The first 200 lines.
«: مـتـرجـمـیـن: وحید فرحناکی، محمد نجفی، محمد مسعودی :» .:: Night_walker77, m0hammad_na, Hunter::.
.این دنیای منه
.سخت، ناهموار، یخزده
،و باید بگم که
!حرف نداره
همه چی داره
یخ، تخته سنگ، یخ، برف، یخ کلی یخ داره
یه عالمه امکانات پیشرفته
.و بهترین قسمتش اینه که همه خوشحالن
چونکه دنیامون بر مبنای
سنگها ساخته شده
.اونا رو نمیگم، اینا
میبینید، این قوانین روی سنگا نوشته شدن
واقعا روشون حک شدن
.تفسیر و اجراشده توسط "سنگبان"
سنگها برای در امان نگهداشتن و مراقبت کردن از ما وجود دارن
تقریبا همه چیزایی که
.لازمه بدونیم رو بهمون میگن
...مسائل مهم، مثل اینکه چطور دنیا به وجود اومد
وقتی همهمون از کون گاو آسمانی افتادیم
و اینکه چطور دنیامون جزیرهایه که
.روی دریایی از ابرهای بیپایان شناوره
.و بر پشت ماموتهای کوهی آروم گرفته
و اینکه چطوری باید به ماموتها یخ بدیم
که زیادی داغ نکنن
چون اگه میکردن، میمردن
و همهمون به درون یک خلأ بزرگ سقوط میکردیم
اون پایین هیچی نیست
ولی سنگنوشته مورد علاقهم
اونیه که میگه "تامتام" باید به صدا در بیاد
تا حلزون درخشانِ کبیر بیدار بشه
تا بتونه تو آسمون بره و
.به روستا نور رو بیاره
.اونیکی رو دوست دارم
.شاید مهمترین وظیفه موجود باشه
و اگه تعریف از خود نباشه، اون وظیفه مال بابامه
،این وظیفه رو با شور و احساس تعهد و
و با کمک دستیار زبردستش انجام میده
یالا میگو، وقت با صدا درآوردن تامتامه
...من
!بله
فکر کنم میشه گفت دارم کار با طناب رو یاد میگیرم
.و چرخ
.همینطور دسته رو
چون اگه بابام تامتام رو به صدا در نمیآورد
همهمون توی تاریکی بودیم
!پرتاب
.کار راحتی نیست
نیازمند مهارت، اعصابِ قوی
و یه سر خوب و محکم هستش
چون عملا راه دیگهای واسه به صدا در آوردن تامتام نیست
خودشه
.اینکار به پدرم حس هدفمندی والایی میده
همونطور که گفتم این وظیفه مهمیه
وظیفهای که روزی به عهده منه
یو هووو، قربون دستت بابا
و واسه روزی که نوبت من بشه که
.اهالی روستا رو بیدار میکنه لحظهشماری میکنم
ببین همه اون پایینن
همه یتیهایی که میشناسم و عاشقشونم
.و دارن بیدار میشن که این صبح دلانگیز رو ببینند
همگی لبخند به لب دارن
.اینم یه دلیل دیگه واسه اینکه عاشق اینجام
چون این روستا همیشه سرشار از زندگیه
و اصلا خستهکننده نمیشه
اطرافمون رو ببین
همش از تخته سنگ و برف و یخه
سرد و منجمد
آره محشره، میدونم
و ببین، ببین، امروز یه روز دیگهست
مثل بقیه روزا
نمیخوام آب از آب تکون بخوره
حتی یه ذره
چون من هرکاری رو که سنگها میگن میکنم
و دارم کار درست رو انجام میدم
از این بهترم مگه داریم؟
همینه که هست
این دیگه آخرشه
ببین همه دارن کار خودشون رو انجام میدن
و با دلی خوش اینکارو میکنن
و همین بهشون حسی از یه هدف والا رو میده
خب، میخوام اینطوری زندگی کنم
میخوام کاری کنم همهشون بهم افتخار کنن
یه بتیِ وظیفهشناس در خدمتشون باشم
واقعا باور دارید که
