The first 192 lines.
...من همیشه فکر میکردم
که یه روزی یه اتفاقی میفته که نشون میده من آدم خاصی هستم
، یه روزی
یه چیزی رو پیدا میکنم که نشون بده من آدم با استعدادی هستم
...از خیلی وقت پیش تو ذهنم
خودمو یه شوالیه فرض میکنم که جنگای زیادی رو برای محافظت از یه شاهراده انجام میده
...ولی
!به نظر میاد وقت نکردم که همچین کسی باشم
چیکار باید بکنم؟
اونجا، جایی بود که من ازش خوشم میومد
اون ایستگاه متروکه قطار که هیچکس نمیومد، بهترین جا برای کتاب خوندن بود
،ولی
.امروز یکی قبل از من اومده بود
قطارا از این ایستگاه رد نمیشن
اه، ببخشید، کاری ندارم
...خوب پس
باشه
امروز اولین روزی بود که دیدمش
...اون
یه ملاقاتی بود که کمتر از چهل و پنج ثانیه طول کشید
اااه، اصلا متوجه نمیشم
.شاید بهتره برم یه کم تحقیق کنم
چیه، "کِی" اِ
سال نو مبارک
!داداش، مهمونیمون رو یادت نره
.فکر کنم چاره دیگه ای ندارم
بهتره سر راهم یه سری هم به اونا بزنم
.بسیار خوب، کات
تونستی چیز خوبی ضبط کنی، کیوسکه؟
!من فقط چیزای خوب ضبط میکنم
اگه برف میبارید دیگه عالی میشد
نه، نه
اینطوری میکس کردنش برات سخت میشد مگه نه؟
حالا
به هر حال، گمون کنم تو آرشیومون داشته باشیمش
بریم یه چیزی بخوریم
باشه
چی شده؟
داشتم فکر میکردم بد نمیشه اگه از اون مغازه هه هم فیلم بگیرم
.مطمئنم بازم یه زن خوشگل دیدی
دوباره؟ بازم ؟
...آااه، درد اومد، ااااخ
.سلام
آه، خوش اومدی، "کی" سمپای
ببخشید، میزوکی
نونوایی شلوغ بود
اه، داداش کجاست؟
هنوز نیومده
جدی میگی؟ نمیدونم واقعا میخواد بیاد یا نه
با اینکه بهش گفتم که اگه ایندفعه نیاد نمیذارم قسر در بره
،هیرو سمپای به نظر همیشه سرش شلوغه
با اینکه تو هیچ باشگاهی هم اسم ننوشته
.مطمئنم اونم دلائل خودشو داره
میزوکی، کمک کن بچینیمشون
باشه
ولی، اون آدم عجیبیه ها
یه روز، وقتی به نظر میرسید که داره خیلی عمیق فکر میکنه
یه دفعه ای شروع کرد سرشو خاروندن
یه جورایی شبیه یه نقاش مانگا بود که مهلت تحویل کاراش داره میرسه
چی شده؟ کی سنپای؟
آه، چیزی نیست
یه پیغام دیگه براش میفرستم
سال نو مبارک، داداش
..چیهیرو
گمون کنم یه کم دیر کردم
پس، داخلش اینطوریه
مایه تاسفه
مراسم دیگه تموم شده
آه، نه، من مذهبی نیستم
فقط اومدم اینجا یه کم تحقیق کنم
شما کی هستید؟
یه کسی هست که باید ببینمش
منتظر کسی هستید؟
خوب، پس بهتره من برم
آه، یه لحظه صبر کنید
چیزی شده؟
سال نو مبارک
سال نو مبارک
سرده
دیر کردی! الان کجایی؟
ای بابا، "کی" دیگه عصبانی شده
!دزد
!صبر کن
هی، تو، یه موتور که رد بشه رو ندیدی؟
دیدم
میدونی کدوم سمت رفت؟
اون سمت
ممنون، من اینو قرض میگیرم
!هی، یه لحظه وایستا ببینم
!دوچرخه ... من
!ای دزد دوچرخه
الو
یعنی چی الو
داداش، نمیخوای بهم بگی که مهمونی رو یادت رفته؟
یادم نرفته
