The first 200 lines.
ریکو، تو واسم خیلی آدم خاصی هستی
دوست دارم یه وقتهایی باهات شام بخورم
و میتونیم درباره اش حرف بزنیم
!اووووم... باشه
عالیه، پس باهات تماس میگیرم
منتظرم پس
•°• ترجمه ی اختصاصی پروموویز •°•
قطعا عادت به کار کردن و پیاده روی، واسه سلامتی خوبه
پس چرا باید بیکار بشینیم؟
گناهه که بخوایم بقیه رو توی دردسر بندازیم
چرا باید از قدرت یک نفر دیگه استفاده کنم؟
غذا و لباس هم همینطور
یک پتوی نازک باشه یا یک لحاف ضخیم
با هرچی دم دست باشه خودم رو می پوشونم
و با حیوونهای وحشی مزارع و آجیلهای کوهستان خودم رو زنده نگه میدارم
چون زیاد با بقیه دم خور نمیشم واسه همین باعث میشه که زیاد پشیمونی تو زندگیم نداشته باشم
....همم
خدایا، چیه؟ مسئولیت چی؟- عجله کن، یالا-
من مسئول چی ام؟
سلام دخترها، ببخشید معطلتون کردم. این ساروواتاری کتاعه
سلام- بابت عروسیتون تبریک میگم-
مبارکه
...پس، درباره عروسی
سلام. اینجا بشینم؟
از دیدنتون خوشحالم. من ساروواتاری کتا هستم
چیزی میل دارین؟
تو. بالاخره خود واقعیتو نشون دادی
ممنون. می بینمت- عالیه، رن-
رن، بهت خوش گذشت؟
اوهوم
!مامان، من میخوام دنبال ارواح مبارز باشم
مامان یه چایی تو یک کافه همین نزدیکی ها میخوره و
به بابا بگو یک ساعت دیگه کلاس داری، باشه؟- باشه-
بعدا می بینمت
چی کار کنم؟ خانوادشو دیدم
باهات در تماسم، واسه تاریخ هفدهم ساعت 7 غروب رزرو کردم- متوجهم، منتظرم، خیلی ممنون-
ها؟ شاید
باید با یه استیکر جواب میدادم؟
ولی یه شب گذشته
...نمیتونم یه استیکر بفرستم خیلی زیادی میشه؟
بفرستم؟
یا نه؟
کوکی، مشکلی پیش اومده؟ خوبی؟
!کوکی- چیه؟-
!وووووای
کوکی، تازگیها رفتارهاش خیلی عجیب غریب شده، مگه نه؟
از وقتی مربی ساروواتاری شده، اتفاقی افتاده
یکم بیشتر شبیه آدمیزاد شده
...وای دیدش
به نظر خوب نمیای، مریضی؟
خب ،میدونی، ماریا
مثل اینکه ازدواجش رو با اون رئيسه بهم زده
ولی به سال پایینی هاش پز ازدواجش رو داده
و الان بجاش میخواد من باهاش ازدواج کنم
...واسه همینه پس
تبریک میگم- !تبریک؟-
خوش به حالت میشه، نه؟
چون ساروواتاری به نظر میرسه که هنوز به ماریا حسهایی داره
...به نظرم ماریا خیلی- نه، ندارم-
نه، عمرا. فقط داره از من سوءاستفاده میشه
این عشق نیست، درسته؟
بطور باورنکردنی حساسی، نه؟- معلومه؟-
خیلی دراین باره حساسم
ببین، عشق و ازدواج دو مقوله جدا هستن
واقعا؟
آره، همه هر روز میتونن عاشق بشن، ولی ازدواج
حرف زندگی با یه نفره
...اگه بخوایم واسش یه معنی پیدا کنیم
"صدای رعدآسا"
مثل یک رعد و برق که بهت اصابت میکنه، نه؟
متوجه نمیشم- آره-
منم نمیفهمم بخاطر همین 33 سالمه و هنوز مجردم
این چیه؟- !آه آه-
اوه، بانمکه
ویرایش تیپ؟ تو اولین قرارم با سائوتومه، ویرایش تیپ
!خیلی ذوق زده ای
...من از اون ادم خوشم میاد
میخوایم باهم شام بخوریم
اولین بارمه
خوش به حالت
پانزده سال عشق یک طرفه ات
بالاخره نتیجه داد
امیدوارم سائوتومه همونی باشه که میخوای
منم امیدوارم
...آره، درسته
اولین قرارت با سائوتومه
گاکی، از کی تاحالا اینجا وایستادی؟
ایتا گاکی، انگار حالت خیلی خوب نیست
مریض شدی؟
اوووم... ریکو
بله؟
میشه یک دقیقه باهات حرف بزنم؟- حرف بزنی؟-
هی؟- بله؟-
...اوم- بله؟-
...نه
بعداً درباره این مسئله حرف میزنیم
"این مسئله؟"- "این مسئله؟"-
•°• ترجمه ی اختصاصی پروموویز •°•
وقتی پول تموم شد عشق شروع میشه
قسمت سوم
