The first 200 lines.
تولید شده توسط شرکت فیلمسازی جئونوونسا
نیازهای یک مسافر
.آسون میشه
باشه
ولی، ما... قسمت اول رو کار میکنیم؟
.آره، قسمت اول خوبه. آره
فقط قسمت اول؟
...آره، اوم
.من قسمت اول رو دوست دارم، واقعاً خوبه
...قسمت دوم... اوم
!چطور بگم، فرق داره
.خب... مگه اینکه بخوای بری سراغ قسمت دوم هم
.باشه. میخوای بری
میخوای سعی کنی قسمت دوم رو انجام بدی؟
.نه، نه، نه، اشکالی نداره
.باشه
...خب
امروز میخوای بری بیرون؟
چی کار میخوای بکنی؟
...اوم... شاید... شاید... هوم
.بیا! این
.آره، ممنون
زیاد تمرین کردی؟
.آره، بارها تکرار کردم
.بارها، بارها
.خوبه
.آها، آخر ضبطت نگه داشتم. نوار رو
.آره، ممنون. میدونم
خب، چی کار میخوای بکنی؟
...میخوای
.بیا بریم بیرون! آره
.بریم؟ حتماً
آیریس! میخوای... اون پیانو رو بشنوی؟
.من میتونم پیانو بزنم
.آره، باشه
.من واقعاً عاشقشم
.تو به این نیاز داری
.ممنون
.خوب بود
.از اینجا میشنیدمش
آه... خوب بود؟
.آره
.ممنون
میتونی بهم بگی، موقع نواختن چی حس کردی؟
آه، پس سؤال اینه؟
...من... چی حس کردم، حس کردم
.حس کردم... خوشحالم
.پیانو زدن خیلی خوشحالم میکنه
.فهمیدم
و دیگه چی حس کردی؟
.هوم، خوشحال بودم
و... ملودی؟
.ملودی خیلی قشنگه
میدونم، ولی تو دلت چی حس کردی؟
عمیقتر، واقعاً چی حس کردی؟
.نمیدونم
چی حس کردم؟
.خوشحال بودم و احساس زیبایی داشتم
.ملودی
چی حس کردم؟
فکر میکنی خوب میزنی؟
.خوب زدم. اوکی
.اشتباه زیادی نداشتم
.فکر کنم دارم بهتر و بهتر میشم
.پس احساس غرور کردی
.به خودت افتخار کردی
.آره. فقط یه کم. ولی فقط یه کم
احساس غرور کردی یا نه؟
...فکر کنم... من حس کردم... در واقع
.یه کم کلافه بودم
واقعاً؟ چرا؟
.چون به اندازه کافی خوب نیستم. برای همینه
.کلافهای که به اندازه کافی خوب نیستی
.آره. حس کردم... از دست خودم کلافهام
.اینقدر دلم میخواست پیانیست خوبی بشم
.میخواستی هنرنمایی کنی
.هوم... آره
.منم میخواستم خودی نشون بدم، مطمئنم
...من خیلی
.کلافهام
.از دست خودم
.از خودم خیلی خستهام
این آدم تو وجود من کیه؟
که اینقدر خستهاس؟
که همیشه میخواد یه آدم دیگه بشه؟
یه آدم دیگه؟
میدونی اسم کی پشت این سنگه؟
اون سنگ؟ چیه؟
.اسم پدرم اونجا حک شده
ولی، روش چی نوشته؟
.آه... اسم محلمون رو نوشته
...اوه، واقعاً؟ هوم
.بزرگه، مگه نه؟ آره، خیلی بزرگ
پس اسم پدرت اونجا حک شده؟
آره، خیلی بامزهاس، مگه نه؟
ولی چرا اسم پدرت اونجاست؟
.هوم... پدرم پول اهدا کرد برای ساخت اون سنگ
.خیلیها پول دادن ولی اون بیشترین مبلغ رو اهدا کرد
.این چیزیه که شنیدم
اسم پدرت اونجا حک شده؟
میتونم ببینم؟ آه، میخوای ببینی؟
.حتماً
وقتی واقعاً به این فکر میکنی، چه حسی داری؟
.یکم خجالت میکشم
