The first 200 lines.
گروه مترجمين آريايي تقديم مي کند
قسمت اول
يکم ژوئن 1388- 8 روز بعد از عقب نشيني وهوادو بيرون پايتخت
اينجا گيونگه! قصد داريد بريد داخلش؟
وقتي براي اولين بار يک قصر رو ترک ميکني ديگه هيچ برگشتي نيست
اگر ببازيم خيانت کرده ايم
اگر ببريد هم شورش کرده ايد
اين همون چيزيه که خدا ميخواد؟
حکم پروردگار با شما نيست
تو تنها بشري هستي که ميتونه حکم پروردگار رو تغيير بده
حکم پروردگار رو تغيير بديم؟
با اين دستها حکم پروردگار رو تغيير بديم؟
پيشروي ميکنيم
ما به سمت گونگ بونگ پيشروي ميکنيم
گروه پيشگوي بزرگ از مترجمين آريايي اين زيرنويس را به شما تقديم مي کند
گوريو -1342 سومين سال از فرمانروايي چنگيز بر عبادتگاه مقدس
بالاخره جا مين وون وارد قلمرو ما شد
جا مين وون گفتيد بانوي من؟
بله
من نشانه هايي به سمت جا مين وون ديده ام
مراقب حرف زدنت باش جا مين وون فراي اين حرفهاست
حتي صحبت کردن در موردش هم خيانت به امپراتور محسوب ميشه
هيون شيل جامي وانگ گا بونگ سونگ
وقتي جا مي وون در آسمان ظاهر بشه، اعلاحضرت موفق مي شن
شما مي خواين شانس پيروزي رو از اعلاحضرت بگيريد تنها به خاطر اينکه نگران امپراتور هستيد؟
ايشون درست ميگن، قربان
ما بايد از دستورات پادشاه مرحوم پيروي کنيم و جا مي وون رو در جهت فايق آمدن بر امپراطور به کار بگيريم
کي رو بايد بفرستيم؟
البته که پيشگوي بزرگ سوون رو
فردي با نگاه خدايي که ميتونه آينده رو ببينه
من دونگ يون رو ميفرستم
دونگ يون رو گفتين؟ اون شايد سرسخت باشه اما بهترين چشم ها رو داره
همچنين دونگ يون آدم خيلي کم حرفيه
فکر ميکنم چنين خصيصه اي براي اين کار خيلي بدرد بخور باشه
پادشاه بزرگ تائه جو، که آسمان گوريو رو باز کرد
موقعيت بزرگي رو براي اين سرزمين بوجود آورد
حالا يه آدم تنها داره براي ديدن اژدها به يک سفر طولاني ميره
بذاريد سفرش بدون باد و بارون باشه
بذاريد حرص بشر از سفرش دور باشه
اژدها جا مي وون به راحتي اجازه نميده که يه آدم بهش نزديک بشه
حتي حيوانات هم در ابتداي قلمرو خدايي اون مي ايستند
طبيعت فقط يک راه باريک رو فراهم ميکنه
به من الهام شده که ما به اون سرزمين دست پيدا خواهيم کرد
لرد جا مي وون
اون مردم رو از بدبختي نجات خواهد داد
اون قدرت محافظت از گوريو رو در مقابل دشمنان خارجي به ما ميده
مهم نيست چه سختي هايي در پيش روته
.سرزمين مقدس رو پيدا کن محل لرد جا مي وون رو
تو اين طلسم رو اونجا دفن خواهي کرد
سوون گون
واقعاً ميخواي تنها بري؟
بايد تنها برم
چطور ميخواي اين سفر خطرناک رو تنهايي بري؟
تو تازه از سفر قبليت برگشتي حتي استراحت هم نکردي
فردي که ميخواد به سرزمين مقدس بره
بايد فکر و بدنش رو آزاد نگه داره
منم باهات ميام
نمي تونم بذارم تنها بري
.لطفاً اذيتم نکن من راه زيادي رو بايد برم
!کله شق! احمق ديوونه
چي؟
فکر ميکني ميتوني جا مي وون رو پيدا کني؟
چون بول جي بون سوک
بهشت داده نميشود و زمين گرفته نميشود
اون فقط به خاطر اينکه يه آدم ميخواد پيداش کنه پيدا نميشه
به کمک خدا احتياج داريم
...پس
اين رو هم با خودت ببر
به سلامت برگردي
من منتظرت ميمونم
گروه پيشگوي بزرگ از مترجمين آريايي اين زيرنويس را به شما تقديم مي کند
!ديوونه! تو خيلي زود اومدي
هي! تو کي هستي؟
دقيقاً مثل بچه هايي حرف ميزنه که اولين روز تولدشونه
تو خجالت نمي کسي که اينقدر توهين آميز حرف ميزني؟
هي...تو کجا آداب معاشرت ياد گرفتي؟
!گمشو آدم نفهم
پنجاه سال زمان لازمه که کسي به اين سرزمين برسه
اژدهاي آبي در چپ
سمت راست ببر سفيد
شمال اژدهاي سبز
!به فرمان پادشاه! به فرمان پادشاه !به فرمان پادشاه
توي 50 سال آينده اين محدوده ي قلمرو پادشاه خواهد بود
تا وقتي زمانش برسه کاري نکنيد
!گمشو آدم نفهم
پنجاه سال زمان لازمه که کسي به اين سرزمين برسه
!صبر کن
جا مي وون کجاست؟
گفتم که راه اونجا رو باد نيستم
کجا آدم ويژه اي مثل تو پيدا ميشه که راه بهشت رو بلد نباشه
من اونجا يه لوح سنگي ديدم که روش نوشته شده بود پنجاه سال ديگه بايد بگذره
