Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Parenthood 2010 S06E07 These Are the Times We Live In 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 7 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سارا بخش بزرگی از زندگی منه

قراره بخشی از زندگی روبی باشه

باشه

از مامان متنفرم. اون بدترینه

اینجا پیش شماها خیلی بهتره

امبر، اینطور نیست که نخوام این کارو بکنی

اصلاً نمیدونی انجام دادن یه همچین کاری تنها چقدر سخته

من واقعاً ازت خوشم میاد. واقعاً می‌خوام برای این رابطه تلاش کنم

باشه. باید بهشون بگیم که ما دوباره با هم نیستیم

حاضری اینو بهشون بگی؟

الو؟

اوه. سلام، از تخت اومدی بیرون

یه هیولای ترسناک توی اتاقم هست

اوه نه. چقدر ترسناک به نظر میاد

بیا اینجا. اوه، من ازت محافظت می‌کنم

الان ساعت شش صبحه

اوه، ساعت ششه؟ وای. چقدر زوده

مامان همیشه ساعت شش از خواب بیدار میشه

بابا گاهی اوقات چهار بار دکمه اسنوز رو میزنه

یعنی ساعت شش و بیست و چهار دقیقه از تخت میاد بیرون

اوممم. ولی مامان با این مشکل داره و منم همینطور

خب، خوبه که آدم بدونه

اون شش و بیست و چهار دقیقه است. تو در حال حاضر والد موقت هستی

چون مامان و بابا دارن کمک مالی جمع می‌کنن

برای آکادمی چمبرز تو ساکرامنتو

یعنی تو مسئولیت من و نورا رو داری

که ساعت ده صبح اسکله آلکاتراز باشیم

آره. قراره بر ترس‌های قدیمی غلبه کنیم

و امروز بریم آلکاتراز، آره؟

خوب میشه. فردا

منظورم فردا بود. فردا میریم آلکاتراز

من هنوز قهوه نخوردم واسه همین...

ما بلیط کشتی ساعت یازده رو داریم

بقیه زمان‌ها پر شده. من گرسنمه

گرسنته؟ باشه. حرفمو قطع نکن، نورا

اشکال نداره. هی

بدون ترافیک دقیقاً ۲۶ دقیقه طول میکشه

ولی حدس می‌زنم ترافیک باشه

یعنی احتمالاً باید گزارش ترافیک همون روز رو چک کنی

خیلی خب. باشه، چک می‌کنم

هر چند خودم باید این کارو بکنم چون به... اعتماد ندارم

به توانایی‌های سازماندهی تو

مدرکشم اینکه الان ساعت شش و سه دقیقه است و تو هنوز تو تختی

خب، من یه سیستم دیگه دارم

اوه پسر. همینه که حرفشو میزنم

روز قشنگ، جاده باز. نوه‌مم اینجاست

عالیه

باشه. برو لاین راست

برو لاین راست. لاین راست. لاین راست

باشه. خیلی خب. آره. ها؟

مثل یه رویا رانندگی نمیکنه؟

قطعاً همینطوره

میخوام اون سیستم تعلیق رو حس کنی

عجب چیزیه، نه؟ ها؟

آره. وایستا. باید از کجا خارج بشم؟

باشه. برو لاین راست

همونجا برو لاین راست. باشه

همینجا از خروجی برو

آخ، چقدر قشنگه!

کجاییم؟

ما بیگ تاپ برگر هستیم، پدربزرگ؟

بله، همینطوریم

ما تا اوکلند رانندگی کردیم که بریم بیگ تاپ برگر؟

آره، کاش یکی نزدیک‌تر بود

ولی این زمونه‌ایه که ما توش زندگی می‌کنیم، نوه عزیزم

پدربزرگ، فکر کردم ما داریم میریم...

دکتر یا یه همچین جایی

چرا باید این فکر رو بکنی؟ چون طوری حرف زدی که انگار عجله داری

خب، عجله‌ایه دیگه. مادربزرگت منو مجبور کرده

فقط علف و چوب بخورم

آره، چون تو تازه عمل قلب داشتی

اوه، خواهش می‌کنم

نمیتونم بذارم تو این چیزا رو بخوری

ببخشید. ببخشید

وقتی این ماشین رو بهت دادم

فکر کردی هیچ قید و شرطی نداره؟

چون اشتباه می‌کنی

خیلی خب، باشه. خب، این فقط یه باره

ولی میلک‌شیک یا هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌گیری

نمی‌گیرم؟

نه

خوشحالم که اینقدر خنده‌داره ولی

تو نمیتونی این چیزا رو بخوری. یه لحظه وایستا

تو داری قانون میذاری؟ تو خیلی...

آره. من تا اینجا خیلی رانندگی کردم

وقتی قانون میذاری خیلی دوست‌داشتنی میشی

به بیگ تاپ برگرز خوش آمدید

چرا شما جلو نمیرید و سفارش نمیدید؟ میتونم کمکتون کنم؟

باشه. میدونی که این دوربین باید تو کیف بمونه

وقتی تو اون قایق هستی؟

تا وقتی که به خشکی نرسیدی، از کیف در نمیاد

متوجه‌ام

اهمیتی نمیدم چی میبینی. حتی اگه یه پری دریایی هم بیرون بپره

پری دریایی‌ها واقعی نیستن

لازم نیست یادآوری کنم چقدر گرونه

۵۴۸ دلار

واسه همینه که دارم بهت میدم. چون تو میدونی

بله، لنز ۲۸ تا ۱۳۵ پی کلاس اولتراسونیک هست

درسته. تو قضیه رو میدونی

من کاملاً از کمیابیش و هزینه‌اش باخبرم

و اینکه آب شور چه بلایی سرش میاره.

