The first 200 lines.
صبر كن
اه!لعنتي
لارا اون زنده نيست
صبر كن
اين رسمش نبود تا اونجايي كه من مي دونم
اينو نابود كردي
برنامه ريزيش كرده بودي كله منو بكنه بعدش بايسته
خوب اينطوري نبود نه
ولي خودت خواستي كه من جنگجو بسازمش
اون دوباره زنده مي شه
اوه سايمون اون لعنتي با تو چي كار كرد؟
خيلي جالبه
من فقط به تو يادآوري کردم که يك خانم هستي
و خانمها بايد رو مد باشند
بله بايد روي مد باشند
خواهران و برادران امروز 15 مي است
اولين روز صف بندي سيارات
و ما هنوز به يافتن محل اون كليد نزديك نشديم
به نظر ميرسه كه وقت ما داره تمام مي شه و اين قابل قبول نيست
آقاي پاول مي شه توضيح خودتونو در اين رابطه بيان كنيد
من توضيحي ندارم و يقينا عذري هم ندارم
بجز اينكه يكبار ديگه هم با احترام به شورا ياد آور بشوم كه ما در حال كار از طريق
راهنماهاي قديمي مربوط به شعارهاي وابسته به فلسفه نظام گيتي هستيم
كه مربوط به دوره قبل از ارسطو مي باشد
خوشحالم اعلام كنم در حال حاضر تقريبا به اون رسيديم
و من در حد اعلا اطمينان دارم
كه ما جواب خودمونو در مورد صف بندي سيارات اعلام خواهيم كرد در وقت مناسب
بنابراين ما كليد را طي يك هفته آينده دريافت خواهيم كرد
بله فقط يك هفته
اين خبر خوبيه
ولي به خاطر داشته باشيد كه ما فقط يك فرصت داريم
تا دونيمه مثلث را به دست آوريم
و اگه موفق نشيم بايد تا 5000 سال ديگه صبر كنيم
من در مورد نظر شما اطلاعي ندارم
ولي خودم خيلي دلم مي خواد اين كار ريسكي را انجام بدهم
ما با شما خواهيم بود
به من اطمينان داشته باشيد
ما الان آماده نيستيم هستيم؟- نه-
صبح بخير لارا امروز روز قشنگيه
برگشتي به سر كار من نگران شدم
اين يك وقت ماجراجويي هست
دوباره مصر
هيچي اما اهرام و ماسه ها
مي دونم به همه جان نفوذ مي كنه
گالري اسپانياي
مي دوني امروز چه روزي هست؟- البته كه مي دونم-
و هرگز نمي تونه روز خوبي باشه
پدر دلم واست تنگ شده
پدر ارزو دارم كه زمان برگرده به غقب
پدرم دوست داشت كه اينو ببينه
امشب نپتون با سيارات ديگر در يك صف مي ايستند
اين اولين مرحله صف بندي تمامي سياراته
كه به هنگام كسوف كامل رخ مي ده
اين واقعه هر 5000 سال يك بار رخ ميده- كي كسوف كامل مي شه؟
ايكاش مي تونستي اونو بياد بياري اون تورو خيلي دوست مي داشت
مامان
منم آرزو مي كنم كه اونو بياد بيارم
بابا با اين وجود تو را دارم
صف بندي سيارات فقط 5000 سال يك بار رخ مي ده
ولي ثابت خواهد شده كه اين زمان ديگه كافيه
چون لارا كوچولو بزرگ ميشه و اونو پيدا كنه
برايس
باشه آ'مدم آمدم
ما اينجا 83 تا اتاق داريم
تو چرا نمي توني تو خانه زندگي كني؟
واسه چي؟ آخه من از تنهايي مي ترسم
اون بوي چي بود ؟
ساعت 5 صبحه
اين يه ساعته ديشب پيداش كردم
داشت تيک تاک ميکرد
اين بايد يكي از اين ساعتها تيک تاکي باشه
اون رو توي اطاق مخفي پنهان كرده بودند
دوباره شروع نكن
لارا اين يك ساعت هست تيك تيك مي كنه و زمان و نشون مي ده
اون ديشب شروع به كار كرد
اون ديشب شروع به كار كرد در اولين شب صف بندي سيارات
خب من يك قهوه نياز دارم
خوب پس بريم
به نظر من كه خيلي عادي مي آيد
ادامه بده
قهوتون قربان بدون كافئين و شير پرچربي
صبر كن چي كار كردي؟
من نمي دونم چي كار كردم
اون كجاست؟- چي كجاست؟؟-
اوه لعنتي
پيچي كوشتي 14 براي پيچ جلو هست
اوه لطفا اين چيه؟
اين نقشه من هست بنابراين من مي دانم كه از كجا آمده اند
خيلي خوب
اين يك نوع پنهان كردن هست
چي هست؟
يك چشم خيره
اون الان در سمت چپ منه
يك ميليون و هشتصد هزار پوند
يك ميليون و هشتصد هزار پوند
يك ميليون و نهصد هزار پوند
دو ميليون پوند
