The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
- صبح بخیر. - صبح بخیر.
ام، چیزی خوردی؟
یه کم تخم مرغ هم زده و اسکرپل درست کردم.
- دیرم میشه. - باشه.
خب، چیزی برای شام امشب می خوای؟
می تونم سر راه از اَکمی یه چیزی بگیرم...
کار دارم.
آره. شب شلوغیه.
شاید یه سر بیام یه بستنی یخی بگیرم.
اونجا یه بسته برات اومده.
باشه.
روز خوبی داشته باشی.
اینو نگاه کن. می تونی جزیره خودتو داشته باشی.
زباله هاتو کی جمع می کنه؟
زباله؟
- آره. - به چیا فکر میکنی؟
جدی میگم، اگه تو جزیره باشی، قایق زباله دارن؟
- قایق زباله؟ - آره.
اگه تو جزیره باشی، به زباله فکر نمی کنی.
به این فکر می کنی...
میدونی، ننو کجاست؟
تا حالا این چیزای دوستیابی آنلاینو امتحان کردی؟
چند باری.
چی شد؟
آدما.
این روزا می تونن تو گوگل سرچت کنن.
کل زندگیتو درمیارن. همه گندکاریاتو می بینن.
خب، یه اسم جعلی استفاده کن.
به جای کلیف بروارد، مثلا...
دیف مووارد.
- دیف مووارد؟ - آره.
این دیگه چه اسمیه؟
افتضاحه.
نمی خوام اسم جعلی استفاده کنم، می فهمی؟
آره.
نمی خوام خودمو قایم کنم.
آره.
فکر کنم...
شاید آماده ام.
برای چی؟
- برای چی آماده ابی؟ - نه.
مثلا، دوباره زندگیمو با یکی شریک بشم.
نمیدونم.
از تنها بودن بدم نمیاد.
آره، معلومه. تو یه راهبی. همیشه بودی.
راهب نه. راهبا دعا می کنن.
من و تو فرق داریم. من یه...
یه همدم لازم دارم.
میدونی، جولای یه سال میشه.
از وقتی کارن رفت.
هر چی بیشتر غیبش میزنه، کمتر فکر می کنم برگرده.
خب...
اون چیزای آنلاینو امتحان کن.
کی میدونه؟
شاید همدم زندگیتو پیدا کنی.
زیبای هیولات.
گمشو. دیف مووارد لعنتی...
اوه.
ببخشید.
تام برندیس.
کایل.
بفرما. یکی از اینا بردار.
- تازه فارغ التحصیل شدی؟ - آره، وایدنر.
تبریک. رشتت چیه؟
حسابداری، که خیلی به درد ایستادن جلوی غرفه اف بی آی نمی خوره.
برای غرفه اف بی آی اومدی؟
تعجب می کنی. من تو لیسانس فلسفه خوندم.
بعدش هشت سال کشیش بودم.
حالا اینجام باهات درباره چیزایی که اف بی آی داره حرف میزنم.
ما تو اداره خیلی دستمون بازه، و...
این یه کار واقعی تو اف بی آیه؟
خب، من مامور میدانی ام. معمولاً کارم همونه...
فقط یه کم مرخصی گرفتم.
زود برمیگردم سر ماموریت، دنبال آدمای بد میرم.
مواظب باشین، آدمای بد.
برنامه STEM رو چک کن.
با توجه به پیش زمینه ریاضیت، شاید خیلی به دردت بخوره.
عالیه، نگاش می کنم.
صبر کن. اینم بگیر.
پسرای ما حسابی مشغول بودن.
اوه.
امشب برو تو، قبل اینکه پولا جابه جا شن.
این بچه چی تنشه؟ خدایا.
خدای من! این دیگه چیه؟
هی، هی، پسر هلو!
چه خبر، چه خبر، چه خبر؟
چطوری؟
چه خبر؟
من یکیو دارم. این خوبه.
یعنی چی؟
به فرشته ام انگشتر دادم.
با گلبرگای رز و همه چیز.
فرشته ات؟
همون سبزه ای که چند هفته پیش دربارش حرف میزدی؟
ما فقط دوتا بدنیم، یه روح.
آخ، مرد.
یه چیز معنویه، می فهمی؟
آره، خوشحالیم برات، پسر هلو.
گوش کن، اون خونه تو مورداک رو یادته؟
جایی که چند هفته هست زیر نظر داریمش؟
امشب میریم تو.
این یه پیش پرداخت خوب
برای محل عروسی میشه.
