The first 200 lines.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
اصلا بهش نیازی نیست
آینده نگری معقول، این تمام چیزیه که لازم بود
ما از یک کشور بدوی کشاورزی به کشوری صنعتی تبدیل شدیم
و در این زمان مستعمرات به دستان ما افتاد
و ما چی کار میکنیم؟ قهوه اینجا داره هر شب بدتر میشه
پیشخدمت هیچ کاری نمیکنیم
پولمون رو میریزیم به پاشون و مواد غذایی رو از تمام دنیا میخریم
بجای اینکه امپراطوری رو توسعه بدیم
ریوردان تو یه دکتری... این قهوه میتونه یه آدم رو بکشه مگه نه؟
با نتایج واضحی
وقتی که ما بهای جنگ رو میپرداختیم برای غذامون پول نداشتیم
ریوردان اوه ببخشید
این قهوه آدم رو شوکه میکنه وحشتناکه
بازم قهوه بیار بله قربان
ببخشید دکتر فراموش کردید چک پرداخت شام رو امضا کنین
اوه بله
همه چیز خیلی آروم پیش میرفت
تا وقتی که هیتلر ظاهر شد
اون ظاهر نشد اون اجتناب ناپذیر بود
جنگ اجتناب ناپذیر بود
چه ذهنیتی میتونست احتمال جنگ رو پیش بینی کنه؟
بهرحال بی توجهی به امپراتوری
مدتها قبل از اینکه دولت قدرت بگیره شروع شده بود
دولت خاصی رو سرزنش نمیکنم
این انزوا طلبی ماست
امپراتوری ببخشید قربان
یه کسی رو میشناسم که یهو رفت به استرالیا
به اسم یان پامپریک مشکلاتی پیدا کرد
بارو بندیلش رو جمع کرد و بعد از یکسال برگشت
با استرالیاییها نمیتونست کنار بیاد فرستاده شد به کانادا
نمیدونم چه اتفاقی براش افتاد تا حالا کانادایی ها رو دیدی؟
من کانادا رو خوب میشناسم زبان فوق العاده ای دارند
لهجه شبیه آمریکاییها دارند، یکبار یه کانادایی رو دیدم
حتی یک کلمه از حرفهاش رو هم نفهمیدم
گفتم اینجا رو نگاه کن مرد جوان
اگه میخوای در امپراتوری بمونی باید یاد بگیری چطوری انگلیسی صحبت کنی
یه کم زمان برد
شب بخیر آقایون شب بخیر
فکر میکنی ما روی دلارهای آمریکایی زندگی میکنیم؟
چون هر غذای دهن پرکنی که میخوریم خرجش به دلاره
میشه یه قهوه مناسب بخوریم
ممنون
شب بخیر آقا
تاکسی
منزل دیتریل لطفا
شب بخیر
اوه شما هستید آقا
چه سورپرایزی... تا قبل از دو هفته دیگه انتظار برگشتتون رو نداشتیم
تورکی برای چند روز عقب افتاد یه کار اضطراری اومد جلو
ما انتظار برگشتتون رو زودتر از دو هفته دیگه نداشتیم
تورکی تعویق افتاد
خانوم ریودان اینجا نیست؟
نه آقا، خانوم گفت که شاید یه کم دیر بیاد
و نیازی نیست که منتظر بمونم
میشه کتتون رو بگیرم؟ نه این کار رو نکن
چند دقیقه تنم بمونه هوا یه کم سرده
خیلی خوب آقا
فراموش کردم... آیا کسی امشب به خانوم ریوردان زنگ زد؟
نه خانوم تنها سوار تاکسی شد و رفت
متوجهم
میتونی برگردی به رختخوابت آتکین
من منتظر زنم میمونم
خیلی خوب آقا
شب بخیر آقا
ویسکی؟ ممنون
با موسیقی چطوری؟ عالیه
برامز...بتهوون
یه موسیقی متمدن تر اینجا نداری؟
اون موسیقی که هفته پیش بهت دادم کوش؟
یه جایی همون ورا آه که اینطور
بهم افتخار میدید خانوم؟ من سرم شلوغه
یخ نیست
پسره دیوونه
کراواتش رو
سرت رو بگیر بالا
مامانم قبلا گره میزد سالها این کار رو کرد
هنوزم یه بچه ای
بهمین خاطر عاشقمی دیگه... غریزه مادرانه میاد بیرون
میرم یخ بیارم
و منو اینجا تنها میذاری؟
بذارید من یخ بیارم شما دو تا ادامه بدید
ما باید از پسرعموهای آمریکاییمون مهمون نوازی کنیم مگه نه؟
کلایو
سلام کلایو سلام بیل
سلام بیل
فکر کردم رفته اون رفته بود
فکر میکنم برگشته دیگه چه مدته اینجاست؟
زود تند سریع بگو...چیزی بگیم؟
فکر نمیکنم کاری بکنیم؟
نه بیل، سرت رو بالا نگه دار
تو منو بردی به کنسرت رکوسکی
مارگارت نمیتونسته بیاد پس من از تو خواستم مارگارت کیه؟
نگران اون نباش، نمیفهمی؟ باشه باشه
بعدش رفتیم ساوی یه کم صدف خوردیم کنار گریل
ما نرقصیدیم چرا نه؟
تو رو خدا بحث نکن
اون دوست نداره من با مرد دیگه برقصم
اوه کلایو میشه کمک کنم؟
میبینم که آماده کردی بله آماده کردم... خدا رو شکر همه چیز همونجوره