خندهداره، مگه نه؟
.بله، میفهمم. خجالتآوره
اما حس دیگهای هم داری؟
...هوم... حس میکنم
.نمیخوام بهش فکر کنم چون پدرمو دوست دارم
.باشه. اسم پدرت اینجاست
...و
.تو از این بابت خجالتزدهای. و پدرت رو دوست داری
.نمیخوام مسخرهاش کنم
!اون خیلی دوستم داشت
.میدونم که اون... واقعاً خیلی دوستم داشت
.هر روز، وقتی زنده بود
.ببخشید
.میفهمم
اون واقعاً... میتونی نگهش داری؟
.واقعاً خیلی دوستم داشت
.دوستم داشت
.اون واقعاً دوستم داشت
...هر روز من
...مخفیانه رد میشم. رد میشم
.مخفیانه از کنار سنگ
.مخفیانه از کنار سنگ رد میشم
...و هیچوقت نگاه نکردم به
.پدر واقعی
...اما
آیا هست؟
آیا پدر واقعی هست که بشه بهش نگاه کرد؟
آیا پدر واقعی هست که بشه بهش نگاه کرد؟
.بفرمایید. ممنون
.نگاه کن، کاملاً خوب شده
.عجیبه، یه پوست جدیده
.اوه، نه، نشونش نده به من
.باشه. درد داره
.اما، اینجا... اینجا درد میکنه
.باشه. خیلی بده
.اما کاملاً خوب شده، عجیبه
.ببین! نه، نه، نشونش نده به من
.حتی فکر کردن بهش هم درد داره
.باشه
.فقط خوشحالم که پوست جدید اینقدر صورتیه
.خوبه
.امروز فقط سه تا کارت داریم
ممنون. میتونید خط منو بخونید، درسته؟
.اوه، بله. خوبه
.چون دستخطم بده
.میتونم بخونم، نگران نباشید
.بارها تکرارش کن
.میدونم. تا جایی که ممکنه
بله. خوبه؟
.و، ممنون که منو به مادر دوستت معرفی کردی
.اوه، خواهش میکنم. خوشحالم که کارو گرفتی
.ممنون. ایشون خیلی مهربونن
.آره... ممنون
!آه
.بفرمایید پول، ممنون
!ممنون
!نه، من از شما ممنونم
.ممنون
!باشه، من دیگه میرم. اوه، فهمیدم
.خداحافظ
.هفته بعد میبینمت. هفته بعد میبینمت
الو؟
.سلام
میتونم اینجا بیبیمباپ سفارش بدم؟
اوه، بیبیمباپ؟
.حتماً، بیبیمباپ. بفرمایید بشینید
ایریس؟
!سلام! سلام
شما ایریس هستید؟
!بله، اما آیریس هستش
آیریس؟ ایریس نه؟
.نه، آیریس
.مردم اشتباه میکنن
.اوه. لطفاً به طبقه دوم بیاید، اتاق ۱۰۱ هست
.در رو باز میکنم. باشه، میرم طبقه ۱۰۱
.ممنون
.پس... این کارت یادداشته
ما کتاب درسی نداریم؟
.نه، نه
.این چیزیه که میخوام حداقل برای یک یا دو ماه انجام بدیم
.اوه
.کلاه دوست داری؟ اوه، بله. من کلاهِ خودمو دوست دارم
.هوم... خیلی بهت میاد
.ممنون
همیشه کلاه میپوشی؟
.بله، کلاه دوست دارم... از بچگی
واقعاً، از بچگی؟
.بله
اما چرا؟ چرا کتاب درسی نداریم؟
به کتاب درسی نیاز نداریم؟
.نه. نه
.اما بعد از یک یا دو ماه میتونیم شروع کنیم به خوندن یه کتاب
.تو یه کتاب که دوست داری بخونی رو انتخاب میکنی و ما میتونیم با هم بخونیمش
و در این مدت با این کارت یادداشت چیکار میکنیم؟
دقیقاً چیکار میکنیم؟
.میدونم، این روش معمول تدریس نیست
No comments yet. Be the first to leave one.