Release info

🌻 Woori the Virgin E08 HDTV sunflowermag 🌻
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2022-05-31
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چی؟

الان چی خواب دیدم؟

قربان، حالتون خوبه؟

بله

پک های لیفیتینگ ما تو خط مقدم محصولاتمون هستن

این بهترین کاریه که از دستتون برمیاد؟

برای این صحنه

این دقیقا همون چیزیه که تیم مارکتینگ شما برای من فرستادن

اینو به عنوان مرجع بهتون دادن

باید ایده رو بهتر میکردین

بهمون گفتن دقیقا همون چیزی که دادین رو استفاده کنیم

وقتی هیچ تخیلی ندارین چطوری میتونین اسم خودتون رو بذارین نویسنده؟

آهان به خاطر محدودیت هاته

خب

چرا همین جا تمومش نکنیم؟

جلسه ی امروز دیگه تمومه

بعد اینکه موضوع رو بین خودمون حل کردیم بهتون خبر میدیم

و همین طور سرپرست تیم خانم لی

باید با هم حرف بزنیم

من الان دیگه مدیرم

!دیگه سرپرست تیم نیستم

واقعاً که خیلی رو مخه

اون عوضی

حالتون خوبه؟

بله

ممنون

از کجا اومدین؟ کجا میرین؟

من؟ خب، آخه

...من

الان دیگه باید برم، من رفتم باشه-

نه باید از این ور برم- خداحافظ-

خداحافظ

خودتونین، نه؟

خانم ووری ماریا؟- چی؟-

شما تو کلوپ جوانان تو کلیسا هستین، نه؟

آره خودمم چرا میپرسین؟

میخواستیم شما رو ببینیم

چی؟ من؟

میشه یبار همسرم رو بغل کنین؟

لطفاً منو یبار بغل کنین

من؟ چرا؟

!ممنونم

!تونستم

ممنونم- ممنونم-

این دیگه چی بود؟

گرفتمش- الان دیگه رو دور بردنم-

خب دیگه کارت اضافی و روشن نداری

منم قبلاً شرطم رو دو برابر کردم

امتیازهای منو ببین

هی، پول آوردی نه؟

اگه پول نقد نداشته باشم هم برات کارت به کارت میکنم

بله هیونگ شیک

معلومه وقت دارم

کجای استان گیونگی؟

اونجا رستوران خوبی هست؟

تو سئول هم رستوران های خوبی هست

امیدوارم انگیزه ی پنهانی نداشه باشی

وای سردمه- هوی-

هیونگ شیک ببخشید بعداً بهت زنگ میزنم

هی، دیوونه شدی؟

میدونی چقدر بردم؟

من اومدم

ووری اومدی خونه

چیشده؟ اتفاقی افتاده؟

چیزی نشده، شام خوردی؟

بیا منصفانه بازی کنیم

اون 1 میلیون فالورت خبر دارن تو چقدر متقلبی؟

وای، چیزی نیست

بعد شام داشتیم بازی میکردیم

و امروز به نظر میاد مادرت یکم حساسه

باید سعی کنین باهم کنار بیاین

مشکل مامانته

چرا همیشه اینقدر بد اخلاقه؟

مگه مامان چیکار کرده؟- هیچی-

درک کردنش خیلی سخته، راستی

دخترم بلدی چجوری گو استاپ بازی کنی؟

تکون دادن انگشت چطور؟

من تا پول رو میز نباشه باز نمیکنم

راحت باش

تو واقعا دختر خودمی

واای

وای، من چمه؟

به خاطر خوابه؟

هر وقت مامانت رو میبینم مدام قلبم تند میزنه

من نباید دوسش داشتم باشم، نه؟

درسته نباید دوسش داشته باشم

نمیتونم، صبر کن، چرا نمیتونم؟ چرا نه؟

پاستیل خرسی

تو هم مطمئنی نیستی؟

درسته، بابا هم مطمئن نیست

چی؟ چی گفتی؟ باید بخوابیم؟ درسته بیا بخوابیم

فقط باید بخوابیم

وای

برم بخوابم

چی؟

الان چی خواب دیدم؟

نه

چی گفتی؟- امروز چته تو؟-