چی شد برگشتی عزیزم؟ نظرم عوض شد
از خودم پرسیدم از تعطیلات چی میخوام؟
تعطیلات به دور از همسر زیبام
بنوش عزیزم
اینم مال تو بیل
ممنون اینم مال من
بشین لطفا
نه اونطرف روی مبل
عجب ایده ای
خب موفق باشی
بسلامتی
راستی مارگارت نتونست بالاخره بیاد به کنسرت
بنابراین تو رفتی
آره
بیل در مورد یه چیزی زنگ زد درست بعد از اینکه مارگارت زنگ زد
اینطوری یه صندلی مجانی گیرم اومد
از کنسرت لذت بردی؟
اوه عالی بود هرچی که دوست داشتم رو نواخت
خیلی شلوغ بود؟ پر از جمعیت بود
یه عده اون پشت ایستاده بودند جالبه
پس اونجا رو پر از آدم دیدید
معلومه چطورم شلوغ بود جالبه
و تو عزیزم موسیقی مورد علاقه ات رو شنیدی که توسط رکوسکی زده شد
چند تاشون رو آره
تصورش واقعا عجیبه که یه همچین قدرتی داره کار استاد موسیقی
حتی وقتی که اونجا نباشه
میدونی امشب کنسرتی نبود چون کنسل شد
رکوسکی رو بردند به یه بیمارستان
حدودا نیمساعت قبل از شروع برنامه اش
اینجوریه... منم که اینجا نشسته ام موندم چی میگفتم
اگه جای هرکدوم از شماها بودم
ولی نه من نمیتونم فکر کنم جای شما باشم
بیل لطفا برو
بله فکر میکنم اگه اجازه بدید شب بخیر بیل
شب بخیر استورم نمیدونم چی بگم
ولی من میدونم چی بگم
بشین
اون تفنگ رو بذار کنار
بشینین هردوتون
خب بیل
تو حق داری کلایو ما به کنسرت نرفتیم
ما رفتیم ساوی یه چیزی بخوریم
گریل بود ما نرقصیدیم
مثل همیشه داشتم از گرسنگی میمردم
میدونی اون چطوری میشه
آره میدونم چطوری میشه
همه اش تقصیر من بود
من استورم رو قانع کردن از کنسرت صرفنظر کنه
ساوی؟ قسمت گریل لطفا میخوام با تونی صحبت کنم
بیل الان دیپلماسی انگلیسی رو یاد میگیری
باید سرشون شلوغ باشه گوش کن چه خبره تو بار
تویی تونی؟ شب بخیر من دکتر کلایو ریوردان هستم
حالت چطوره؟ خوبم ممنون
کارم رو یه کم زودتر از اون چیزی که انتظار داشتم تموم کردم
و به زنم گفتم که سعی میکنم اگه بتونم دیرتر بهش ملحق شم
ولی من بطرز احمقانه ای فراموش کردم که اون میخواسته کجا بره
آیا احتمالا کنار گریله؟
اون باید با یه جوان آمریکایی خوش تیپ به اسم آقای کرونین آقای بیل کرونین اومده باشه
نه؟ اصلا امشب اونجا نیومده بودند؟
نه؟ باشه پس من یه جای دیگه رو میپرسم
خیلی ممنون خداحافظ
بهت سلام رسوند عزیزم
خب بیل چطور بود؟
اوه بخاطر خدا این مسخره بازی های مضحکت رو تموم کن
میرم بخوابم شب بخیر بیل تا دم درب مشایعت میکنمت
شب بخیر کلایو
روی مبل
کمی بتونه و رنگ میزنم و هیچوقت متوجهش نمیشید
پس شما در کنسرت نبودید و در ساوی هم نبودید
بذار کوتاهش کنم کلایو، من احساس میکنم یه کم اضافی هستم
من اولش باید سراغ تو میومدم
بیل هیچی نگو، هیچی، میفهمی؟
بذار تمومش کنیم عزیزم خفه شو
حالا این ساعت داری به کی زنگ میزنی؟
سلام بتی سلام عزیزم استورم هستم
میدونستم هنوز بیداری
من تو رو دیدم ولی تو منو ندیدی
در کنسرت
خب ما خیلی عقب بودیم
من هیچوقت کنسرت رو در جای بهتری نبوده ام
رکوسکی عالی نبود؟
عزیزم ناهار روز 5 شنبه چطوره؟
باشه من 5 شنبه صبح برای برنامه ریزی بهت زنگ میزنم
خداحافظ
خیلی باهوشانه بود عزیزم ولی خیلی دیر بود
متاسفم که امشب فهمیدید
من منتظر باز شدن روزنامه تایمز فردا صبح بودم
و انتقادها رو در مورد کنسرت بخونم
لطفا بشین تا منم مجبور نباشم گردنم رو خم کنم
حالا وضعیت رو جمع بندی کنیم
بیل تو میخواستی چیزی رو بهم بگی که من خودم میدونستم
استورم نمیذاره بگی
هیچکس نمیدونه باید چی کار کنه
هیچکس منظور بجز منه
میدونستم که دیروز میخواستم چی کار کنم و روز قبل ترش
و هر روز از روزی که شما دو تا همدیگه رو شناختین
توی مهمونی کوکتل... یادته؟
من تو و استورم رو دیدم که با هم میگین و میخندین
و جلوی چشمهای تجربه دار من یه پیغام آشنایی روشن شد
استورم دوباره داره صید میشه، آرامش از بین رفته
No comments yet. Be the first to leave one.