیچ علاقه ای ندارم
هیچ علاقه ای نداری؟
حتی اگه جسد پدرت خوراک سگهای وحشی بشه و دیگه قابل شناسایی نباشه؟
حتی اگه بیوفته تو رودخونه و غذای ماهی ها بشه بازم برات مهم نیست؟
بله
پدرم خیلی وقت پیش برای من مُرده
هی حرومزاده ی از دماغ فیل افتاده
حتی وقتی یه روباه بمیره،میخواد که به وطنش برگرده
ولی پدرت که با پای خودش رفت شانگهای دراز کش شد
و یه حرومزاده تیکه پاره اش کرد
اونوقت پسرش میگه که براش مهم نیست؟
یه ذره هم کنجکاو نیستی کدوم حرومزاده ای این بلا رو سر پدرت آورده؟
بله
اصلا نمیخوام بدونم
هر کاری دلت میخواد بکن
متاسفم
برو
اوکی ریون
نمیتونی بشنوی؟
برو پدرتُ بیار
اوکی ریون
میدونم که
پدرت چه جور آدمی برای تو بوده
میدونم که چقدر ازش متنفری
ولی در حال حاضر
میدونی فقط برای این که خودتو خالی کنی داد و بیداد راه میندازی؟
چی؟
خونه ای که تو شینیجو داشتیم ،یادته؟
میونگهوالگوان به دست ژاپنی ها از بین رفت
با مال سوک و اون خانمه از موکپو
وقتی داشتیم از طریف رودخونه ی یالو فرار میکردیم
عمو شکارچی و مادرم
مجبور شدیم تو رودخونه رهاشون کنیم
مادرم
اگه میتونستم جسدشُ پیدا کنم
میخوام باهاش خداحافظی کنم
یکی هست که نمیتونه شبیه من باشه
حتیاگه بخوام جسدشو بغل کنم و گریه کنم
بیفایده است
یکی هست که حتی مثل من نمیتونه با خیال راحت گریه کنه
میفهمی؟
متاسفم
هیچ کی بهم نگفته بود چه اتفاقی تو شینیجو افتاده
در مورد مادرت و
آقای شکارچی
اصلا نمیدونستم چه بلایی سرشون اومده
منم نمیدونستم چه بلایی سر تو اومده پس با هم برابریم
متاسفم اوکی ریون
فراموشش کن
فقط برو جسد پدرتو بیار
مراسم تدفین شین سانگ چول در هوانگبانگ برگزار میشه
فقط همین نیست
هوانگیانگ میخواد با استفاده از چیریمبانگ کنترل اموال عمومی رو هم در دست بگیره
چیریمبانگ؟
بله.نیروهای امنیتی هستن که مراقبت از اموال عمومی رو در دست دارن
اونا شامل رهبران رهبران ارشد تما اصناف هستن از تجارت و بانکداری و کشاورزی بگیر اِلی آخر
برای مردم، تصمیمات چیریمبانگ، حکم قانون داره
اگه تصمیمشونُ رد کنیم چی؟
اونوقت هر زمانی ، توسط هر کسی مورد حمله قرار بگیریم
حق اعتراض نداریم و باید مثل سگ بمیریم
این چیزیه که بین مردم جا افتاده
هوانگبانگ میخواد با استفاده از چیریمبانگ منو تحت فشار بذاره و کنترل کلوب شانگهایُ به دست بگیره
میبینم که با یه جسد ، سه تا هدفُ نشونه گرفته
ساساکی کجاشت؟
دفعه ی دیگه به قلبت میزنم
کی بود؟
کسی که بهت گفت بارئیس هوانگبانگ درگیری راه بندازی
ساساکی
قرار نیست دهنتو باز کنی،درسته؟
کسی که بهت دستور داده ،احتمالا قول حمایت از خانواده ات در اوزاکا رو هم بهت داده
پس لازمه منم یه قولی بهت بدم
من سرتو با گوش بریده و چشم از حدقه در اومده برای خانواده ات میفرستم
جلوی سر بریده ات
زن و بچه هاتو هم با همون روش میکشم
حرف میزنم
همه چیو بهتون میگم فقط به خانواده ام رحم کنیم
کسی که بهم دستور داد دعوا راه بندازم
...اون آدم
جناب یاماموتو
بله شاهزاده گایا
نمیخواستم به خاطر حرفهای
یه سرباز ساده ، به هیچکدوم از شما مظنون بشم برای همین کشتمش
منظورمُ
خوب فهمیدی؟
لطف شما پاینده باد،شاهزاده گایا
من با جون خودم به شما خدمت میکنم شاهزاده گایا
پس امروز،تو ، یاماموتو ، وفاداریتو بهم نشون بده
فرمانتون
گوش به فرمانم
به محل زندگی شین جانگ ته رسیدیم
جانگ جه هوا و شین جانگ ته برای تحویل گرفتن جسد به مورگا رفتن
چرا جانگ جه هوا همچین کاری کرده؟
تو فورا این خبرُ به رئیس برسون ما هم به مورگا میریم
بله
برادر، اگه ما واقعا جسد یانگ چولُ تحویل بگیریم
میتونیم جلوی هوانگبانگ بایستیم؟
معلومه
، هر کاری هم اون پیر مرد هوانگبانگ انجام بده ...وقتی من برادر یانگ چولُ بیارم
و براش مراسم ختم بگیرم،نشون دهنده ی اینه که
جانگ جه هوا ،بعد از اون داره شانگهایُ اداره میکنه
وقتی همه ببینن
اون پیرمردم مجبور میشه ادعاشو پس بگیره برای همینه که گفتم بریم جسدُ تحویل بگیریم
اونوقت دیگه کلوب شانگهایم از دست نمیدیم و میتونیم بامسانتونگُ در امنیت نگه داریم
فهمیدی؟
بله برادر
جانگ جه هوا؟
بله
اون از وقتی شین یانگ چول از دنیا رفته چشمش دنبال بامسانتونگه
مبارز سریعیه و پای معامله که پیش بیاد مثل مار میمونه
...موش کور پیر هوانگبانتونگ و مار بامسانتونگ
قضیه داره جالبتر میشه
واقعا کنجکاو شدم که بالاخره کی موفق به تحویل گرفتن جسد میشه
یاماموتو چی؟
از راه برگشت محافظت میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.