بابت تلاش زیادت ممنون- بله، منم ممنونم-
قرمز رنگه،اونجا گذاشتم تا چک کنین
شما متاهلی؟ - به محض اینکه شخص مناسب رو پیدا کردم متاهل میشم (خنده) -
حالا که اوشیجیما چک کرده مشکلی نیست
آها، بابت رزرو عالیت خیلی ممنون. کارت عالی بود
اینکار با خیلی از شیوه ها اشنام کرد
نمیخوام اون روز من نیستم ،کار کنی
قرار شام با ریکو
چشم
آه، راستی
میخوام یه کارت به نام سیگ ورم نووا بگیرم
...از اون بازی نبرد ارواح، ولی بدست آوردنش یکم سخته
میبینم میتونم توی مزایده پیداش کنم یا نه
میسپارمش به تو
متوجهم. حرف پوله، سائوتومه، نظر تو چیه؟
درسته
آه! تموم شد؟
وای!اون آستین کوتاهه. خیلی بانمکه
جون میده واسه قرار گذاشتن
آره! حتی مامانت با خوشحالی لبخند میزنه
اوه، نگاه کن، اون کن چانه
بله، موافقم و فکر میکنم سوءتفاهم مسائل اقتصادی بین یک زن و شوهر
میتونه خیلی راحت باعث ایجاد مشکلات توی خانواده بشه
پس زنی که میخواد همسر سائوتومه بشه باید
کسی باشه که اهل ولخرجی نباشه
نظر شما چیه؟- اگه سر سائوتومه باشه، پس مطمئنم-
فکر میکنم یه خانواده عالی بسازید
نه، فکر کنم مدلی که سائوتومه خوشش میاد
بیشتر از چیزی که فکرشو میکنین درگیر دردسر شه، چون معروفه
هااا؟- چی شده؟-
همایش پاییزه سالیانه سائوتومه
هر ساله سه ماه زودتر
اطلاعیه اش رو
توی این صفحه وقایع هتل میزنن
ولی امسال نزدن
کن چان سرش شلوغ نیست؟
واسه قرار گذاشتن با تو آماده میشه ریکو
صبح بخیر- صبح بخیر-
صبح بخیر
ریکو
روز قشنگیه، چرا یه خورده نریم بیرون؟
و اگه میشه اون لباس سرهمی رو بپوش
این؟- !پرو کردنش مهمه-
خب. خب. بپوشش- آره، آره-
...ای... این
آره، میدونستم. این لباس خیلی بانمکه
لطفا برگرد،خطرناکه
خیلی بهم میاین، جوون بودن خیلی خوبه
کجا میریم؟- اینجا، اینجا-
بازار اومیماچی
ریکو- لطفا یه دقیقه صبر کن-
!اوه، اونجاست، هیکاری
سلام- سلام-
خوبه. خوبه
...اوه، اونم قشنگه
...کتا. کتا. فکر کنم
این خانومو قبلا دیدم- ها؟ کجا؟-
فکر کنم اومده بود شیرینی فروشی که نیمه وقت کار میکنم
یک ساعت و نیم توی صف وایستاد و فقط یک کلوچه گردویی 130 ینی خرید
آره، حتما خودشه، مطمئنا
هیکاری
کارهات حرف ندارن
بی عیب و نقصه- مرسی-
آه؟ اون کیفی که دستته، دست دوزه؟
اه، آره- میخوام یاد بگیرم چه جوری درستش کنم-
باشه، چرا که نه
این خانوم سر اولین قرارش میخواد بره
اه، واقعاً؟
پس یه چیزی که به این لباس سرهمی میاد انتخاب کن
باشه، بذارش به عهده من
آره، قطعا این یکی
بیا، امتحانش کن. امتحانش کن
امتحانش کن، امتحانش کن
...خب، باشه
چطور...ه؟
خوشگل شدی
واقعا؟
آره. آره
خیلی بهت میاد. بهترین انتخابه
هیکاری، تحت تاثیر قرار گرفتم- ولی،صبر کن-
ها؟- ها؟ ازش خوشت نیومد؟-
نه، موضوع این نیست. خیلی دوستش دارم
منظورم اینه، راستش، عشق در اولین نگاه بوده
ولی
ولی؟- ولی؟-
سعی میکنم برای چیزهای جدید
بیشتر حواسم رو جمع کنم
حواستو جمع کنی؟- حواستو جمع کنی؟-
واقعاً نمیدونم
که میتونم
به نحو احسن تا آخر ازش مراقبت کنم یا نه
تازه، ما برای جواهرات و بقیه وسایل
محدودیت سه تایی داریم
باید با وسایلی که دارم یک مشورت کنم
مشورت؟ با وسایلی که داری؟
بردن این به خونه معنیش اینه که
باید از اون یکی خداحافظی کنم
متوجه نمیشم. قبل اینکه بتونی چیزی بگی وقت قرارت میرسه
متوجه نمیشی؟- فکر کنم بفهمم منظورت چیه-
هان؟ متوجه میشی؟- آره-
No comments yet. Be the first to leave one.