ماموتها دارن جلوی نابودی ما رو میگیرن؟
پس چی جلوی فروپاشی خودشون رو میگیره؟
عه، سلام
اینا فقط یه زنجیره ماموت هستن
بهشون گوش ندید
دارن سنگ نوشتهها رو زیر سوال میبرن
و ما این کار رو نمیکنیم
اگه سوالی شما رو داره به سمت گمراهی میبره
به زبونش نیارید و تو دلتون نگهش دارید تا اینکه از بین بره
فهمیدید؟ - میگو کجاست-
....میگو، هیچ وقت نمیتونی تامتام زن باشی
وایسا، چی؟
اگه تمرین نکنی
میخواد کلاه مخصوص به خودت رو بهت بده
وای سورپرایز رو خراب کردم
.ببخشید بابا
کلاه خودم؟ یعنی امروز وقتشه؟
تبریک میگم میگو
روز بزرگیه پسرم
!هی مَردم باید تمرین تامتام رو انجام بدم
و حالا همگی میگیم
آهای، آهای، امروز یه روز دیگهس
درست مثل بقیه روزا
و نمیخوام آب از آب تکون بخوره
حتی یه ذره
آخه ما زندگیِ این شکلی رو دوست داریم
و داریم خوب پیش میریم
مگه بهتر از اینم داریم؟
همینه که هست این آخرشه
برو میگو، برو، ایول
برو میگو، برو، ایول
برو میگو، برو، ایول
این دیگه آخرشه
برو میگو، برو، ایول
برو میگو، برو، ایول
برو میگو، برو، ایول
این دیگه آخرشه
تمرین تامتام
تمرین تامتام
تمرین تامتام
تمرین تامتام
تمرین تامتام
حاضری؟
بیشتر از آماده، واسه انجام کاری واقعیم لحظه شماری میکنم
به زودی به تاریخچهی بلند و وزین خانوادگی ملحق میشی
عمو کلهتخت بابابزرگ کلهسنگی
پدر بابابزرگ کلهطاقچهای عمو سرشکسته
عمو مخ خمیری
عمه بم بم، ناندو بی گردن پسر عمو قوزی
"دوگ" و نظریه چماق مسخرهش
راجبش صحبت نمیکنیم
و مامانت
ای کاش اینجا بود که آموزشت میداد
کارت حرف نداره بابا - مرسی پسرم -
خیلی خب، اول باد رو بررسی کن
البته واسه پرتاب کردنت زیاد نیرو لازم نیست
باد، بررسی شد
خوبه، حالا هدفت رو مشخص کن
اگه هدفت واضح و روشن نباشه هیچ وقت موفق نمیشی
هدف، تایید شد
عالیه، حالا این مهمه
با اینکه میدونی درد داره
باید یه راست بری به سمتش
واقعا درد داره؟
فقط واسه یکی دوسال اول
واقعا تو هم هم قد من بودی؟
نوچ، من خیلی کوچیکتر بودم
چندسال طول کشید تا انقدر شدم
یه روزم تلف نکردم
بهههله - ایول-
حاضری؟ - حاضرم-
کلمه مورد نظر رو بگو پسرم
!پرتاب
آخ
گفتم که
باید پات رو بالا بگیری؟ - نه-
باید پات رو بالا بگیری - حله-
!خیلیخب، پرتاب
!پرتاب
!پرتاب
!این دیگه نوبرشه
!پرتاب
باریکلا میگو
میچی
میگو، هدفت رو در نظر بگیر
هدفت رو در نظر بگیر
وای نه
....کلاهم، کلاهم کج
این دیگه چیه؟
هی، هی، چی؟
!برو! چخه
بس کن دیگه
اصلا باحال نیست
ها؟
جللالخالق
پاهای کوچولوت رو نگا
پاکوچیک
پاکوچیک، پاکوچیک !وای خدا جون این یه پاکوچیکه
وای نه، برگرد
وای
وای پشماام
!آی مردم باید اینو ببینید
بیاید اینجا، بیاید، بیاید
!آهای مردم
گوش کنید، کنید، همگی
هی میگو، به تام تام نزدی
آره میدونم
به تام تام نخوردی - میدونم -
بیاید اینجا، جمع شید، جمع شید
من یه پاکوچیک دیدم
چی؟ - چی؟ -
چی؟ - چی؟ -
چی؟ - چی؟ -
چی؟ - چی؟ -
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.