دو ميليون و صد هزار پوند
دو ميليون و صد هزار پوند
دو ميليون و صد هزار پوند
بيشتر كسي نيست؟
دو ميليون و صد هزار پوند
دو ميليون و دويست هزار پوند
متشكرم آقا
دو ميليون و دويست هزار پوند
دو ميليون و دويست هزار پوند 2 دو ميليون و دويست هزار پوند 3
دو ميليون و چهارصد هزار پوند
بنا بر پيشنهاد خانم فروخته شد دو ميليون و چهار صد هزار پوند
دو ميليون و چهار صد هزار پوند
آقا دو ميليون و بانصد؟نه؟
بعد از دو ميليون چهار صد هزار
پيشنهاد خانم دو ميليون 4هار صد هزار تا بود
دو ميليون و پانصد هزار پوند
قيمت جديد دو ميليون و پانصد هزار پوند
بيشتر از دو ميليونو پانصد هزار پوند نبود؟
فروخته شد
آقا ويلسون لارا عزيزم بيا بريم روي اون صندلي بشينيم
بزار برات بيارمش
لارا كرافت من باورم نميشه
چند دقيقه بيشتر طول نمي كشه
تو هنوز خودت را به شكل يك عكاس مجله معرفي مي كني؟
تو مي دوني كه اين شغلت فقط بهانه است
فقط واسه نمايشه
خوب آلكس تو هنوز وانمود مي كني يك باستان شناس هستي؟
لارا چرا هميشه بايد با من سر دعوا داشته باشي
منظورم اينه كه چرا اينجوري باشيم چرا بهتره كه اينجوري باشيم-
چرا؟- چون تو يكي از اشيا من و دزديدي-
دزدديدن از تو؟ مسخره است
فكر نكنم اون شيئي اصلا مال تو باشه
هي تو مهاجم معبد هستي
آقاي وست براتون آمدشون كردم- فكر مي كنم مشتريت منتظرته -
برو گمشو ديگه توي سالن لازمت دارن
تازه اين حرفها رو خودت هميشه مي گفتي اين كار يك تجارته
خوب برو به تجارتت برس
برو
لارا
لارا اين يك چيز منحصر به فرده
فقط يكي از عقربه هايش كار مي كنه
اون مثل چشم مي درخشه
به نظر مي رسه كه كم كم صاف مي شه
و همچنين به سمت عقب كار مي كنه
به نظر مي آيد كه حساب زمان و نداره
و براي شمارش چيزي ساخته شده
به پشتش نگاه كن
انگار واسه تعبيه شدن روي يه چيزيه
تقريبا مثل يك كليد
بله ... بله مجذوب كننده و بطور باور نكردني زيباست
پدرم يك بار در مورد چشم جادويي اينسمسوا صحبت كرده بود
اون گفت كه اين كليد به دارنده مالك خود قدرت فوق العادهاي مي ده
نيروي كنترل زمان
اون بهش مي گفت مثلث نور
چيزي در موردش نشنيديد؟
نه نه نشنيدم
تو هميشه از پدرت تبعيت مي كني؟
پدرت آدم بزرگي بود
تو معجون مي خوري؟ واقعا عاليه
نه
من نمي تونم كمكت كنم لارا
اين ساعت واقعا اسرار آميزه
سلام؟
لارا من ويلسون هستم
ميدوني من دوباره در مورد اون ساعت فكر كردم
يه نفر هست كه مي تونه كمكت كنه
من شماره ات را دادم بهش اون اسمش مانفرد پاوله
تو بايد اونو ببيني- مرسي متشكرم-
خواهش مي كنم- خداحافظ-
مواظب خودت باش- متشكرم-
منو ببخش
خانم كرافت
آه آقاي پاول
نه نه من دستيارشون هستم پيمپز
آقاي پيمپز؟- بله-
اون اينجاست
شغل آقاي پاول چيه؟- ايشون وكيل هستند-
و كارهاي مختلفي را انجام مي ده
يه وكيله؟
خانم كرافت اين باعث خوشبختي من هست
مانفرد پاول هستم
صبح بخير
من معتقدم شما در مورد چيزهاي عتيقه و امور اسطوره واقعا مطرح هستيد
خوب من زياد سفر مي كنم
نه نه آقاي ويلسون گفت كه شما باستانشناس به تمام معنا هستيد
لطفا
اون پير مرد خوبي هست
فکر کنم اون پدرتون رو ميشناخت
بله اونها دوستان بزرگي بودند
من يك بار افتخار ديدن ايشون داشتم
در ونيز
من خيلي از مرگ پدرتون ناراحت شدم
اين همون ساعتي هست كه صحبتش را كردم
خيلي جالبه
باعث شرمندگي هست كه فقط عكس آن را آورديد
با اين وجود مجذوب كننده است
شما گفتيد كه اون شب صف بندي شروع به كار كرد
بله
اون گفت كه شما وكيل هستيد
بله
و مطالعه در مورد ساعتها واستون سرگرمي هست؟
اين فكر منو مشغول مي كنه
ولي محل پيدايش اين ساعت
No comments yet. Be the first to leave one.