The first 200 lines.
به عروسيم حتما بيا
کانپور
داماد چطوري؟
خيلي خوب؛ بيا، بيا
داري غذا ميخوري؟ منم ميخورم
عکس رو آوردي؟
عکس؟ همه بيوگرافيش رو هم درآوردم آبجي تماشا کن
تو کجا؟ برو غذا رو بيار و گاز هم خاموش کن
پراته(نان)بيار برام باشه، دايي جان -
دختر شوکلاست، همه جزئيات رو درآوردم
از يه خانواده خوبه
مامان ميگفت يه درجه پايينتر از خودتون زن بگيرين
همه خانوادهاش تحت فرمان شما ميشن حالا ببين
خوشگله نه؟ ايول -
آره يه کم زيادي خوشگله
جوري نشه بشينه دائما آرايش کنه و ما براش آشپزي کنيم
نه بابا! من هستم
منم اميدي ندارم شانتي خانم که شما واسه عروست آشپزي کني
آره چرا به من اميدي داشته باشين؟
ببينم
دخترم با ساتو تماس بگير و بگو يکشنبه دختره رو ببينه
چشم بابا
ببينم داري ميري ديدن دختره چرا عرق کردي؟
تو ده دقيقه چطور ميشه تصميم گرفت که کل زندگي با همين دختر باشه؟
عه؟
آره و اگه تصميم اشتباه بگيري
همه زندگيت نابوده
خب تو ده دقيقه تصميم نگير چطور؟ -
يه مرسدس گرون اجاره ميکنيم سوارش شو و برو
چراغها، سپر و همه چيز رو چک کن
گفته باشم، اينجوري درست تصميم ميگيري
يه کاري ميکنم
چراغ و سپر ماشين تورو چک ميکنم اونجا مقايسه ميکنم
خفه بي ادب؛ زن داداشته خجالت بکش
عه؟مال تو زن داداش و مال من هيچي؟
برو بابا
ببين هان-
براي من آب پز نکن امروز سه شنبهست
رفيق تخم مرغات آبپز شدن خبر نداري، خيلي خوشگله
يه چيزي رو نميفهمم؛ تو کانپور خودمون !چنين دختري بوده و ما خبر نداشتيم
بده من بابا
باشه مامان ميرم
ببينم چه لباسي پوشيدي؟
صورتي! هموني که خاله گودي برام آورده بود
راستي ببين گوشوارههات رو حتما بنداز گوشت
باشه مامان پوشيدم دفعه قبل هم همينا رو گوشم کردم
مامان ببين هان بگو-
براي بار آخر با بابا حرف بزن شايد قبول کنه
انقدر درس خوندم ليسانس علوم اجتماعي دارم
نميخوام انقدر زود ازدواج کنم
يه کم ديگه بخونم کار کنم و يه کارهاي بشم
بعدش باهرکي بگين عروسي ميکنم
براي آخرين بار باهاش صحبت کن, ببين
تو که ميدوني حرف کسي رو گوش نميکنه
براي فرستادنت به دانشگاه الله آباد هنوزم داره سرکوفت ميزنه
ديگه بيشتر خوندن رو فراموش کن
راستي با پسره درست و مودب صحبت کن
و طبق عادتت زل نزن به چشماش
يه کم جلوش اداي خجالت کشيدن رو دربيار
مامان اين خجالت و اينا از من برنمياد همين الان بگم
همونطوري که اون مياد ديدنم منم ميرم ببينمش
و اگه پسره عالي هم باشه و من بگم نميخوام زنش بشم
بابا به زور منو بهش ميده؟
آرتي دخترم، مشکلي هست؟
چي شد؟ چرا ساکت شدي؟
بله بابا
تو دانشگاه کسي رو دوست داري؟
نه بابا
پس خيلي بيعقلي! پسره باسواده؛ دفتر داره
کار دولتي؛ خونه و سطح خانوادهشون خيلي بالاتر از ماست
وصلتي بهتر از اين نميتونيم برات پيدا کنيم
مدير و افسر دولتي گيرت نمياد, فهميدي؟
بله بابا
و آره اگه اينو دوست نداشتي دايي برات سه نفر ديگه پيدا کرده
قبل از پايان سال عروسيت بايد انجام بشه، فهميدي؟
بله بابا
پس سرت رو بنداز پايين و برو پسره رو ببين
چي شد؟
هيچي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و هژير
ساتيندر آرتي -
بفرماييد
چيزي ميخورين؟
آره
گارسون
چي ميخورين؟
قهوه
قهوه، دوتا قهوه بيار همراهش چيزي ديگه؟ کلوچه؟ بيسکوييت؟
دوتا قهوه باشه قربان-
هرچي ميخواين بپرسين من براي مصاحبه امادهام
نه مصاحبه نيست
همونطور که من اومدم ديدن شما شما هم اومدين منو ببينين
شما هم هرچي ميخواين بپرسين
حقيقتش اين روش بنظر من عجيبه
چطور ميشه تو نيمساعت در مورد کل زندگي تصميم گرفت؟
از نظر منم عاقلانه نيست
بابا ميگفت کارمند دولتين؟
آره من تو اداره ماليات دفتردارم
ماه بعد ميرم سرکار تازه استخدام شدم
!اداره ماليات؟ اداره رشوه خواران
شما ميخواين با رشوه خواري پيشرفت کنين؟
نه، نه من مخالف رشوه دادن و گرفتنم
ولي سيستم ما اينجوريه بزور بهتون رشوه ميدن
