The first 200 lines.
باشه خدا،بذار از نو شروع کنيم من راج ماتور هستم
سلام
نشناختي؟ منم راجو
فکر کردم فراموشم کردي
اين نيزه سه شاخ برات آوردم،بگير
!عجله کن خدا ميدونه نوبت ما کي ميرسه
اينجا چه خبره؟ معبده يا هتل؟
معلوم نيست کي رفته داخل بيرون نمياد
متوجه شدي؟
راجو چيکار داري ميکني؟
جناب عابد مزاحم نشيد داريم حرف ميزنيم
باشه فقط سريعتر ملت بيرون منتظرن
چشم شما بفرما
نميخواي بري؟
پاندي جي
عجله کن
خدا عابد خيلي من رو اذيت ميکنه
يادم رفت چي داشتم ميگفتم
خدا ميدوني که چي ميخوام
ميخوام يک مهندس بزرگ بشم
تو زندگيم ميخوام خيابوناي بزرگ ...ساختمونهاي بزرگ
خونههاي بزرگ بسازم.. اما اين شهر خيلي کوچيکه خدا
خدا اينجا هيچ کاري نميتونم بکنم
استعدادم اينجا داره تلف ميشه خودتم ميدوني
احساس خفگي ميکنم
هر چه سريعتر منو با يکي به بمبئي بفرس
خدا،من به بمبئي برم زندگيم از اين رو به اون رو ميشه
منو پولدار کن خدايا امروز نتايج اعلام ميشن
نمرههاي خوبي نصيبم کن
يه لحظه
خدايا خواهشا..بمبئي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: نعيم /اشعار:فاطمه /ويرايش:سميرا
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"راه خيلي دوره ولي بايد برم"
"خدانگهدار دوستان"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"چشمهام اميدوارانه دنبال روياست"
"هدفهاي خيلي سختي دارم"
"جلوي من رو نگيرين"
"قلبم ديگه در اختيارم نيست"
"راه خيلي دوره ولي بايد برم"
"خدانگهدار دوستان"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"من کلي آرزو دارم"
"ميليونها آرزو توي قلبمـه"
...."يه روز ستاره شانسم"
"ميدرخشه"
"راه خيلي دوره ولي بايد برم"
"خدانگهدار دوستان"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"راه خيلي دوره ولي بايد برم"
"خدانگهدار دوستان"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
"قلبم ديوونه شده"
"رفقا من بايد برم"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سلام ميدوني رام موهان کجا زندگي ميکنه؟
وقت ندارم توي بمبئي کسي وقت نداره-
ميدوني رام موهان کجا زندگي ميکنه؟
عبدل ميخواي کار کني يا نه؟ کار ميکنم-
مدام در ميري سريع براي پاندي چايي ببر
عمو پاندي بفرما چايي چيزي ديگهي ميخواين؟
کار پيدا کردين؟
..نه پسرمفعلا خبري نيست سلام-
سلام آزاد نگار همينجاست؟-
همينجاست دنبال کي هستي؟
ميدونيد رام موهان کجا زندگي ميکنه؟ کدوم رام موهان؟-
هموني که زنش با سبزي فروش فرار کرد
نه هنوز ازدواج نکرده خفه شو همش مزخرف ميگي-
توي راج ميلس کار ميکنه گلو دادا شايد بدونه-
اينو پيش گلو دادا ببر
آره درسته
تاکور دستات رو بهم بده
عجب ديالوگي گفتي داداش امجد من يکي طرفدارهاي بزرگت ام
سردار يکي اومده شما رو ببينه
چند نفرن؟(ديالوگ معروف فيلم شعله) فقط پنج نفر،سردار-
اما فيم شعله که دوتا بودن
چرا من ميترسم؟ من که نميترسم
رفقا ديگه وقت رفتنه اگه خواهر بياد ديگه بيا جمعش کن
سردار شرط گذاشتيم بذار يه دور ديگه بازي کنيم
فقط يه دور ديگه يه دور اما چهار نفر-
!خيلي بيانصافيه
گلو دادا اين پسره از دارجلينگ اومده
ميخواد رام موهان ببينه بهش بگو کجا زندگي ميکنه
گلو دادا فقط شمايي که آمار همه رو داري
ميدونم ولي نميتونم کمکي کنم چرا دادا؟-
همين که گفتم نميتونم داداش خب چرا؟-
يه دوماه پيش از اينجا در رفت منم فقط خونهش رو خالي کردم
نميدونم مُرده يا زندهست
چي ميگي تمبا؟
گلو دادا چند دفعه گفتم ساعت ده به بعد بساطت رو جمع کن
مردم وقت خوابشونه
امتحاناتت هم شروع شده
رنو چکار کردي؟ اين بيچاره تازه امروز از دراجلينگ اومده
دنبال آدرس يه نفر بود
اونوقت سطل روش خالي کردي،کار درستي نکردي همه بريد خونههاتون-
رام موهان هم اينجا نيست
بهتون گفتم که زود جمع کنيد
تمبا بريم
سرت رو خشک کن
..سلام يه حموم خوب توي بمبئي نصيبم کردي
ترسيدي؟ آره-
غريبهاي؟ آره-
توي بمبئي براي ترسوها جايي نيست زود برگرد
اگه بموني خودت نميدوني چه بلايي سرت مياد
هي داداش من براي برگشتن اينجا نيومدم
يه روزي بهت ثابت ميکنم يه کارهاي ميشم
چي گفتي؟ از اينجا نميرم-
آفرين
بيا اينجا بذار کيفم رو بردارم-
جيبابو شامتون
شما؟ جيبابو غريبهست-
توي بمبئي کسي رو نداره
..اين رو ميبني مردم بهش خدا ميگن
شنيدم اون تمام دنيا رو درست کرده
اما توي دنيا خودش تنها مونده
تو جاي خود داري
خواهر رو ديدي؟ -آره بيا اينو بگير-
شونه ست شونه؟فکر کردم چاقوه-
بيا بخور ..اما-
اما و اگر اينا رو ول کن هيچکدوم بدرد نميخورن
جايي براي موندن داري؟
خيلي خب ميتوني پيش من بموني
ميدوني توي بمبئي چطور زندگي کني؟ چطور؟-
بخور لامپا خاموش
هوشيار باش و سر مردم کلاه بزار سيگار رو پرت کن و کلبه رو آتيش بزن
منظورم بيا اينجا
بچهها پول دارين؟ نه-
پس بزنيد به چاک... يه لحظه وايسين
..ديگه به هندو،نمشکار(سلام) و به مسلمان سلام
..و به مسيحيها صبح بخيرنميگم..