آب شور کارش رو تموم می‌کنه. می‌فهمم.

و همچنین چهارشنبه صبح برای یه فیلمبرداری لازمش دارم.

پس به محض اینکه کارت تموم شد باید بهم بدیش.

باشه؟

به توانایی‌هام برای این کار اطمینان ندارم.

چرا نه؟ مراقبم ممکنه وسیله نقلیه مناسب نداشته باشه.

مراقب کیه؟ امبر.

خب، اون می‌تونه... خودم میام دنبالش.

از مدرسه‌ام متنفرم. می‌خوام انتقالی بگیرم.

سلام روبی. چی؟ چی شده؟

باید منو بندازی یه مدرسه دیگه.

هر جا جز روزولت. اوکی؟

آکادمی چمبرز در حال حاضر ظرفیت خالی داره.

اما باید یه چالش داشته باشی که برات سختش می‌کنه

تا توی یه محیط کلاسی سنتی موفق بشی.

آیا همچین چالشی داری؟

خیلی خب مکس. بیا. نه.

بگیرش. برو. من با روبی حرف می‌زنم. ممنون بابت لنز، هنک.

خداحافظ خاله سارا. خیلی خب. مواظب باش.

خداحافظ مکس.

چی شده؟ بیا بگو.

چی شده؟ معلما؟

نه! خب پس چی؟

اونجا برات چالشی نیست؟

اینجوری نیست.

هی. اسمش چیه؟

اسم کی؟ جیک. اسمش جیکه.

چرا همیشه اسمشون جیکه؟ جیک کیه؟

یا نیک. من دیگه نمی‌تونم ببینمش. نمی‌دونم.

خب، احتمالاً باید بره یه مدرسه دیگه، میدونی که؟

داری چی میگی لعنتی؟

چی شده؟ اون با جیک یه داستانایی داره.

اون دیگه هرگز نمی‌تونه اونو ببینه. از طرف دیگه

می‌خوام بدونم جیک کیه. بیا یه لحظه با من راه بیا.

کجا داری میری؟ منم باهات میام؟

اگه مدرسه رو ول کنی

جیک می‌فهمه که به خاطر اونه.

جیک کیه؟ و فکر کن این چه بلایی سر غرورش میاره.

نمیام دنبالت. من همینجا می‌مونم.

میدونم. ولی من دیگه نمی‌خوام ببینمش.

نه، تو الان نمی‌خوای دوباره ببینیش.

ولی، منظورم اینه که فردا ممکنه واقعاً بخوای...

این ما رو به خونه می‌رسونه.

شما دو نفر تا الان به طرز باورنکردنی دوستانه رفتار کردید.

اما این معمولاً قسمت سخته.

توی جلسه قبلی ازتون خواستم فکر کنید

که چطور دوست دارید این موضوع رو حل کنید.

خب، فکر می‌کنم منصفانه‌ترین کار اینه که خونه رو بفروشیم.

بازار خوبیه. سود می‌کنیم و پنجاه-پنجاه تقسیمش می‌کنیم.

جوئل؟

جوئل؟

خونه برای اون.

اون خونه بچه‌هامونه. خونه توئه.

می‌خوام تو داشته باشیش.

جولیا، فرض می‌کنم با این موافقی؟

آره. باشه.

پس همه چیز تمومه. من می‌تونم همه اینا رو به وکیلتون بدم.

اون مدارک طلاق رو آماده می‌کنه.

شما دو نفر عالی بودید. قسمت سختش تموم شد.

من بعدی رو می‌گیرم. نه، مشکلی نیست.

باشه. سوال بعدی.

"اگر 'X' میانگین یک نمونه تصادفی به اندازه 'N' باشد،"

"که در آن 'N' برابر است با..."

مثل یه خط زیگزاگی جلوی "وای"ـه.

و یه جورایی کلاه سیلندر سرشه.

اصلاً نمی‌دونم. تا حالا ندیدمش.

من نمی‌دونم اون چیه.

آره.

اینو می‌ترکونی.

من باید سه روز دیگه این امتحان رو بدم. خنده‌دار نیست.

من حتی بلد نیستم سوالا رو بخونم.

خب نباید یه لیسانس تاریخ هنر کمکت کنه درس بخونی.

اون اصلاً به دردت نمی‌خوره.

من باید بدونم چطوری سوالا رو بخونم.

نمی‌تونی کتابو ببندی.

بیخیال. بیا یه کم فاز عوض کنیم.

باید بذاری مغزت استراحت کنه.

نشنیدی اینو؟ هوم؟ نه؟

من ۷۲ ساعت وقت دارم که تا امتحان اینقدر باهوش بشم.

تو ۶۸ ساعت وقت داری.

تو واقعاً توی ریاضی افتضاحی.

پدربزرگ داره بهم زنگ می‌زنه...

این یه کابوسه. این سومین باره.

آره.

خب، ممکنه مشکلی پیش اومده باشه.

نه. بهت قول میدم.

سلام آقای بریورمن.

نه. ایشون همینجان.

پدربزرگته. ممنون.

سلام پدربزرگ.

هی، درو. درو. گوش کن، وقت ندارم

واسه خوش و بش، باشه؟

همین الان بهت اینجا نیاز دارم.

یه روز بزرگ پیش رو داریم.

باشه. من واقعاً وقت ندارم.

اگه داری سعی می‌کنی بری بیگ تاپ (Big Top) یا همچین چیزی.

یه جورایی دارم درس می‌خونم.

این قراره باشه

یه ماجرایی که تو...

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left