وقتی داشتیم می اومدیم، کونت رو دیدیم.
- چرا کون منو نگاه می کنی؟ - شلوارتو بکش بالا.
- نه. - چی؟
نصفه شب، هلو.
امشب می بینمت.
صبح با قاضی یه جلسه خیلی خوب داشتیم.
اوه.
- عالیه. - آره.
حکم محکومیت رو برای ۱۲ ژوئن ساعت ۹ صبح تأیید کرد.
چقدر قراره زندان باشه؟
جرم درجه سه، احتمالاً بین ۵ تا ۱۵ سال.
ولی مدتش
بستگی به بیانیه تأثیر خانوادگی داره.
فکر دیگه ای کردی؟
مت، تصمیم گرفتم بیانیه ندم.
- چی؟ بیانیه نمیدی؟ - نه.
ولی دفعه قبل که نشستیم،
امیلی گفت دوست داره به جای برادرش حرف بزنه.
آره، اخیراً فرصت نکردم باهاش دربارش حرف بزنم.
وای. نمی خوام کسی رو تحت فشار بذارم.
فقط چون جرم تو خانواده اتفاق افتاده،
قاضی آدامز خیلی به این بیانیه اهمیت میده
وقتی حکم ایتن رو تعیین می کنه.
امشب باهاش حرف میزنم.
آخ! لعنتی!
ترسوندمت، عمو زباله!
آره، حسابی ترسوندی.
عمو زباله، حدس بزن چی؟
اوه، نه.
- دیگه تو این بازی نمی افتم. - کون مرغ!
وایات، دیگه جوک کون مرغ بس کن.
هی، عزیزم. روز خوبی داشتی؟
- بد نبود. - موا.
اوه.
نگفتی کلیف برای شام میاد.
اشکال نداره، نمی خواد برام غذا درست کنی، میو.
- داغ اومدم. - من...
یه چندتا بیگل بایت می ندازم تو فر.
آره.
اینجا بوی گند میده! گوزیدی؟
- جدی میگی الان؟ - چی؟
من این همه غذا درست کردم تو داری بستنی ام اند ام می خوری.
فکرشم نکن از حوله زرد استفاده کنی!
- هارپ، یه صندلی بکش؟ - آره.
- چی درست کردی؟ ببینم. - گرفتم.
اوه، چه خوشمزه به نظر میاد. چی می بینم... ذرت.
اسفناج؟ یا اون بالا مارشمالوئه؟
- کسی گوش میده؟ - پنیر.
اوه. خیلی عالی به نظر میاد.
دستور پخت ری درامونده.
- خودتو مشغول کن و وایات رو صدا کن. - داغه!
شام، کوچولو.
دستور پخت بری درامر داریم، خیلی خیلی خوشمزه به نظر میاد.
باشه!
این شبیه غذای سگه.
- وایات! - هی، هی.
من مارشمالو دوست دارم.
بابا، حدس بزن چی؟
- کون مرغ. - نه.
سوراخ کون مرغ.
آخ، مرد.
یه چیز بهتر می تونم بخورم؟
چی؟
هی، هی. باید مهربون باشی.
باید مهربون باشی.
شب خوبی داشته باش. لذت ببر.
سلام، خانوم.
یه بستنی یخی گیلاسی می خوام، لطفاً.
چه سایزی می خوای؟
فوق بزرگ. مگه سایز دیگه ای هم هست؟
اون تو چطوره، مرد؟
کارمند ماهه؟
میدونی، نمیدونم اینجا همچین چیزی داریم یا نه، ولی...
نگران نباش، شوخی کردم.
وای. این چقدره؟
- بابا، اشکال نداره. - نه، نه.
مثل بقیه پول میدم.
عاشق اینم که تیکه های گیلاس توشه.
- بابا، پشت سرت صف کشیدن. - آره.
می تونم یه دقیقه باهات حرف بزنم، هر وقت وقت داشتی؟
- باشه. - مرسی.
شب شلوغیه، نه؟
آره، دیوونه کننده.
متی کوچولو پیرسون اونجاست، بزرگ شده، نه؟
درباره چی می خوای حرف بزنیم، بابا؟
من فقط...
امروز با وکیلمون مت کریگان نشستم،
پرسید تصمیم گرفتی
برای برادرت بیانیه محکومیت بدی یا نه.
باید همین حالا بهش بگم؟ مثلا امشب؟ یا می تونم...
نه، نه، نه.
نه، لازم نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.