The first 55 lines.
.هیبیکی کوتاه نمیاد آخه
.بله. بفرمایید
!باز دوباره اومدیم
.نگران بودیم مریضمون حوصلهش سر رفته باشه
.ببخشید که اینقدر قوه تخیلش قویه
.خیلی ممنونم
!میگم، ایندفعه تو بازار جشنواره تابستونیه
!یه جشنوارهی همهچی تموم
!وای چقدر خوردم! سیر سیر شدم
.خب دیگه بریم خونه میکو
برای چی اومدی؟
.پس فعلا
!بازم میایم عیادت خوراکی بخوریم
!از دست تو
...آخه الفناین چان کم اشتها ئه
!سلام! میخوایم آتیشبازی راه بندازیم
.زودتر خوب بشم که حداقل باعث زحمتشون نشم
...اِع! کریس چانه
!خیلی یهویی بود، کریس چان
...هنوز آمادگی قلبی
!دفعه آخرته میوه براش میاریم میشینی تهشو در میاری
!وسائل، جمع
!چیز فراموش شده، هیچی
!از تختی که استفاده کردم، تشکر
خب،حالا دیگه با خیال راحت !میتونم مرخص بشم
!ای وای، هیچی نشده آسیب بزرگ
خلاصه که پاش گیر میکنه به .وسائل خودش محکم میخوره زمین
ترخیص الفناین چان با احتساب معاینهی دوباره .سه روز دیگه عقب افتاده
.فعلا باید جمعش کنیم. کاریش نمیشه کرد
.نامهی دوستانهم دوباره پوک از آب در اومد
.عیبی نداره،کیری چان. عیبی نداره
خب، مجددا. میخوایم به مناسبت برگشت !الفناین چان جشن بگیریم
.واقعا زحمت کشیدید
ولی چرا داخل اتوبوس اجارهای؟
...توضیحش یهکم سخته
هواپیمای سوباسا سان و ماریا سان .یهکم دیگه بلند میشه
!وای! معذرت میخوام
!تقصیر ترخیص منه که دیر شد! واقعا معذرت میخوام
.سه روز نشده به این روز افتاد
.خود جهنمه
.هنوز در اون حد نیست
.اگه میگفتی برزخ باز یه چیزی
.تمیزکاری. اراده کنم برام آب خوردنه
.منتهی تا امروز حالشو نداشتم فقط
اصلا چرا تا انگلیس دنبالم اومدی؟
.چون از طرف بابات یه ماموریت ویژه گرفتم
.البته هنوز نمیتونم بگم
.رازه
!یعنی چی رازه
!این شمشیر چقدر ملوسه
.اینجور رسوم سنتی هم خوبه ها
.یه ابون بی سر و صدا بدک نیست
سنپای از لندن؟
ها؟ موتور؟
اینم از اون هنرای امروزیه که سنپای دوست داره؟
No comments yet. Be the first to leave one.