نه بابا من نميگيرم
نميتونيد رشوه رو رد کنيد
حالا شما ببين من نميگيرم خواهيم ديد -
من قربان-
ممنون خواهش ميکنم-
شما چه انتظاراتي از همسر آيندهتون دارين؟
صبح بيدار بشه چاي درست کنه و صبحانه آماده کنه
وقتي رفتم ناهارم اماده باشه
مثل کاري که مادرم سالهاست براي پدرم ميکنه
از دفتر برگردم خوشگل و آماده ببينمش
شب پاهام رو ماساژ بده من همچين انتظارتي اصلا ندارم
من فقط زني ميخوام که تمام عمر دوست من باشه
فقط مراقب پدر و مادرم باشه و بهشون احترام بذاره؛ همينقدر کافيه
شما چه انتظاراتي دارين از شوهر آيندهتون؟
بابا هيچوقت نذاشته کار کنم من از بچگي هميشه شاگرد اول بودم
فقط انتظار دارم شوهرم اجازه بده کار کنم
تحصيل شما که نبايد الکي هدر بره خوبه که کار کنين
وگرنه رو من فشار مياد و بايد رشوه بگيرما
يه انتظار ديگه دارم ولي يه کم سخته
شما بگيد
انتظار دارم شوهرم هر هفته منو ببره سينما
به سينما علاقه مندين؟ خيلي زياد-
خب پس هر يکشنبه ميبرمت سينما سانس آخر شب
واقعا؟ آره-
خب حالا چکار کنيم؟
يه انگشت انتخاب کن
اين؟ من شب زنگ ميزنم خونه و بله عروسي رو ميگم
انقدر من رو پسنديدين؟
من که هيچي؛ همه شما رو ميپسندن
فقط خدانکنه شما به کسي ديگه علاقمند شيد
منم به مامان زنگ ميزنم
يه چيزي بگم؟ لباس صورتي خيلي بهتون مياد
ممنون
ساتيندر انگشت دومي چي بود؟ ..که اونجا
اهان! اون بجاي شب همين الان ميرفتم دستشويي
و بهشون زنگ ميزنم که موافق عروسيام
يه چيزي بگم؟ البته اگه ناراحت نميشيد
بگو، من هرگز از هيچ حرف شما ناراحت نميشم
اوکورد درسته نه اکورد
هان؟من گفتم آکورد؟عه؟
بيخيال داريم ازدواج ميکنيم آکواردو بيخيال
اوکورد
او کورد
اوکورد
فهميدم آروم آروم ياد ميگيرم
شوهر عمه عزيز درود
بيا اينجا بله-
افرين
اگه ميخواي احترام بذاري؛ درست بذار
نقشش رو بازي نکن دوباره دست بزن به پاهام
بيا اينجا زنده باشي
تمريناتت چطوره؟
خوبه با دعاي خير شما
دعاي خير سلام عمه جان-
پدر تو تاريکي مرد و پسر ترانس برقه
آبا و اجداد ظرف و ظروف فروختن حالا پسر ميخواد افسر بشه
پسرت ميخواد کاري بکنه حمايتش کن
اگه مدير مالياتچي بشه هفت نسلت آباد ميشه
بابا سال بعد قبول ميشم عه؟ واقعا؟-
اگه تو مغازه بشينم ظرف بفروشم
چطوري درس بخونم؟ بايد تمرکز کنم رو درس
پسر تمرکز تو رو من تنظيم ميکنم
يالا بيا خونه ببينمت
عمه جان به آرتي گفته بودم اقدام کنه
پارسال مدرکش رو گرفت تو اين امتحان حتما نفر اول ميشه
منم يه اقدام زير گوشت بکنم؟ !الاغ
اين کارهاي حکومتي مال دخترا نيست به خواهرات پيشنهادهاي غلط نده
راستش اين وصلت خلي خوبه براي آرتي
خب پس کي ميريم خونه آقاي ميشرا؟
فردا ساعت 3 دعوتمون کردن هان-
ساعت دو اينجا باشيها دير نکني
داماد جان شما شام و ناهار به من بده اصلا از اينجا نميرم
!تو آدم نميشي.. هان
با ماهيش صحبت کردم فردا از خانواده شوکلا چند نفر ميان
باشه
شانتي هان-
من با ساتو صحبت کردم
ما تصميم گرفتيم جهاز از خانواده عروس نگيريم
جهاز نگيريم؛ چطوري عروسي کنيم؟
يعني چي؟
يعني واسه پونم ميتوني شوهري پيدا کني که جهاز نگيره؟
نه ديگه، هان؟
پس بدون جهاز چطور ميشه عروسي کرد؟
از حقوق شما که نميشه چيزي جمع کرد تا يه شوهر افسر براي پونم پيدا کنيم
اين رسم رو که ما درست نکرديم
از عروسي ساتو هرچي برسه يه کم ميذاريم روش ميديم به پونم
عروسي پونم که دوسال ديگهست
خب جهازم تا دوسال ديگه دوبرابر ميشه
خب ولش کنيد شما شيرتون رو بخوريد سرد شد
من به ماهيش گفتم ساعت 2:30 مياد
شما که چيزي نميگين بايد يکي باشه حرف حساب بزنه
شير رو بخورين و بخوابين
شما و ابجي يک و دويست گفتين من ميگم خانواده و پسر خيلي خوبن
اگه يک و نيم هم خواستن نبايد از دستش بديم
نه داداش توان ما 1200 هست و همين رو ميديم
تو حرف نزني اونجا
دو ونيم ميليون
No comments yet. Be the first to leave one.