!فقط دارم معطلتون میکنم
این دیگه چه طرز برخورده؟
!لباس رفتن به سالن رقص رو ندارم
ببینم، مگه تو سفید برفی ای؟
نه، الان بیشتر شبیه سیندرلا میمونم
!جفتشون شبیه همه
الان وقت این حرفا رو ندارم
نمیخوای بگی که یه کار فوری برات پیش اومده؟
آره، الان سرم شلوغه، دفعه بعد با هم حرف میزنیم
دفعه بعد؟" ... هی صبر کن"
!ای احمق! برو بمیر
!الان میمیرم
...دوچرخم
هی، هنوز زنده ای؟
این 119 ه؟
وقتی آمبولانس برسه، گمونم منم مجبورم باهاش برم
عجب گیری کردیما
هنوز زنده ست، نه؟
...به نظر نمیاد مرده باشه
اِه؟
من داشتم چیکار میکردم؟
چرا داری از من میپرسی؟
!یادم اومد
!یه لحظه صبر کن
باید اینجا دراز بکشی
یکی از من دزدی کرد
!کیف مهمم رو ازم دزدیدن
هی اگه به سرت ضربه بخوره چیکار میخوای بکنی؟
صبر کن تا آمبولانس برسه
نه، اون کیفه گرون بود
هم کیفم و هم موبایلم داخلش بودن
!حتما میگیرمش
!هی، صبر کن
اینکه آدم شب تو پارک باشه خیلی آرامش بخشه
پس اون دزده چی شد؟
مگه نگفتی که حتما میگیریش؟
انقدر دویدم خسته شدم
چه سریع تسلیم میشی
اشکالی نداره، اشکالی نداره
به هر حال تو کیفم پول نبود
تازه تنها شماره توی تلفن هم شماره مادربزرگمه
بعلاوه، داشتم فکر میکردم که یه کیف جدید بگیرم
دیگه مهم نیست
این با اون چیزی که قبلا گفتی کاملا فرق میکنه
از این گذشته، حالت خوبه؟
جاییت درد نمیکنه، حال تهوع نداری؟
نه، اصلا
شاید هنوز علائمش رو متوجه نشدی
به هر حال بیهوش شده بودی
من بیهوش نشدم
کاملا هوشیاریتو از دست داده بودی
امکان نداره، اصلا یادم نمیاد
خوب، امکان نداره کسی یادش بیاد که بیهوش شده
اه، واقعا؟
ممنون
برای چی؟
ممنون که نگران من بودی
چی داری میگی؟
آدم مهربونی هستی
!خفه
به هر حال، برات بهتر بود میرفتی بیمارستان
آره، بهش فکر میکنم
آه
برفه، برف
عالیه
برف
به نظرت عالی نیست؟
اینکه بتونی با یه نفر یه کریسمس برفی داشته باشی
...ن- نمیدونم
!واقعا که، چقدر سردی
به نظرت غم انگیز نیست آدم تو همچین روزی تنها باشه؟
ربطی به هم ندارن
من خودم تنهایی میتونم زندگی کنم
من دوست ندارم تنها باشم
من هنوز اسممو بهت نگفتم مگه نه
من میامورا میاکو هستم
من هیرونو هیرو ام
هیرونو هیرو.... هیرو هیرو ؟
عجب اسم عجیبی
مگه میامورا میاکو ... میا میا، هم اینطوری نیست؟
ها، راستی میگیا
!متوجه چیز جالبی شدی... باهوشیا
راستی، هیرونو
چیه؟
...امشب خونمون
.هیچکس نیست...
الان داشتی به چیزای منحرف فکر میکردی مگه نه؟
.د- دیوونه
چی داری میگی؟
به هر حال، کلید خونمون تو اون کیفه بود
خوب؟
حتی اگه برگردم نمیتونم برم تو خونه
امشب باید بیرون بمونم
، در این مورد
به نظرت برای یه دختر خطرناک نیست شب بیرون بمونه؟
...نکنه... میخوای بیای پیش من؟
"مگه اینو نشنیدی که: " یک شب که هزار شب نمیشه
No comments yet. Be the first to leave one.