!نه! نه
اونجا دوتا نشونه داشت
اونا رو توي کوهستان ديدي؟
احمق!؟
پس اون توي کوه "گايا"ست؟
اگه من جي مي وون رو نابود کنم مردم تا سرحد مرگ گرسنگي خواهند کشيد
بچه پررو!؟ آنقدر شاخ شدي که درباره ي مردم هم نظر ميدي؟
باشه ببينم چقدر واسه ي مردم از جونت مايه ميذاري
!کمک!کمک! منو ببخشين
از من بگذرين از من بگذرين
زندگيت تو دستاي اونه
پس شما منو ببخشين
جونمو نجات بدين هر کاري براتون ميکنم
منو بکش منو بجاش بکش
احياناً اونو توي کوه گايرام در گوانام پيدا کردي؟
نجاتم بده
از اين به بعد هيچ کار اشتباهي نميکنم
منو بکش گفتم منو بجاش بکش
منو بکش
سال 1352 -اولين سال از فرمانروايي پادشاه کانگ مين
مويونگ کانگ
!پدر! پدر! پدر
ولش کن نه!؟
راه برو
عزيزم
!مادر! مادر
بچه م بچه م
لي اين ايم
...عاليجناب لطفاً بچه ي کوچيکمو ببخشين
اون خيلي جوونه کمک دست ما هستش
عاليجناب خواهش ميکنم عاليجناب
سرورم اون تنها دختر منه
اونو به من ببخشين
بذار اونو ببرن
چي؟
بذار اونا با دخترشون برن
اون تنها دخترشونه
ولشون کنين برن
...اگه بذارين دخترا برن
ديگه به تعداد کافي براي ...فرستادن به امپراطوري نداريم
به اين شمشير ببر چهار گانه ميگن
...هر وقت سال و ماه و روز ببر فرا برسه ...در ساعتي که موسوم به ساعت ببره
فقط وقتي ميتوني کارآيي خودشو داره که اين چهار هنگامه ي ببري در يک زمان واقع بشن
ولي اين زمان فقط هر 12سال يکبار اتفاق مي افتد
!قربان!قربان-
بالاخره بعد 30سال آزگار زن دلخواهمو پيدا کرده بودم
حتي يه شب هم باهاش خوابيدم لطفا بذارين زن منم بره
چرا من بايد با يه شمشيري که اينقدر براي ژنرال هاي دشمن با ارزشه اين آشغالا رو بکشم؟
...نکنه ميخواي ببيني بخاطر اينکه ما دختر کافي نميفرستيم
اون چيني هاي لعنتي اعلاحضرت رو تحقير کنن؟
يکيو جاي دختره بذار
بله
گروه پيشگوي بزرگ از مترجمين آريايي اين زيرنويس را به شما تقديم مي کند
خوبه خيلي خوبه
شما دارين اونا رو آموزش ميدين تا بتونين به امپراطوري ما حمله کنين؟
پادشاه کانگ مين
!امپراطورِ شما من رو پادشاه کردن
اونوقت من به ايشون حمله کنم؟
نه نه
اينها نشون دادن که هر لحظه ميتونن به امپراطوري حمله کنن
با چند تا حرکت محقر ميخوان به جنگ با امپراطوري بزرگ چين برن؟
ببخشيد که باعث سوء تفاهمتون شديم
...شايد بايد امتحانشون کنم
ببينم که اونا واقعاً چند تا حرکت محقر بودن يا نه؟
واقعاً تيزه
کنجکاوم بدونم که قلب شما هم مثل اين تيزه يا نه؟
پرنس نو گوک پاتونو از گليمتون درازتر کردين
اندکي به اين قضيه فکر کنيد سرورم
چين، کشور شما هم هست
خدمت به شما براي من افتخار بزرگي بود
پرنسس!؟
اون چيز خطرناکيه
لطفاً بذاريدش کنار
سرتو باهاش قطع ميکنم
اون مرد جونشو به خاطر ما فدا کرد
ميخواي مرگشو بي فايده کني؟
ملکه رو تا اتاقشون همراهي کنين
اونا نميدونن که چقدر احمق و بيشعورن
فکر ميکنن که فقط با دست گرفتن يه شمشير ميشن شمشير زن
درست نمي گم؟
خوشحالم که سوء تفاهم تون برطرف شد
اعلاحضرت روي اون تخت ميشينن
تو واقعاً فکر ميکني که يه پادشاهي؟
واقعاً بي شرمانه است
در شأن فرستاده ي امپراطوري نيست که اونطوري يک زندگي رو بگيره
تو ديگه کي هستي؟
يه استاد توي سي وون گوآن يانگ جي
يانگ جي؟
!اي دختره ي بي چشم و رو
!اعلاحضرت
ببرين همين الان بکشيدش
چيکار ميکنين؟ !از دستور من پيروي کنين
!صبر کنيد
براي زندگيت طلب بخشش کن
اين تنها راهيه که ميتوني زنده بموني
من نميخوام براي زندگيم به اون التماس کنم
هميشه داروهاي خوب طعم خوبي ندارن
تو زن ديگه اي رو توي قلبت داري
و هنوز هم دنبال من هستي
براي لذت بردنه، درسته؟
درسته
....اگه تو اين رو دوست نداري
من ديگه هيچوقت پيشت نميام
اون دخترها رو به چين ميفرسته تا بتونه تاج و تخت خودش رو حفظ کنه
و حتي اجازه داد جنگجوش بميره
.چنين مردي پادشاه اين کشوره
و من بنده اونم
،بله ... من، ... اين ايم من براي فرمانبرداري حاضرم
،بله، اعليحضرت. خيلي ازتون متشکرم
No comments yet. Be the first to leave one.