چون نيومدم اينجا مشکل اجتماعي ايجاد کنم..
درسته؟ آره-
شماها فکر ميکنيد با چند دقيقه حرف زدن توي چشماتون سرمه بذارم
نه کور کردن آدمها کار دکتراست نه من
شايد شماها فکر ميکنيد من بهتون پودر دندان بفروشم
نه انقدرام شماهارو احمق فرض نميکنم
آخه بدون هيچ غذايي دندون ميکم به چه دردش ميخوره؟
نه برادرا نميخوام سرنوشت شما رو پيش بيني کنم
چون خودتون خوب ميدونيد که کسي توي خيابون حرف بزنه و تماشا بکنه دوتا سرنوشتشون خوب نيست
شماها فکر ميکنيد من چي رو ميخوام بفروشم که توي بمبئي پيدا نميشه؟
..ببينيد دوستا توي اين شهر بزرگ
..گوشت گاو و مرغ..
شايدم گران اما همه چي موجوده.. ولي براي خريد نياز به پول داري
و شما اونو نداري همهتون بيپوليد
..همه مرداي که اينجان روياي يک ماشين عالي
و هم چنين رقص با يه دختر توي هتل 5ستاره رو دارن..
اما جيب خاليه
من بهتون ميگم چجوري پول دربيارين ميخواين بدونيد؟
!آره ببين!همه ميخوان-
همه ميخوان آدم بزرگي بشن همه ميخوان پولدار بشن
اما يادتون باشه اينجا بمبئيـه هيچي مفت گيرتون نمياد
هرچي نياز به پول داره پيشنهاد هم مفت گيرتون نمياد
سريع همه يک روپيه بدين
ببين اول بايد ياد بگيري اون بالا رو ببيني
هر کي اينجا بالا رو نگاه بکنه زنده ميمونه
!پايين..باز پايين نگاه ميکنه
هر کي توي بمبئي پايين نگاه کنه چيزي عايدش نميشه
تنها کسي اينجا ميتونه موفق بشه که پلههاي موفقيتش رو خودش بسازه
و اصلا براش مهم نباشه که زير پاهاش کي زندهس کي مُردهس
توي بمبئي براي کسي که حسرت گذشتش رو ميخوره هيچ جايي نيست
همه رو کنار بزن و آينده خودت رو بساز
درس اول..بريم
سلام عمو پاندي زنده باشي-
اومدي جيباباو بمبئي رو بهش نشون دادي؟
چاي بخور بعد بيا خونه
خداحافظ جي
داداش رفيق خيلي خستم يه چاي بهم بده عبدل يه چاي مخصوص براي راجو بيار-
چرا منو ميزني؟ از نانوايي کيک برميداري؟-
نه فقط يه نان بود
خفهشو!داداش رفيق تو همش طرفداري اينو ميکني
اين هر روز يواشکي کيک برميداره ميخوره
حقوقش ده روپيهست اونوقت 15روپيه ميخوره
پس حقوقم بيشتر کن !همچين بزنم تو گوشت-
!حقوقم بيشتر کن برو سر کارت
يه چاي داغ برام بيار زياد جوش نزن-
عبدل يه چاي بيار
يک براي من يه نصف ليوان بهش بدين-
بفرما داداش رفيق بگير اينو-
عجب!يوسف ببين بهم پول ميده
بيخيال داداش هر وقت کار پيدا کردي همش رو بهم بده
عبدل غذا به مشتري بده
سلام داداش رفيق سلام خواهر بفرما-
حالت چطوره؟ خوبم عمو يوسف-
چي ميخوايد؟ چهارتا تخم مرغ يه نان-
چهارتا تخم مرغ بيار
داداش رفيق اگه راجو بخواد ميتونه نانوايي کار کنه
No comments yet. Be the first to leave one.