حالت خوب نیست؟

...نه من فقط- چی؟-

فقط یه خواب عجیب دیدم همین

خواب عجیب؟ چه خوابی؟

...خب

هیچی

میدونی از همون خواب های عجیب دیگه

خوابی که هیچ ربطی به زندگی واقعی من نداشت

یه خواب عجیب بود همین

یه خواب عجیب و ساده همین- خودشه-

!درسته

من هفته ی بعد امتحان دارم

میشه منو بغل کنین؟

چی؟

!منم- !منم-

وای

تو امتحانتون موفق باشین

ولی چرا میخواین منو بغل کنین؟

این خودتونین دیگه؟ اوه ووری

وای

ووری

چی؟- اون ووری ئه-

تو پشت این قضیه هستی نه؟

خواهر ووری

میخواستم سورپرایز باشه ولی زود فهمیدی

امروز یه جایزه میگیری

و به عنوان رئیس کلوپ جوانا باید حمایتم رو نشون بدم

جایزه؟- آره-

چرا بهم جایزه میدین؟

ووری

تو همچین تصمیم مقدسی رو گرفتی

...ما به خاطر تصمیمت برای محافظت از نوزاد

خیلی بهت افتخار میکنیم

مسیح بهت یه زندگی داد

بعد شنیدن داستان زندگیت

محافظان زندگی مخوان بهت جایزه بدن

اعضای کلیسای ما هم یه رویداد رو برای جشن گرفتنش ترتیب دادن

...ولی بازم، این

نباید اینو اینقدر بزرگ کنیم

و اینم عجیبه

این چیه؟

برای جشن گرفتم جایزه ساختمش

عوضی

ووری که از حواریون کتاب مقدس نیست

!جوک های تو هم باید حدی داشته باشه

به خاطر این چیزای عجیبی که ساختی

مردم هی میان میگن بغلشون کنم

!ووری- !ووری-

چی؟- !ووری-

!خواهر- !ووای-

!برین اونور- !خواهر ووری-

!هی- !ووری-

!لطفا آروم باشین- ووری-

وای، لطفا آروم باشین- وای نه-

!نه

!خواهر ووری- !بس کنین-

!برین اونور

آسیب دیدین؟

من خوبم

اونا باهم خوب به نظر میان

مامان، درمانت باید انجام بشه

آره من و تو باید بریم اونجا

چرا؟- بیا اینجا-

حالتون خوبه؟

ببخشین همه اش تقصیر منه

نه، چرا شما معذرت میخواین؟

تقصیر منه خودم صدمه دیدم

راستی، چه خبره؟ جایزه میگیرین؟

نه، چیزی نیست

آهان

ولی چرا اومده بودین کلیسا؟

اوه، یه چیزی رو تو اتاق کنفرانس جا گذاشتین

بفرمایین

عه

میتونستین بعدا بهم بدین

خب، گفتم یکم گردش کنم

همیشه برای کمک به من هستین قبلا دوبار بهم کمک کردین

دوبار که زیاد نیست

کاش میتونستم همیشه کنارت باشم

چی؟

نه منظورم اینه حتما باید مراقب بچه باشین

درسته

خانم اوه- بله؟-

...راستش من

ببخشین

بله، الو؟

چی؟ ایستگاه پلیس؟

چی؟ چرا؟ بابای من؟

... من حتی با رئیست

غذا خوردم و سونا رفتم

اما نمیخوام این رو بهت بگم

... به این دلیل یه چیزایی رو مخفی نگه داشته بودیم

چون یه مرد تو بیمارستانم مرده

... اما چه طور توقع داری یه بیمارستان رو اداره کنم

وقتی همش یه پلیس اونجا پیداش میشه؟

متاسفم، باهاش حرف میزنم

... به خاطر دستگیری مظنونی که وجود نداره

! داره تو بیمارستانم دردسر درست میکنه

و به این نگاه کن، میخوای باهاش چیکار کنی؟

بهش میگن ماه کامل، بهترین نوع گل داوودیه

! ده سال مثل بچه ی خودم ازش مراقبت کردم

...جداً، میدونی چیه؟ میخوام

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left